۱۳۹۱ مهر ۲۱, جمعه

گزینه نظامی فقط روی میز قرار دارد !

این روزها تحلیل های مختلفی در رابطه با اوضاع اقتصادی و احتمال بروز یک جنگ با ایران توسط آمریکا و یا اسرائیل و مسائل داخلی ایران ارائه شده است که اکثرا ایران را در بعد اقتصادی تا حد فروپاشی کامل اقتصاد ایران متصور شده اند و دلایلی را نیز برای آن ذکر کرده اند و یا در بعد نظامی ایران را ضعیف تر از آنی که وانمود می کند قلمداد می کنند و بحث های فروان دیگری که مد نظر ما در این مقال نیست هر چند نظر تحلیل گران برای ما قابل احترام است ولی واقع بینانه و بیطرفانه نبوده است که باید به آن اذعان داشت و حد انصاف را هم نیز رعایت کرد .
در این نوشته یک بار دیگر دو مسئله مهم اقتصادی و نظامی ایران را مورد کنکاش قرار می دهیم .
نخست اقتصاد ایران ؟
بگذارید با این پرسش شروع کنیم و آن اینکه آیا واقعا اقتصاد ایران بحرانیست ؟! آیا اقتصاد ایران در حال فروپاشیست ؟!!
برای پاسخ به این سئوال ابتدا باید مقدمه هایی را برای آن بیان کنیم .
در ابتدای انقلاب و دوران جنگ تحمیلی ایران سالانه چیزی کمتر از 10 میلیارد دلار درآمد نفتی داشت که بیش از نیمی از آن به مصرف جنگ می رسید و مابقی آن برای امورات جاری کشور هزینه می شد و ساختار صنعتی کشور اکثرا وارادتی دوران پهلوی بود و بسیاری از شرکت های تولیدی به دلیل مسائل امنیتی ناشی از جنگ و یا تحریم های اعمال شده از سوی برخی قدرت ها عملا تعطیل شده بودند و یا امکان تولید را نداشتند و تامین مواد اولیه با کندی پیش می رفت و بنا به اعتراف مسولین وقت آن زمان ، شرکت ها و کارخانه های تولیدی ایران با یک سوم ظرفیت خود کار می کند و چشم انداز تولید بسیار نگران کننده و بحرانی بود .

در آن زمان هم تورم به دلیل وقوع جنگ رشد بسیار زیادی داشت و پس از جنگ هم در دوران دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی تورم به نزدیک 50 درصد رسید که در نوع خود بیسابقه بود و در دوران دولت اصلاحات نیز تورم به جزء یک مدت زمان کوتاه یک ساله رشد چشم گیری داشت .
امّا نکته قابل توجه این است که هیچ گاه اقتصاد ایران دچار فروپاشی نشد در حال حاضر هم علی رغم تحریم های بی سابقه که برای هیچ کشوری در طول تاریخ سازمان ملل به این گستردگی اعمال نشده است درآمد نفتی ایران کاهش چشم گیری نیافته است و برفرض کاهش قیمت نفت نسبت به چند سال گذشته چندین برابر شده است و ضمن اینکه در دوره دولت احمدی نژاد درآمد نفتی ایران بسیار بالا بوده و در تاریخ کشور بی سابقه و بخشی از دلارهای نفتی ذخیره شده است به طوری که اگر ایران برای دوسال به طور کلی صادرات نفت خود را از دست بدهد و به صفر نیز برسد اقتصاد کشور دچار بحران و فروپاشی نمی شود .
ممکن است سئوال شود سقوط ارزش ریال و اوضاع تورمی کشور ناشی از چیست ؟
بنظر می رسد حکومت ایران به خوبی از تاریخ درس گرفته و دقیقا می داند که چه دارند می کند و با مهندسی بسیار حرفه ای و پیچیده و البته با ریسک بالایی به راه خود ادامه می دهد چرا که ایران متوجه این موضوع هست که کشورهای غربی و قدرتمند قبل از اینکه به کشوری حمله کنند ابتدا اقتصاد آن را تضعیف و مشروعیت نظام حاکم را به چالش می کشند و سپس به آنجا حمله می کنند که کشور مقابل در پایین ترین سطح توانایی عکس العمل در مقابل حمله آنها را دارد به طور مثال آمریکا بعد از حمله صدام به کویت ، دولت عراق را مشمول تحریم های سختی کرد و تا چندین سال ادامه داد تا اینکه دولت عراق توان لازم برای دفاع از خود را در همه زمینه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و حتی فرهنگی از دست داد و خیلی سریع و بدون درد سر عراق را اشغال کرد و یا در مورد کره شمالی و لیبی و ... نیز وضع به همین منوال بود.
امّا دست غرب برای تهران رو شده است و دولت مردان می دانند که چه در انتظار آنهاست و لذا با یک مهندسی دقیق و دکترین جدید اقتصادی و امنیتی به تحریم ها می نگرند و اوضاع داخلی و وضع اقتصاد را آنگونه پیش می برند که غربی ها دوست دارند و رسانه های خارجی از اوضاع ایران و اثرگذاری تحریم ها و موفقیت این تحریم ها مانور تبلیغاتی فراوانی می دهند به اصطلاح برای شکار نهنگ ابتدا اجازه می دهند که توسط نهنگ بلعیده شوند و پس از آنکه به درون شکم نهنگ رفتند خنجری را بر قلب او وارد می سازنند و بیرون می آیند و نهنگ از پای در می آید .
تهران می خواهد غرب در خیال اینکه ایران در حالت بحرانی هست باقی بماند و از این رهگذر برای خود منافعی را دنبال می کند کوچک ترین منفعت تهران خرید زمان است و یا اینکه ایران خود را به عنوان کشوری که مورد ظلم قرار گرفته است معرفی می کند و موقعیت خود را در بین افکار عمومی دنیا تقویت می کند و در کشورهای اسلامی به عنوان کشوری که یک تنه در مقابل این همه دشمنی ها ایستاده است نقش یک قهرمان را بازی می کند و....
در ثانی ایران الان نیاز دارد که ارز کمتری از کشور خارج شود بنابراین یکی از این راهها کاهش ارزش پول ملی می باشد و ضمن آنکه اقتصاد غیر نفتی ایران را تا حدودی تقویت نیز می کند چرا که کشورهای خارجی برای دریافت کالاهای ایرانی هزینه کمتری می پردازند و سود بیشتری گیرشان می آید و از طرفی برای ایران هم منافع مطلوبی در پی دارد حتی اگر از صادرات خود نتواند به دلیل تحریم ها ارز آوری داشته باشد می تواند با تهاتر کردن کالا نیازهای خود را بدون استفاده از نفت به دست بیاورد که در دراز مدت می تواند اقتصاد ایران را بدون نفت احیا کند .

دوم در رابطه گزینه نظامی علیه ایران :
اینکه به ایران حمله خواهد شد یا نه ؟ سئوالی ایست که این روزها خیلی از ایرانی ها می پرسند ؟ پاسخش بسیار روشن و واضح هست چرا که با توجه به انتخابات پیش روی ریاست جمهوری در آمریکا و انتخابات پیش موعد در اسرائیل و اوضاع نابسامان اقتصادی در اتحادیه اروپا و بحران شدید مالی در برخی از کشورهای اروپایی و همچنین طی آخرین گزارش بانک جهانی که نشانگر کاهش رشد اقتصادی در اکثر کشورهای صنعتی و غیر صنعتی در دنیا بود و هشداری که این بانک به کشورها در این زمینه داد حکایت از این دارد که اقتصاد جهانی و حتی اقتصاد آمریکا هم توان تحمل طبعات جنگ با ایران را ندارد و در وضعیت شکننده ای قرار دارد و ریسک جنگ با ایران بسیار بالا بوده و از لحاظ نظامی هم کارشناسان امر نیز برآورد دقیقی از واکنش ایران پس از حمله به ایران را ندارند و تقریبا به این نتیجه رسیده اند که فقط می توانند آغازگر جنگ باشند ولی قطعا پایان دهنده آن نخواهند بود و مسئولین ایرانی نیز بارها در جایگاههای مختلف علنا اعلام کرده اند که در صورت حمله به ایران حتی حمله محدود به مراکز اتمی اش ، ایران واکنش شدید نشان خواهد .
بنظر می رسد جنگ به جز اسرائیل گزینه هیچ کشور دیگری نیست و اینکه آمریکا ادعا می کند تمام گزینه ها روی میز است چیز جدیدی نیست و آمریکا بعد از ماجرای گروگان گیری کارکنان سفارتش در تهران همواره این گزینه را روی میز داشته ولی هیچ گاه از آن استفاده نکرده است .
ضمن آنکه با سقوط جمهوری اسلامی ایران منافع آمریکا در خاورمیانه بالقوه تهدید خواهد شد و دیگر بهانه ای برای حضورش در خاورمیانه نخواهد داشت و باید این نکته را هم فراموش نکنیم که هم آمریکا و هم ایران از دشمنی با یکدیگر منافع فراوانی برای خود دارند آمریکا فقط در سال 2011 بیش از 100 میلیارد دلار سلاح به کشورهای حاشیه خلیج فارس و خارومیانه فروخته است در حالی که اگر ترس از ایران نبود این کشورها به این میزان سلاح از آنها نمی خریدند ضمن آنکه ایران نیز سعی دارد از این رهگذر برای خود در جهان و بخصوص در خاور میانه جایگاه ویژه ای دست و پا کند و خود را قدرت برتر در آن بداند که ایران نیز منافعی از این دشمنی با آمریکا دارد که بحث دیگری را طلب می کند و تا زمانی که این منافع برای دو طرف وجود دارد تهدید کردن و متهم کردن یکدیگر بهترین گزینه است و گزینه نظامی فقط روی میز قرار دارد .



۱۳۹۱ مهر ۴, سه‌شنبه

امروز چهارم ماه مهر







امروز چهارم ماه مهر



زاد روز یکی از رهبران جنبش سبز که مظلوم واقع شده،چنانکه حتی کسانی که نام سبز را یدک میکشند کوچکترین پیام تبریکی برای سالروز تولدش منتشر نکرده اند."مهدی کروبی بزرگمردی از تبار لرستان زادروزت گرامی باد"

۱۳۹۱ شهریور ۱۸, شنبه

بوی باروت می آید؟ تحلیلی بر اقدامات دولت کانادا و سه کشور اروپائی در یک روز علیه ایران

جمعه 17 شهریورماه درست مصادف با روز خونینی در تاریخ ایران ، وزارت امورخارجه کانادا طی بیانیه ای از تعطیل شدن سفارت این کشور در تهران خبر داده است و در این بیانیه دولت کانادا دیپلمات های ایرانی مستقر در اتاوا را " عنصر نامطلوب " تشخیص داده و به دیپلمات های ایرانی در کانادا پنج روز فرصت داده شده است که خاک این کشور را ترک کنند .
معنای دیپلماتیک این بیانیه یعنی اینکه دولت کانادا رسما روابط دپلماتیک خود را با دولت جمهوری اسلامی ایران بطور کامل قطع کرده و علاوه برآن دولت کانادا در این بیانیه ایران را مهم ترین تهدید کننده برای صلح و امنیت جهانی می داند و نام ایران و سوریه را در لیست کشورهای حامی تروریسم قرار داده است.
در مقابل رامین مهمان پرست ، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران در واکنش به این اقدام دولت کانادا ، این اقدام را " شتاب زده و افراطی " و " نژاد پرست " دانسته است و گفته است به زودی پاسخ کانادا را خواهیم داد.
اسرائیل هم بلافاصله از این اقدام دولت کانادا استقبال کرده و  آن را مورد ستایش قرار داده است . امّا این پایان ماجرا نبود در قاره سبز کشورهای آلمان ، فرانسه و بریتانیا از قدرت های مهم اقتصادی و نظامی اتحادیه اروپا خواستار تشدید تحریم ها علیه ایران شده اند و در آمریکا دشمن اصلی جمهوری اسلامی ایران نیز سه سناتور با صدور بیانیه ای از دولت آمریکا خواسته اند که مواضع سخت گیرانه تری در قبال دولت ایران اتخاذ کند.

بدون تردید آنچه که در این میان از درون اقدامات این دولت ها و اتخاذ چنین تصمیم هایی مهم جلوه می نماید ، وجود یک خط جدید فشار به ایران در یک برنامه ریزی گسترده در یک زمان خاص و با برنامه ای از قبل تعیین شده می باشد چراکه نه دولت کانادا و دولت های دیگر یک شبه و بدون داشتن اضطرار این تصمیم های پر هزینه و پر چالش در فضای بین المللی اتخاذ نکرده اند ، بلکه این اقدامات به مثابه حمله جدید دیپلماتیک این کشورها علیه دولت جمهوری اسلامی ایران و تحت فشار قرار دادن آن می باشد.

امّا در پشت پرده این اقدامات چیست ؟ چه انگیزه ای باعث اتخاذ چنین تصمیم های شده است ؟ پاسخ ایران در قبال اقدامات این دولت های غربی چیست ؟ آیا این اقدامات پیامی محکم و قاطعی را به دولت مردان تهران ارسال می کند ؟
برای روشن شدن این سئوالات طبق رسم کارشناسی باید دست به دامان گمانه زنی شد چراکه اعلام قطعی نتیجه چنین اقداماتی در این زمان کوتاه میسر نیست و چه بسا قضاوت زود هنگام در این باره خطائی فاحش باشد بنابراین آنچه که در ادامه خواهد آمد فقط تحلیل برخی از این اقدامات و نتایج احتمالی و تبعات آن می باشد .

1- نخست اینکه دولت کانادا چه ضروتی را احساس می کرد که با صدور این بیانیه هم دولتمردان ایران و هم خیلی از کشورهای دیگر را غافلگیر کنید ؟ در حالی که در چند ماه گذشته دولت کانادا بخش کنسولی سفارت خود در تهران را به دلیل آنچه که گفته شد " کاهش برخی از هزینه ها " تعطیل کرده بود و از طرفی سطح روابط این کشور با ایران در سالهای اخیر در پائین ترین سطح ممکن یعنی کاردار تنزل یافته بود و از طرفی دیگر در ماه گذشته یکی از کارمندان سفارت جمهوری اسلامی ایران در اقدامی نسنجیده اظهاراتی را درباره ایرانیان ساکن کانادا بیان کرد که خشم دولت کانادا و بسیاری از سیاستمدارن و حتی ایرانیهای مقیم این کشور را برانگیخت و خیلی ها خواستار تعطیلی سفارت جمهوری اسلامی ایران در اتاوا شدند به همه اینها اضافه کنید ماجرای قتل زهرا کاظمی کانادایی ایرانی تبار در زندان اوین تهران و موارد مشابه دیگری که همواره در روابط نه چندان گرم تهران و اتاوا موثر بوده است امّا نکته ای که بسیار جلب توجه می کند و کمی توجیه آن دشوار می شود این است که این اقدام وزارت خارجه کانادا برای قطع روابط دیپلماتیک با ایران در چنین زمانی و بدون پیش زمینه مملوسی که حکایت از چنین اقدامی داشته باشد کمی شک برانگیز است.

 بنظر می رسد دولت کانادا هرچند براساس اقدامات دولت جمهوری اسلامی ایران و ماجرای اظهار نظر محمدی کارمند سفارت ایران در اتاوا و موارد دیگر از تهران خشمگین و ناراحت بوده ولی برای چنین تصمیمی قطعا کافی نبوده است شاید دولت کانادا به نمایندگی از برخی قدرتهای غربی با این اقدام خود اولین کسی بوده که صدای زنگ خطر جنگ و حمله نظامی را به گوش تهران رسانده است و اینکه درهای مذاکره برای توافق بر روی برنامه هسته ای ایران در حال بسته شدن است و زمان برای به ضرر تهران به سرعت در حال سپری شدن است و بسته شدن سفارت کانادا در تهران شاید به منزله پایان روابط دیپلماتیک باشد ولی می تواند مقدمه تعطیلی سفارتخانه های دیگر کشورهای غربی باشد که در طول چندین سال گذشته بخصوص دو دهه گذشته هرگاه صدای زنگ های خطر جنگ برای کشوری شروع به نواخته شدن کرده است مانند عراق ، لیبی ، افغانستان و... سفارت خانه های کشورهای غربی یکی پس از دیگری تعطیل شده است امروز این پرسش مطرح است آیا دولت کانادا آغاز کننده تعطیلی سریال وار سفارتخانه های دیگر در تهران بوده است یا صرفا روابط دو جانبه مطرح بوده ؟!


2- به فاصله چند ساعت از اعلام دولت کانادا مبنی بر تعطیلی سفارت خود در تهران دولت های بریتانیا ، فرانسه و آلمان و سه سناتور آمریکایی خواهان تشدید تحریم علیه ایران شده اند در حالی که دولت ایران در بدترین شرایط خود پس از انقلاب اسلامی و حتی تاریخ خود دارد و سنگین ترین و بی سابقه ترین تحریم های اعمال شده بعد از جنگ جهانی دوم را تحمل می کند و نزدیکترین متحد استراتژیک خود یعنی دولت سوریه در حال احتضار قرار دارد و دولت بشار اسد مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده و هر آن احتمال سقوط آن ممکن است و از طرفی دولت اسرائیل در چند ماه گذشته بیشترین تهدید به حمله نظامی به ایران را پس از پیروزی انقلاب علیه ایران متوجه ساخته و هرآن احتمال آن می رود اسرائیل به تاسیسات هسته ای و زیر بنائی ایران حمله کند و...

بنظر می رسد این دولت ها با هماهنگی یکدیگر و درست در یک خط فکری خاص و حجم گسترده اقدامات دیپلماتیک در زمان خاص و استفاده گسترده از رسانه های خود برای تحت فشار قرار دادن ایران همه و همه مقدمه ای برای آماده سازی افکار عمومی داخل کشورهای خود  و جامعه بین المللی برای حمله نظامی با ایران می باشد چراکه عملا درخواست این سه کشور و سناتورهای آمریکائی برای تشدید تحریم ها علیه ایران به مثابه تفنگ بدون فشنگ است زیرا کشورهای غربی آمریکا و اتحادیه اروپا مهم ترین بخش های اقتصادی ایران یا در اصل موتور حرکت ایران که فروش نفت و بانک های آن می باشد را تحریم کرده اند و در چندماه قبل آخرین گلوله های تحریمی خود را شلیک کرده اند و عملا چیز دندان گیری برای تحریم باقی نمانده است بلکه هدف از این گونه درخواست ها همانند نسیمی ایست که شروع به وزیدن کرده تا تبدیل به طوفان حمله نظامی و جنگ علیه ایران شود و دولت ایران جز رجزخوانی از پشت تریبون وزارت امورخارجه و دیگر مجامع بین المللی همانند تفنگ خالی از گلوله است و فقط ارزش تبلیغاتی و رسانه ای دارد.
با این حال باید صبر کرد و منتظر ماند تا ابعاد بیشتری از پشت پرده این اقدامات برای ما روشن شود ولی به عنوان یک ایرانی امیدوارم هیچ گاه خطر حمله نظامی ایران عزیزمان را تهدید نکند چرا که جز ویرانی ایران ارمغانی دیگر برایمان نخواهد داشت. 



۱۳۹۱ مرداد ۲۲, یکشنبه

ضرورت تجدید نظر در برخی از مواضع اصلاح طلبان

در حالی که در جبهه اصولگرایان و برخی از چهره های مطرح در انتخابات ریاست جمهوری آینده مانند محسن رضایی و قالیباف و علی لاریجانی و... برای کاندیداتوری خود برنامه ریزی می کنند و علی رغم سکوت خبری به صورت چراغ خاموش و چراغ پایین رفته رفته ستادها و نیروهای خود را در سراسر کشور سازماندهی و آماده سازی می کنند که مسنجم تر و باقدرت در انتخابات آینده ورود پیدا کنند در این سوی عالم سیاست کشور اصلاح طلبان هنوز بر سر حضور در انتخابات با یکدیگر مسابقه گذاشته اند و زمانی تصمیم گیری خواهند کرد که فرصت کافی برای سازماندهی ستادها و نیروهای حامی اصلاحات در داخل کشور بسیار ضیق خواهد بود .
اظهارات آقای موسوی تبریزی از بزرگان اصلاحات مایه تاسف شد که هنوز بدون اجماع دیگر اصلاح طلبان اعلام کرد که " اصلاح طلبان در انتخابات آینده شرکت نمی کنند " اینگونه موضع گیری ها باعث می شود که رقیبان از عدم هماهنگی و نداشتن موضع واحد سوء استفاده کنند در شرایطی که شرکت در انتخابات آینده برای اصلاح طلبان ضروری بنظر می رسد بیان چنین مواضعی جزء خودزنی و القاء یاس و نامیدی در بین حامیان و هواداران اصلاح طلبان دست آورد دیگری ندارد .
با توجه به شناختی که از جناب آقای موسوی تبریزی داریم انتظار داشتن برای عدم ابراز نظرات احساسی شخصی در این برهه حساس زمانی خواسته گزافی نیست اگر ایشان به هر دلیلی مخالف حضور اصلاح طلبان هستند می توانند بدون موضع گیری علنی و رسانه ای نظراتشان را به رهبران اصلاحات منتقل کنند و در نهایت بعد از تصمیم گیری نهایی اعلام موضع کنند  تا اگر بنا شد در انتخابات شرکت کنیم مجبور نشوند از نظر نسنجیده خود عدول کنند و موجبات تمسخر رقبا را در آینده به وجود آورند .
از سویی دیگر آقای خاتمی در دیدار با جمعی از اهالی مطبوعات و روزنامه نگارها اعلام کرده اند که " اگر لازم باشد ما باید از برخی از خواسته هایمان عدول کنیم " هر چند این موضع گیری آقای خاتمی در این شرایط و حساسیت های موجود فضای داخلی ایران مناسب بود امّا کافی نبود ایشان باید لفظ " اگر اگرها " را کنار بگذارند و خیلی سریع و صریح موضع گیری خود را اعلام کنند تا تکلیف خیلی ها روشن شود بنظر میرسد زمینه برای عدول از برخی ادعاها و خواسته ها مهیاست و بیش از این تعلل کردن به هیچ وجه به صلاح جبهه اصلاحات نیست ، شاید خاتمی از شماتت رقبا و خشم برخی از تندروهای درون حزبی و سازمانی می ترسد و دقیقا نمی داند واکنش این طیف از افراد چه خواهد بود ولذا کمی محتاط تر و دست به عصا راه می رود ولی هرچند این رویه به صواب نزدیک تر است امّا قطعا به ضرر جبهه اصلاحات است در عالم سیاست گاه خطر کردن به معنای گریز از عقلانیت نیست امّا جسارت خطر را داشتن خودش یکی از بزرگترین شجاعت هاست و آنچه که می تواند این روزها خاتمی را دوباره به محافل اصلی سیاست و قدرت برگرداند داشتن جسارت و شجاعت بیان مواضع جدیدی که بتواند تضمینی برای نظام و امیدی برای دوستداران و هواداران اصلاحات باشد .
مواضعی که خاتمی در این شرایط می تواند بیان کند باید در برگیرنده حفظ و بقای جریان اصلاحات باشد نه حذف و محدودیت آن ، در سیاست وقتی نمی توانی امتیاز بگیری لاجرم باید امتیاز بدهی ، در هر کجای دنیا چنین است بنابراین آقای خاتمی باید از برخی از ادعاهای قبلی مانند تقلب در انتخابات و برائت از برخی از اقداماتی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم برخی نیروهای تندرو و شاید خارج از اصلاح طلبان بنام اصلاح طلبان رقم زدند می تواند چهره کنونی آنرا ترمیم کند چرا که اگر جناب آقای خاتمی و ما از این ادعاها عدول نکنیم چگونه می خواهیم در انتخابات شرکت کنیم ؟!
آیا هواداران و حامیان ما و مردم و رقباء از ما نخواهند پرسید شما که ادعای تقلب در انتخابات گذشته داشتید چگونه دوباره حاضر شدید با همان سیستم در انتخابات شرکت کنید ، و سئوال های دیگری که اگر ما از این ادعاها عدول نکنیم پاسخی برای آن نخواهیم داشت در این صورت ادعای شرکت در انتخابات غیرقابل توجیه است و فقط موجبات تمسخر خود از سوی برخی از رسانه های رقباء را فراهم خواهیم کرد .
در یک جمع بندی می توان نتیجه گرفت شرایط برای اصلاح طلبان حیاتی و رقابت فضای سیاسی داخل کشور نفس گیر و مستلزم رعایت همه جوانب هست امّا این شرایط به معنای چشم پوشی از واقعیت های در حال جریان داخلی نیست و ما چاره ای جزء این نداریم که به قانون اساسی و رهبری رجوع و از برخی از ادعاها عدول  و از برخی از چهره ها عبور کنیم و مجموعه ریزش ها و رویش ها در اینصورت می توان امید داشت که جبهه اصلاحات بار دیگر می تواند مقتدرانه و با پشتوانه مشروعیت و مقبولیت به عرصه سیاسی کشور بازگردد که آن روز دور از انتظار نیست .


۱۳۹۱ مرداد ۲۱, شنبه

برای زلزله زدگان آذربایجان

از چه لرزیدی زمین؟؟؟!!! به کدام گناه صورت مادر اشک شد 

وصورت کودک تباه؟؟؟!!!! 

از چه لرزیدی زمین؟؟؟!!! این مصیبتو به همه ی ایرانیها 

تسلیت میگم . نمی دونم چی بگم ........ 

من بتون عزیز همشهریلریمه آذربایجان ملتنه بو بویوک 

مصیبته تسلت عرض ادریم الله ان شاالله تامام بو ملت 

قهرمانا صبر عنایت ایتسن .

۱۳۹۱ مرداد ۱۴, شنبه

باید از موسوی و کروبی عبور کنیم

بدون تردید نمی توان انتخابات سال آینده ریاست جمهوری یازدهم را یک انتخابات ساده تلقی کرد بلکه باید آنرا به عنوان یک انتخابات حیاتی و تاریخی برای کشور بخصوص اصلاح طلبان و جناح منتقد دولت احمدی نژاد دانست چرا که هم اصلاح طلبان و هم اصولگرایان از عملکرد هشت ساله دولت وی بسیار شکایت ، انتقاد ، و گلایه دارند و این امر بر کسی پوشیده نیست که هر دو جناح منتقد و مخالف دولت کنونی هستند و بعد از انتخابات سال 88 و رفتاری که دولت احمدی نژاد از خود نشان داد کم کم نظرات این دو جریان را به هم دیگر حداقل در این یک مورد یعنی عدم کفایت دولت به هم نزدیکتر کرد.
با توجه به جریانهای سیاسی فعال در داخل کشور و شرایط ویژه داخلی و بین المللی اقبال عمومی نسبت به اصلاح طلبان بیش از گذشته است و انتخابات سال آینده ، فرصتی تاریخی برای حیات و یا ممات جبهه اصلاحات است و اصلاح طلبان باید با فعالیت هوشمندانه و عاقلانه و به دور از احساسات از این پیچ تاریخی با موفقیت عبور کنند .

خیلی زشت است که در درون جبهه اصلاحات این همه اختلاف بر سری رهبری واحد این جریان وجود دارد و در حالی که کمتر از 10 ماه مانده به انتخابات هنوز اصلاح طلبان به ائتلاف و تن نهادن به رهبری یک شخص و یا یک شورای متحد دست پیدا نکرده اند و بنظر می رسد این خلاء در شرایط کنونی خسارات جبران ناپذیری در آینده به پیکره جبهه اصلاحات وارد سازد و بزرگان باید یک فکر اساسی و قاطع و سریع در این مورد بیاندیشند تا از این مرحله عبور کنیم .

بنظر می رسد شخص جناب آقای خاتمی باید به عنوان محور اصلی اصلاحات و به نوعی رهبر این جبهه باید بیش از گذشته فعالیت های خود را در راستای تجمیع نیروی های وفادار و معتقد به اصلاحات گسترش دهد و بیش از حد نسبت به برخی مواضع پیشین پافشاری نکند و حتی اگر لازم است از برخی مواضع نیز عدول و عقب نشینی کند چرا که عالم سیاست اقتضائات خود را دارد و یک سیاست مدار گاه در عالم سیاست مجبور می شود از برخی از افراد و یا آرمانهای خود به خاطر مصلحت عبور کند نباید برخی این عدول ها و عبورها را به عنوان شکست تلقی کنند بلکه باید به عنوان یک استراتژی سیاسی یک جریان از آن نیز حمایت کرد در این صورت است که می توان در عالم سیاست باقی ماند و سیاست ورزی کرد و مناسبت های سیاسی یک کشور در موازنه قوا نقش بازی کرد و جایگاهی برای خود تعریف کرد و این یکی از اصول سیاست در جهان و تمامی کشورهاست و اصلاح طلبان نیز استثناء از آن نیستند.

خاتمی باید در این شرایط بسیار حساس که مساله مرگ و زندگی اصلاحات در میان است تصمیم نهایی را بگیرد و این جریان سیاسی پویا و زنده اصلاحات را نباید فدای رفاقت بازی و چند فرد بکند اگر لازم است از موسوی و کروبی هم عبور کند قطعا کسانی که از سیاست فقط سین آن را هم بلد باشند باید منصفانه قضاوت کنند و در این صورت حق را به خاتمی بدهند چرا که ما تا ابد که نمی توانیم پا بند دو نفر باقی بمانیم و فرصت ها را یکی پس از دیگری بسوزانیم ، ما تا همین جا هم که برخی از فرصت ها را به خاطر موسوی و کروبی سوزانده ایم اشتباه کرده ایم ما از اوّل باید می دانستیم وقتی نمی توانیم برای آزادی آنها قدمی برداریم و آنقدر وزنی سیاسی در داخل نداریم که حداقل حاکمیت را وادار سازیم این دونفر را به مدت چند روز به مرخصی بیاوریم چطور می توانیم مدام هزینه کنیم برای مهره های سوخته ای که حتی اگر آزاد هم شوند ما باید روی افراد دیگری سرمایه گذاری کنیم و آنها دیگر کارآیی و کارکرد های خود را از دست داده اند .

ما نباید از اوّل از آقای کروبی و موسوی تابو می ساختیم که امروز برای یک تصمیم گیری ساده ای که قبلا به راحتی آنرا انجام می دادیم امروز دچار مشکل شویم و به معضلی بزرگ برای ما تبدیل شود که الان نتوانیم به راحتی از آنها عبور کنیم این نشان از ضعف ما در ریل گذاری در بخش اصول و استراتژی ما در جبهه اصلاحات دارد و آقای خاتمی باید این تابو ها را علی رغم میل باطنی بشکند و این شجاعت را از خودش بخرج بدهد و نیروهای درون سازمانی اصلاحات هم نباید با ملتهب کردن فضاء و متهم کردن خاتمی و برخی از اصلاح طلبان آنها را در این شرایط تحت فشار قرار دهند بلکه به نظر آنها و تصمیم های آنها احترام بگذارند  و با کمک به اتخاذ یک سیاست اصولی و منطقی راه را برای حضور آنها در عرصه انتخابات آینده هموار کنند. 

هر چند می دانیم این کار سختی ایست و زحماتی که قبلا آقای موسوی و کروبی برای جبهه اصلاحات کشیده اند قابل تقدیر است ولی خود آنها هم الان راضی نیستند به خاطرشان یک جریان بزرگی همانند اصلاحات دچار مشکل شود امیدورام آقای خاتمی همین روزها با آن صلابت و استواریهای دوم خرداد 76 با اعلام مواضع خود که می تواند مبتنی بر قانون اساسی و ظرفیت های مردمی و حضور حداکثری اصلاح طلبان در انتخابات سال آینده ، نشان دهد که جبهه اصلاحات یک جریان است همانند یک رودخانه که در فراز و نشیب های مسیر حرکتش ممکن است با سختی سربالایی و سراشیبی همراه باشد ولی هیچ گاه متوقف نخواهد شد و قائم به شخص و اشخاص خاصی نیست و همواره در حال زایش و نوآوری ایست و اگر ریزش ها و پوست اندازی هایی داشته باشد ولی قطعا رویش های زیادی هم به همراه خواهد داشت.



۱۳۹۱ مرداد ۱۰, سه‌شنبه

تحلیلی بر چشم انداز تحریم های جدید آمریکا

امروز خبری جدید از تحریم های تازه دولت ایالات متحده آمریکا در خروجی های بسیاری از خبرگزاری ها بین المللی قرار گرفت مبنی براینکه دولت آمریکا ظرف دو ماه دیگر مکلف است بسیاری از درآمدهای ایران را کاهش دهد و حتی کشورها را از فروش گندم که ضروی ترین نیاز غذایی هر جامعه ای هست منع می کند.

این تحریم های بی سابقه هر چند می تواند در کوتاه مدت تاثیر گذار باشد ولی در دراز مدت می تواند نتیجه عکس داشته باشد و علاوه براین چهره دولت آمریکا را رفته رفته حتی در میان مخالفین و منتقدین نظام هم مخدوش خواهد کرد و ترمیم آن در آینده برای ایالات متحده آمریکا هزینه هایی به مراتب بیشتر از هزینه هایی ایست که الان به مردم ایران به بهانه آنچه که آمریکا پیشگیری از دست یابی ایران به سلاح اتمی می نامد تحمیل خواهد کرد و در مقابل جمهوری اسلامی ایران بارها بر صلح آمیز بودن فعالیت های خود اذعان کرده و اتهامات را همواره رد کرده است .

اصولا روش و سلاح تحریم می تواند کارآیی و کارکرد کوتاه مدت در صحنه بین المللی داشته باشد چرا دنیا فقط آمریکا نیست و کشورهای زیادی هستند که علی رغم اینکه در اکثر موارد از روی اجبار از دولت آمریکا و سیاست هایش پیروی می کنند ولی اگر منافع آنها و هزینه های همراهی با سیاست های آمریکا بیشتر از حد توانشان باشد مجبور خواهند شد این همکاری را متوقف و یا محدود سازنند و ضمن آنکه شرایط بحرانی اقتصاد اروپا و آمریکا و در کل اقتصاد جهانی همه و همه عواملی هستند که چشم انداز تاثیر گذاری تحریم های قبلی و جدید علیه ایران را در هاله ای از ابهام و تردید برده است که لئون پانه تا وزیر دفاع آمریکا امروز بر عدم تاثیر تحریم ها بر روند برنامه هسته ای ایران صراحتا اشاره کرد و علی رغم این خواستار تشدید تحریم ها علیه ایران شد.

در ایران هم تحریم ها اثرات خود را بر روی اقتصاد ایران گذاشته است به طوری که ارزش پول ملی ایران در مقابل سایر ارزهای معتبر بین المللی مانند دلار و یورو حدود 70 درصد کاهش یافته و از سویی دیگر تورم افسار گریخته ای که رفته رفته توان مردم بخصوص طبقه متوسط و فقیر ایران را بریده و هر روز قیمت بسیاری از کالاهای اساسی و ضروی و غیر ضروی شاهد افزایش قیمت است به عنوان مثال بحران مرغ در ایران یک نمونه آن است هرچند این گرانی ها بخشی به دلیل اثرگذاری تحریم هاست ولی بخش عمده آن نیز به دلیل سوء مدیریت و شتابزدگی در تصمیم گیری های مدیران اقتصادی و اثرات روانی این عوامل بوده است که فضای ایران را بیش از گذشته ملتهب کرده است .

از سویی دیگر برخلاف چند ماه گذشته که آمریکا و اسرائیل و برخی از دولت های غربی از احتمال افزایش گزینه نظامی در مورد ایران سخن می گفتند و با ارسال نانوهای جنگی و هواپیمابر خود به خلیج فارس می خواستند این پیام را که گزینه نظامی روی میز است را با قاطعیت به تهران اعلام کنند در چند هفته گذشته کمی فضای ملتهب گذشته کمی از سوی آنها آرام شده و تهران هم که گزینه بستن تنگه هرمز را به عنوان حق مشروع خود می دانست را مدام مطرح می کرد این روزها کمی از شدت این تهدیدها کاسته شده است و بنظر می رسد هر دو طرف جنگ خود را از تهدید لفظی به سوی جنگ پنهان اقتصادی در عمل مبدل کرده اند و هم اکنون این جنگ در ابعاد پیچیده و نفس گیری در حال ادامه است.

فارغ از اینکه آیا آمریکا و هم پیمانانش و یا جمهوری اسلامی ایران کدامیک در این جنگ نابرابر پیروز میدان خواهند شد نکته ای که بخصوص دولتمردان آمریکایی باید به آن توجه داشته باشند این است که مردم ایران به عنوان اولین کسانی هستند که هزینه این تحریم ها را پرداخت کرده و می کنند و این با شعارهای رسمی دولت آمریکا که بارها اعلام کرده است که ما با ملت ایران مشکلی نداریم و آنها را دوست خود می دانیم که در بیانیه های مختلف دولت آمریکا و شخص آقای اباما بخصوص در پیام های نورزی و سخنرانهای متعدد به آن اشاره کرده است مغایرت دارد و این دوگانگی در سیاست واشینگتن می تواند در حافظه تاریخی ایران اثرات منفی و مخرب تری حتی نسبت به کودتای 28 مرداد 1332 داشته باشد چرا که مردم ایران به قول یک ضرب المثل مشهوری ایرانی خواهند گفت " روزگار برای ما از این بیش تر هم تنگ تر نخواهد شد ".

بنظر می رسد دولت آمریکا و اساسا قدرت های جهانی باید در سیاست های خود نسبت به ایران بازنگری کنند و باز تعریف جدیدی از مناسبت ها و رفتار خود با مردم ایران و دولت جمهوری اسلامی ایران داشته باشند و برخی از حقوق ملت ایران را به رسمیت بشناسند در این صورت است که ما شاهد خواهیم بود برخی از مشکلات و موانعی که در این مناسبت ها و به طور کلی در ایران وجود دارد را می توان با انجام برخی از اصلاحات از پیش روی برداشت و در آن زمان هست که شاهد تعامل و همکاری نزدیک ایران با کشورهای غربی و آمریکا خواهیم بود.

مادامی که سیاست های تحریم های فلج کننده و یک جانبه و چند جانبه علیه جمهوری اسلامی ایران وجود داشته باشد نمی شود انتظار پیشرفتی در حلّ و فصل برخی موانع بین ایران و جهان غرب داشت چرا که حتی دشمنی کردن هم قواعد و شرایط خاص خودش را دارد تحریم های جدید آمریکا علیه ایران واقعا دیگر غیر قابل قبول است به قول معروف آش آنقدر شور شده که صدای آشپز هم درآمده است بنظر می رسد هیچ شهروند ایرانی که کشور و ملت خودش را دوست داشته باشد در دنیا نیست که از این تحریم ها خوشحال باشد و کسانی که ابراز خوشحالی می کنند شمشیر را از رو بسته اند چرا که این تحریم ها در هیچ یک از منشور سازمان ملل در این حدّ که حتی فروش گندم را ممنوع کرده باشد نیامده و اساسا هیچ توجیه عقلی و منطقی ندارد و فاقد مبنای حقوقی در نظام بین المللی ایست و اینکه برخی از دولتمردان آمریکایی و غربی اظهار می کنند این تحریم ها هوشمند هستند و مردم ایران را هدف قرار نداده است بنظر عوام فریبی ایست چرا که این تحریم ها دقیقا و برخلاف این اظهارات مردم ایران را هدف قرار داده است .

بنظر می رسد دولت های غربی در این شرایط برای اثبات دوستی خود با مردم ایران می توانند برخی از تحریم های اقتصادی که علیه ایران اعمال کرده اند را قبل از آنکه شکست بخورد برای ترمیم چهره خود لغو کنند و از ابزارهای دیگر دیپلماتیک برای حل اختلافات خود با دولت جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند تا اینکه مردم بیش از این تحت فشار قرار نگیرند و قطعا در این صورت دیوار اعتماد بین طرفین ایجاد خواهد شد و در این شرایط چشم انداز توافق بر سر برنامه هسته ای ایران و برخی مسایل مطرح و سایر موارد اختلاف روشن تر و قابل دسترسی خواهد بود .


۱۳۹۱ مرداد ۸, یکشنبه

احتمال رفع حصر کروبی قبل از عید فطر

نامه ای که آقای محمد تقی کروبی برای سران عالی رتبه کشور نوشته بود از هر حیث دارای اهمیت است و می تواند مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد . درخواستی که ایشان و خانواده آقای کروبی در رابطه با انتقال آقای کروبی این مبارز نستوه به منزل جماران و یا اینکه به زندان اوین ، درخواستی منطقی و غیر قابل خدشه است و باید رسانه های مختلف بخصوص اصلاح طلبان در این برهه از زمان مانور بیشتری روی این موضوع داشته باشند تا اینکه ان شاالله هر چه زودتر شاهد تغییر رفتار حکومت با این مرد مبارز باشیم و البته نباید آقای موسوی را نیز فراموش کنیم واین دو بزرگوار هر دو برای ما نماد اصلاح طلبی و مبارزه هستند و هیچ عاملی نمی تواند جایگاه آنها را نزد مردم خدشه دار کند چرا که ما به رهبران خود اطمیان و به اهداف آنان که اهداف ما نیز می باشد ایمان کامل و راسخ داریم هرچند در برخی موارد در آن دوران حوادث پس از انتخابات موضع گیری هایی صورت گرفت که شاید تند بود و می شد بهتر از آن عمل کرد ولی به هر حال گذشته را باید فراموش کنیم و با امید به آینده با توان بیشتری در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم شرکت کنیم که این بار قطعا بخت اصلاح طلبان بسیار زیاد است و این یک امر بدیهی ایست و ما نباید فرصت سوزی کنیم.
در تماسی که با یکی از دوستان اصلاح طلب خود در مجمع روحانیون داشتم ایشان به نقل از یکی اعضای متنفذ مجمع بیان کردند:
" در یک ضیافت افطاری که دو شب گذشته در منزل یکی از روحانیون مسئول در بیت رهبری دعوت بوده شرکت داشته و در این مراسم برخی از چهره های بلند پایه سیاسی و نظامی و امنیتی شرکت کرده بودند و بعد از افطار بحثی راجع به وضعیت آقایان موسوی و کروبی صورت می گیرد که هر کسی از این افراد نظراتی در این مورد بیان می کند ولی یک مقام عالی رتبه امنیتی وابسته به دفتر رهبری ایشان را کنار کشیده و به صورت محرمانه به وی اعلام می کند تعدادی از مقامات امنیتی  که اخیرا جلسه ای با خود آقای خامنه ای داشته اند موضوع حصر آقای موسوی و کروبی نیز مطرح می شود و یکی از این مقامات پیشنهاد می دهد که به مناسبت ایام ماه مبارک رمضان و عید فطر حضرت آقا با فقط با رفع حصر موسوی و کروبی موافقت کنند مشروط بر اینکه فعلا تعهد دهند که تا زمانی که نظام در باره فعالیت سیاسی آنها تصمیم گیری نکند هیچ اقدام و فعالیت سیاسی نداشته باشند که پس از این پیشنهاد آقای خامنه ای به صورت تلویحی این پیشنهاد را قبول کرده اند و  این مقام امنیتی به وی گفته است به احتمال زیاد آقای کروبی  قبل از عید فطر رفع حصر خواهد شد و شرایط برای آقای موسوی کمی متفاوت است "
هرچند دوست بنده به عنوان منبع این خبر علاقه ای برای انتشار و رسانه ای شدن خبر نداشت ولی به شرط اینکه نامی از وی برده نشود با انتشار این خبر توسط اینجانب و قولی که به ایشان دادم موافقت کردند که من این خبر را در وبلاگ خودم منتشر کنم .
امیدوار هستیم حاکمیت با رفتارهای منطقی و عاقلانه هر چه سریعتر تمامی زندانیان سیاسی را در این ماه مبارک که ماه مغفرت و آمرزش است را سریعا آزاد کند تا آنها در نیز در این ماه نیز در کنار خانواده خود قرار داشته باشند به امید آزادی همه زندانیان سیاسی در بند.




۱۳۹۱ مرداد ۲, دوشنبه

چرا تیشه به ریشه اصلاحات می زنید ؟!!

برخی از دوستان نمی دانم به چه دلیل نمی خواهند اصلاح طلبان دوباره به صحنه برگردند و در زمانی که بیش از گذشته ما نیازمند اتحاد هستم متاسفانه می شنویم عده ای چوب لای چرخ اصلاحات می کنند بدون اینکه واقعیت های جامعه و معذوریت هایی که جبهه اصلاحات دارند را درک کنند و مدام با عینک بدبینی به مسائل نگاه می کنند .
جناب آقای عبدی اخیرا مقاله ای را که در جرس منتشر کردند از این دست نگاه های غیر منصفانه است ایشان بفرمایند که کجا اصلاحات دچار دوگانگی راهبردی شده است تا دیگران هم متوجه شوند ؟
چرا ایشان می پندارند که ایده و انگیزه و صحنه موازنه قدرت مشخص نشده است در حالی که اصلاح طلبان در سه سال گذشته ضربه ای که از خود تحریمی دیده اند خیلی بیشتر و مخرب تر از فوائد آن بوده است در حال حاضر اقبال و شانس اصلاح طلبان از هر برهه ای دیگر در طول این سی و سه سال برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آینده بیشتر است و نظر سنجی ها و شرایط بین المللی و تحریم ها و عدم کفایت دولت کنونی برای خیلی ها مشخص بوده ، همه بیانگر این است که  شانس و اقبال به اصلاح طلبان روی آورده است ، آقای عبدی بدون در نظر گرفتن این شرایط تیشه برداشته و به ریشه اصلاحات می زنند .
بنظر ایشان اختلاف سلیقه به معنای دوگانگی و بی انگیزگی می باشد و حال آنکه در هر حزب و جریان سیاسی در کل دنیا چنین اختلاف دیدگاهها را نمی توان به معنای دوگانگی و عدم توافق نیروی های درون جناحی دانست .
آنچه که ایشان به عنوان تقیسم کار بین جنبش سبز و اصلاح طلبان تداعی کرده اند از اساس اشتباه است چرا که جنبش سبز شاخه ای از اصلاحات است نه اینکه دو جریان متفاوت بلکه از دیدگاه ما جنبش سبز و اصلاح طلبی هر دو یک معنا را می دهد   و هر دو عضو یک پیکره واحد هستند و اگر بنا باشد کسی و یا گروهی این دو را از یکدیگر تفکیک کند خطایی فاحش را انجام داده است بر فرض اینکه این دو از یک دیگر هم جدا باشند جبهه اصلاحات حکم پدر برای جنبش سبز دارد چرا که نطفه و علقه این جنبش از صلب اصلاحات است و در هر صورت اخلاقا و عرفا باید از جبهه اصلاحات تمکین نماید بنابراین بنظر می رسد  اختلاف سلیقه ها به حدی نیست  که آقای عبدی آنرا راهبردی و استراتژیک نامبرده است و سعی کرده چنان القاء کند که هیچ رهبری و هدف مشخصی برای اصلاح طلبان وجود ندارد شاید این اختلاف ها هم تاکتیکی باشد و زمان برای منسجم عمل کردن و اتخاذ جبهه متحد در اردوگاه اصلاح طلبان در حال حاضر مناسب نباشد و این از اقتضائات سیاست است .
تبعاتی که اظهار نظرهای بدون کارشناسی و به دور از اوضاع و شرایط سخت این روزهای اصلاحات و بخصوص در سه سال گذشته که باعث شد رفته رفته جبهه اصلاحات از مناسبت ها و مجاری قدرت کنار گذاشته شود و کم کم جامعه به نبود اصلاح طلبان عادت کند و افکارعمومی و حامیان اصلاح طلبی سرخورده و دلسرد بشوند بسیار گران حساب شد  در حالی که نفس های اصلاحات به شماره افتاده است و نیازمند اتخاذ راهبرد جدید هستیم  و تنها راه نجات آن شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده است و به قول استاد بزرگوار آقای انصاری که گفتند : این بار نوبت اصلاح طلبان است ، این موضع بهترین و راهبردی ترین موضع برای اصلاح طلبان است و زمانی که بزرگان ما تصمیم خود را برای شرکت در انتخابات گرفته اند با اظهار نظرهای بی مورد نباید در مسیر اصلاح طلبی خلل ایجاد کرد .
ما می توانیم با تکیه بر ظرفیت های قانون اساسی و نیروی های عظیم وفادار و حامی اصلاح طلبان در داخل و نظر مساعد دولت های خارجی و بویژه غرب نسبت به اصلاح طلبان از این رهگذر و فرصت تاریخی استفاده کنیم و برای اینکه از تبلیغات سوء و آسیب اقتدار گرایان در امان بمانیم تا دوباره به یاری خدا قدرت را در دست بگیرم و نه نتنها به جایگاه قبلی و بلکه فراتر از آن دست پیدا کنیم چاره ای نداریم جزء اینکه از برخی از ادعاها و شعارهای قبلی خود عدول کنیم و به همان اصلاحات قبل از انتخابات سال 88 رجوع کنیم هر چند می دانم که اینکار برای بزرگان ما بسیار سخت و دشوار است و به مثابه جام زهریست که ناگزیز باید یک نفر آن را سر بکشد و سرزنش ها و دلخوری های نیروهای درون سازمانی و شماتت رقبا و دشنمان بیرون سازمانی را نیز به جان باید خرید .
امروز شرایط سیاسی داخلی و بین المللی بسیار پیچده و حساس است حرکت اصلاحات باید بسیار دقیق و حساب شده باشد البته این دشواری می تواند شیرینی پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آینده را صد چندان کند بنابراین در این شرایط ما باید هماهنگ با رهبران جبهه اصلاحات حرکت کنیم و از هر گونه تخطئه و تهمت زنی  به یکدیگر و القاء شکست و بدبینی در درون جبهه اصلاحات و افکار عمومی به شدت پرهیز کینم و با قدرت ، با تمام توان از ابزارها و ظرفیت های خود و افراد و جناح های همسو برای پیشبرد اهداف اصلاح طلبی ، استفاده کنیم تا اینکه بلکه بتوانیم آب رفته را به جوی بازگردانیم .

۱۳۹۱ تیر ۲۰, سه‌شنبه

کنفرانسی برای هیچ

چند روز پیش شاهد آن بودیم که برخی از داعیه داران اپوزیسون در تلاش هستند برای خود جایگاهی درست کنند که عدهّ زیادی از برگزارکنندگان این کنفراس که در بروکسل برگزار شد جزء خائنین به ملت ایران در سال های اول انقلاب بودند که خوی قدرت خواهی آنها را وادار کرد که دست به کودتا بزنند که دستشان به خون  دهها تن از مردم ایران آلوده است خود را به عنوان منجی ایرانیان معرفی کنند و با کمک دولت های غربی برای اربابهایشان قدمی برداشته باشند .
چگونه است که فردی که خود متخصص کودتاست و کودتاچی می خواهد کودتای سال 88 در ایران را محکوم کند و برای آینده جنبش سبز نسخه بپیچد و این هم از عجایب روزگار ماست .
حقیقت مطلب این است که اپوزیسیون خارج از کشور هیچ پایگاهی در داخل ایران ندارد و این تقلاهایی که این افراد معلوم الحال انجام می دهند صرفا برای کسب شهرت و منافع پشت پرده خود هستند ما باید به این موضوع اعتراف کنیم که مردم داخل کشور هیچ اعتمادی به این افراد ندارند و اگر این افراد می توانستند برای ایران کاری کنند قبل از سال 88 انجام می دادند .
افرادی که در کنفراس بروکسل شرکت کرده بودند اکثریت آنها هیچ نقشی در جنبش سبز نداشتند به یکباره بعد از آن خود را به نوعی همراه جنبش و امروز مالک آن می دانند بر افرادی مانند جوادخادم و یا خانم بهمنی و یا آقای گنج بخش هرجی نیست از اینکه امروز خود را بیش از گذشته رسوا می کنند چرا که این افراد حتی به اندازه تعداد انگشت های دستشان هم در ایران حامی ندارند و شاید هم اقوام آنها در ایران حاضر نباشند برای حمایت از این افراد حتی در داخل یک پارک به پیک نیک بروند .
روی سخن من از دوستان و هم قطارانی چون مجتبی واحدیست که در این کنفراس شرکت کردند
آقای واحدی :
لطف کنید مرز خود را مشخص کنید ، نفاق و تزویر و ریاکاری بس است دیگر ، برادر عزیز شما در اول سخنانتان در هر برنامه ای از بنام خدا استفاده می کنید همان خدا دو رویی را بدترین گناه می داند شما از طرفی خود را جنبش سبزی می دانید و از طرفی با کودتاچی ها و کومله ها و خائنین به این مردم بر سر یک میز می نشنید و به گفتگو می پردازید قسم حضرت عباستان را باور کنیم یا دم خروسی که از زیر لباستان پیداست ؟!!!
هم نشینی با این گروه ها برای یک جنبش سبزی عار و ننگ است و چه فرقی این افراد با مسئولان اقتدارگر و سرکوبگر حاکمیت کنونی وجود دارد ، آقای خادم که خود اقرار می کند کودتا گر بوده چه تضمینی وجود دارد که در آینده بعد از به قدرت رسیدن دوباره علیه انقلابیون آینده کودتا نکند ؟
بازی در زمین مهره های سوخته احمقانه است این کنفراس ها صد بار هم برگزار شود به اندازه یک جو هم ارزش ندارد البته ما مخالف نیستیم ولی شما که خود را مشاور آقای کروبی معرفی می کنید و جنبش سبزی خواهشا عنوان خود را عوض کنید و بروید دنبال همین کنفراس ها برای خود داستانهای تخیلی هزار و یک شب را ببافید هیچ اشکالی ندارد اما شما به عنوان یک جنبش سبزی در این کنفرانس ها شرکت می کنید بدون اینکه اشاره ای و تقدیری از تلاش های رهبران جنبش و زندانیان سیاسی و فعالان آن داشته باشند حضور شما خیانت به خون شهدا و تمام مصیبت دیدگان این جنبش است .
آقای واحدی عزیز :
به خدا قسم هر چیزی که از درون این کنفرانس ها بیرون بیاید چه شورا و کنگره و غیره ... هیچ پایگاهی در ایران نخواهد داشت این روز و حرف های من را بیاد داشته باشید اگر بعد از تشکیل شورا یا کنگره بعد از این نشست های بی خاصیت و برای هیچ ، آنها فراخوان در هر یک از مناسبت ها بدهند حتی به تعداد اعضای شرکت کننده در این کنفرانس مردم در داخل ایران اعتنایی به این افراد نخواهند کرد امروز مردم ایران شعور و درک سیاسی بسیار بالایی دارند و نیازی به قیم های خائن ندارند و بیش از آنکه رسوا شوید دست از حمایت از این کنفرانس ها بردارید و یا قبلش خود را به عنوان یک فرد نه مشاور کروبی و یا اعضای جنبش سبز معرفی کنید اگر بناباشد شما به اسم جنبش سبز و امثال بنده ها که هزینه فعالیتمان را پرداخته ایم در این کنفراس ها شرکت کنید شما هم در زمره مزدوران و خائنین به جنبش سبز هستید .
هر چند در برنامه افق امروز 20 تیرماه 91 قصد داشتید خود را از برخی از مواضع این گروه فرصت طلب دور نگه دارید ولی سیاست یکی به میخ و یکی به نعل زدن دیگر کارآیی خود را از دست داده است و امیدواریم که شما سریعا به اصل خویش یعنی جنبش سبز برگردید و این جنبش جای اغیار نیست .
مردم همانگونه که از حکومت خسته شده اند از امثال رضا پهلوی ها و خادم ها و دایی ها و بهمنی ها و گنج بخش ها و... گروههای وابسته اشان خسته هستند و برای این افراد تره هم خورد نمی کنند چه برسد به اینکه نمایندگی خود را به این افراد معلوم الحال بسپارند .


در آینده به سوابق برخی از برگزار کنندگان این کنفراس بیشتر خواهم پرداخت تا مردم بداند این افراد چه کسانی بوده اند که امروز می خواهند خود را نماینده آنها جا بزنند این افراد باید به این سئوالات پاسخ بدهند :
1- چه کسانی به این افراد حق داده اند که خود را نماینده اپوزیسیون معرفی کنند ؟
2- این افراد که خود را جمهوری خواه و دموکراسی خواه می دانند چند نفر از هزاران اپوزیسیون خارج کشور ( داخل کشور پیشکش شان ) به اینها نمایندگی پیگیری و تشکیل چنین جلساتی را به عنوان اپوزیسیون داده اند ؟
3- مقبولیت و مشروعیت و صلاحیت این افراد را چه کسانی و چه گروه هایی مورد تایید قرار داده است ؟
4- آیا کسانی که نخواهند این افراد به اسم اپوزیسیون و جنبش سبز از طرف ملت ایران نمایندگی کنند باید به کجا مراجعه کنند و نحوه اعتراض آنها چگونه منعکس می شود ؟
5- جمهوریت به معنای اکثریت است آیا تمام این افراد که یا شخص حقیقی هستند و یا حقوقی در داخل ایران 5 درصد هم موافق دارند که می خواهند از بقیه مردم دفاع کنند ؟
6- منابع مالی استفاده شده در این کنفراس ها مشکوک است و این یک بهانه است که اشخاصی که به این کنفرانس کمک مالی می کنند به دلایل امنیتی نمی خواهند اسمشان مطرح شود این نهایت بزدلی و حماقت این افراد است چرا که در راه مبارزه سیاسی شفافیت و صداقت حرف اول را می زند آقای خادم خودم دم از شفافیت می زنند ولی خود ظاهرا اعتقادی به آن ندارند ؟
و....
در پایان انتقادی هم دارم به تلویزیون صدای آمریکا بخصوص دوست عزیز آقای دهقان پور در برنامه افق که بارها تاکید داشتند بی طرف هستند در حالی که در برنامه امروز یک نفر هم که مخالف این کنفراس ها بود دعوت نشده بود و کاملا یک طرفه بود و من فکر می کنم این گونه برخوردها جایگاه ویژه برنامه افق که همواره سعی کرده یک برنامه روتین برای صدای آمریکا باشد را رفته رفته خدشه دار خواهد نمود .

۱۳۹۱ تیر ۱۷, شنبه

اطلاعیه کمپین دعوت از سیدحسن خمینی برای ریاست جمهوری یازدهم

باتوجه به اینکه در عالم سیاست حرف اول و آخر را مشروعیت و مقبولیت مردمی می زند بنابراین اساس تشکیل احزاب در دنیای مدرن همین منظور است و حزب و یا جریان سیاسی خاص در هر کشوری موفق است که از پایگاه مردمی و مقبولیت بیشتری برخوردار باشد .
از آنجائیکه بعد از انتخابات سال 88 در ایران حاکمیت دست به تقلب گسترده زد و شخص مورد حمایت خود را با تقلب از صندوق ها بیرون آورد و اتفاقاتی که بعد از انتخابات که باعث کشته شدن تعدادی زیادی از هموطنانمان و همچنین زندانی شدن بسیاری از معترضین به انتخابات شد و مورد تجاوز و شکنجه قرار گرفتند و هنوز بسیاری از آنها در زندان به سر می برند همه اینها حکایت از این داشت که حاکمیت اقتدار گرای ایران
به شدت جنبش سبز را به دست عوامل خود سرکوب کرد و پس از آن حداقل امیدهای اصلاح طلبی و اصلاح طلبان را از بین برد .
ولی با توجه به زمان کمی که به انتخابات البته انتصابات ریاست جمهوری یازدهم در ایران باقی مانده است نباید اجازه بدهیم حاکمیت شرایط را
طبق برنامه خود از الان برای گزینه دلخواه خود برای تصدی این پست مهم آماده کند و نباید صحنه را خالی کنیم .
لذا از آنجا که گزینه های مطرح اصلاح طلبان مانند خاتمی و معین و... احتمال اینکه بتوانند از فیتلیر شورای نگهبان عبور کنند و به عنوان کاندیدا در انتخابات به عنوان نامزد شرکت کنند این کمپین بعد از بررسی های فروان به این نتیجه رسید که باید فردی که معتقد به اصلاحات اساسی اعم از آزادی بیان و رعایت حقوق بشر و حقوق مدنی و دفاع از حقوق ملت و حقوق زنان و همچنین فضای آزاد رسانه ای و آزادی زندانیان سیاسی و... باشد و همچنین از مقبولیت و مشروعیت عمومی حداکثری برخوردار باشد و سابقه خوبی هم در این زمینه داشته باشد را برای دعوت و ترغیت به ثبت نام کاندیداتوری ریاست جمهوری یازدهم را از بین گزینه های مختلف بررسی نمود و این شخص کسی نبود جز آقای سید حسن خمینی .
هرچند ممکن از خیلی از گروه های اپوزیسیون مخالف این عمل باشند و قائل بر تحریم انتخابات ولی باید به این نکته توجه داشت که اگر اصلاح طلبان در ریاست جمهوری آینده همانند انتخابات مجلس بخواهند عمل کنند باید منتظر پایان اصلاحات و مراسم تدفینش باشیم بنابراین ما معتقدیم آقای سید حسن خمینی یک چهره اصلاح طلب است و در طول این سال ها سعی کرده است همواره نقش خود را به عنوان یک اصلاح طلب ایفاء نماید ضمن آنکه شایستگی لازم و از همه مهم تر در بین مخالفان و موافقان حاکمیت جایگاه ممتاز و ویژه ای دارد که باز هم به نظر ما اگر ایشان به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری از اردوگاه جنبش سبز و اصلاح طلبان معرفی شود قطعا می توان به پیروزی وی امیدوار بود و با توجه به اتفاقاتی که پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال 88 رخ داد حاکمیت اقتدارگرا دیگر با حضور ایشان امکان تقلب را نخواهد داشت و یا اگر هم داشته باشد به دلیل هزینه بالای آن این کار را انجام نخواهد داد و پس از پیروزی ایشان اصلاح طلبان در موقعیت ممتازی قرار خواهند گرفت و با توجه به تجربه ای که از دوران ریاست جمهوری خاتمی و اتفاقات و بلاهایی که بعد از آن حاکمیت سر اصلاحات آورد دیگر آن تجربه های تلخ رخ نخواهد داد و حاکمیت اقتدار گرا قدرت نهادهای مدنی و آزادی بیان و حقوق بشر و... را با درک قدرت اصلاحات خواهد فهمید .
بنابراین از همه کسانی که عاقلانه می اندیشند و نه احساسی ، و به واقیعت های جامعه ایران آشنا هستند می خواهیم به کمپین ما بپیوندند و از سید حسن خمینی برای شرکت در انتخابات آینده به عنوان نامزد اصلاح طلبان و جنبش سبز ملت ایران دعوت کنند .
ضمن تشکر از کسانی که از این پیچ حمایت می کنند اعلام می داریم به مرور ابعاد این موضوع را بیش از گذشته بررسی خواهیم کرد و انتظار داریم دوستان در فیس بوک و یا هر جای دیگری که توان تبلیغ این پیج را دارند از کمک خود دریغ نکنند.
منتظر حضور شما هستیم





آدرس لینک صفحه کمپین در فیس بوک :
http://www.facebook.com/pages/%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85/452254421465225

۱۳۹۱ تیر ۱۴, چهارشنبه

آقای محمد رهبر ، به کجا این چنین شتابان

امروز مقاله ای به قلم آقای محمد رهبر در سایت روز آنلاین تحت عنوان " دست خالی و تنگه هرمز " منتشر شده بود که واقعا بعد از خواندن آن بسیار تاسف خوردم که یک ایرانی آنقدر کشورش را خوار و ذلیل جلوه داده که به خواننده القاء می شود انگار ایران حتی توان مقابله با یک گنجشک را هم ندارد ، نویسنده محترم حیثیت ایران و ایرانی را از روی استیصال به ثمن بخث گذاشته است لذا بر خورد فرض دانستم به عنوان یک ایرانی به برخی از اظهارات ایشان پاسخ دهم تا شاید از این خوش رقصی ها برای آمریکا و کشورهای غربی دست بردارند . هر چند می دانم خیلی ها مرا متهم خواهند کرد به دفاع از جمهوری اسلامی ایران ولی باید عرض کنم من خودم در کانادا هستم و تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم به تمامیت ارضی ایران خدشه ای وارد شود و اگر روزی خدای ناکرده حمله ای به ایران عزیز بشود همانند برادر شهیدم  جامه رزم به تن خواهم کرد و تا آخرین قطره برای ایران جانفشانی خواهم کرد و اعطای این زندگی در اینجا را به لقائش خواهم بخشید .

آقای رهبر عزیز :
قبل از پرداختن به مقاله شما باید عرض کنم شما و هم فکرانتان همیشه همه چیز را مادی تصویر کرده اند و معادلاتتان فراتر از چارچوب های مادی نیست کشوری که هشت سال با عراق که نه ، بلکه با قدرتهای بزرگ دنیا جنگید و یک وجب از خاکش را از دست نداد هراسی ندارد و مردمی که از جان بگذرد هیچ سلاحی و هیچ قدرتی توان مقابله با آنرا ندارد و درک این عظمت برای شما سخت است که برای مشتی دلار و یا کسب شهرت کشور جاویدان ایران را در غایت ضعف و ذلالت معرفی می کنید بر کسی پوشیده نیست که هر کسی چه مقامات جمهوری اسلامی و چه کسانی دیگر که اسم ایرانی را یدک می کشند می کوشد که به ایران ضربه بزند و یا این گربه خوش رنگ را تضعیف کند همگی خائن به ملت هستند و فرقی در نوع تفکرات سیاسی آنها نیست خواه آخوند باشد خواه مکلا خواه شاهزاده و... و ایرانی واقعی کسی ایست که فردوسی گفته : چون ایران نباشد تن من مباد .
در مقاله خود اشاره فرموده اید که نمایندگان ملت یا در مرخصی هستند یا به دنبال پول رهن خانه خود و موارد دیگری که اشاره فرموده اید از جمله به شورای نگهبان و کارگزاران جمهوری اسلامی ایران و محمدرضا رحیمی و اظهارت آن در این موارد هرچند در اکثرشان با شما موافق هستم ولی به برخی از گفته هایتان نقد دارم که فعلا قصد ورود به آن را ندارم .

شما نوشته اید که ذره ای نمایندگان مجلس عقل ندارند چونکه عملا ایران سالهاست بر تنگه هرمز استیلاء ندارد خب ، برادر عزیز شما اولا بفرمائید ایران آیا اصلا قبل از انقلاب هم استیلای بر تنگه هرمز داشته که الان اون استیلا از بین رفته است ؟
ثانیا شما که عقل دارید بفرمائید در حالی که غرب با تمام قوا می خواهد ایران را از حقوق مشروع خود محرم کند با اعمال تحریم هایی که هم شما و هم ما می دانیم غیر قانونی ایست و به جای آنکه دولت و حکومت را تحت فشار قرار بدهد مردم ایران را به کام بدبختی و فشار کشانده ، چگونه می توان به دیپلماسی در این نظام گرگ و میش بین المللی امید داشت که شما با صلابت در پایان مقاله خود به آن اشاره نموده اید چه راه کار دیگری می شود یافت ؟ یا دوست دارید سند رقیت و بردگی خودمان را امضاء کنیم و غلام حلقه به گوش امریکا همچون اعراب خلیج فارس شویم ؟!!


شما در بخشی از مقاله خود به مثابه کارشناس نظامی اظهار نظر کرده اید که در سال آخر جنگ ایران با عراق ثابت شد که نیروی دریایی ایران با چند ناو پوسیده و قایق های تندرو شکست خورد و در یک درگیری دریایی یک روزه با امریکا ناو سهند و سبلان و سکوی نفتی سلیمان منهدم شد و خون سربازان ایرانی تباه شد شما به چند سئوال پاسخ ندادید و آن اینکه :
الف ) کشوری که در آن تازه انقلاب شده و هفت سال هم با عراق و حامیانش جنگیده عملا هیچ کشوری به ایران کمک نمی کرد شما توقع داشتید در آن زمان با آن شرایط خاص پیروز میدان هم می شد ؟
ب ) همین ملت با همون قایق های پوسیده یک وجب از خاک ایران را به دست دشمن نداد و فرزندان غیور ایران زمین با اهدای خون خود و جان خود از ایران دفاع کردند چگونه می گوئید خون آنها تباه شد اگر تباه شده بود که الان دشمن باید کنار زنان ما لمیده بود و مانند افغانستان و عراق هر روز شاهد خبرهای جنایتها و قتل و کشت و کشتارها بودیم بفرمائید چگونه تباه شد شما در آن شرایط و ظرف زمان آن موقع قرار داشتید نکند دنبال دیپلماسی می رفتید ؟

شما که از سیاست فقط سین آنرا می دانید حتما نمی دانید برخی مواقع در عالم سیاست گزینه تهدید به جای درگیری مستقیم منفعتش بیشتر از عمل به آن است که در قضیه بستن تنگه هرمز دقیقا همین سیاست دنبال می شود و به نظر من بهترین گزینه است و هر عاقلی و هر حکومتی با این شرایط در ایران حاکم بود تصمیمی غیر از این می گرفت قطعا به قول شما ذره ای خرد نداشت .
اینکه راهکار ارائه داده اید که " می ماند اینکه جمهوری اسلامی دست به یک راهزنی بزند " این جمله شما شبیه یک جک با مزه است امریکا از اون سوی دنیا آمده بیخ گوش ما راهزن نیست آن وقت ایران که در سرزمین خود و حوزه حاکمیت خود می خواهد اعمال حاکمیت کند را تشبیه به راهزنی کرده اید بسیار وقیحانه است و توهین به ملت ایران فارغ از حاکمیت آن ، بهتر است کمی  قوانین بین المللی و حقوق بین المللی را بخوانید که طبق ماده بند 4 ماده 16 کنوانسیون ژنو 1958که می گوید : آبهای تنگه در داخل دریای سرزمینی یک و یا چند دولت باشد کشتی‌های خارجی فقط حق عبور بی ضرر را خواهند داشت. دولت ساحلی می‌تواند به منظور حفاظت از امنیت خود در موارد خاص موقتا و استثنائا حق عبور بی ضرر را محدود و یا تعلیق نماید. در نتیجه اگر هم تصمیم مجلس ایران اشتباه هم باشد ولی طبق قانون بین الملل حق ایران است .
چگونه است که دوّل غربی تحریم های بی سابقه و غیر قانونی را علیه ایران به اجرا در آورده راهزنی نیست امّا ایران حق استفاده از حق قانونی و بین المللی خود که همین دولت ها هم آنرا امضاء کرده اند را ندارد ؟!!!
شما اشاره کرده اید حاکمیت ایران بر جزائر سه گانه موجب آن خواهد شد که ایران در شرایط عادی حق حضانت تنگه هرمز را داشته باشد بفرمائید که حق حضانت بدون اعمال قدرت به چه درد می خورد بر فرض صد سال دیگه شرایطی برای حکومت اتفاقا دموکراتیک ایران پیش آمد که نیاز بود تنگه هرمز را ببندد اگر حقش به رسمیت شناخته نشود به چه درد می خورد ؟ همانند تفنگ بدون گلوله است که به هیچ کاری نخواهد آمد ؟
یا آنجاکه افاضه کرده اید که می ترسید بر اثر بی تدبیری و سفاهت مسئولان جمهوری اسلامی و ماجراجویی ترکمنچایی دیگر به ایران سر جزایر سه گانه تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی به ایران تحمیل شود و این سفاهت گاهی به معنای خیانت است باید عرض کنم بله دقیقا خیانت است همانگونه که موضع سراسر ضعف و استیصال شما هم به قول خودتان ممکن است خیانت باشد .
اعراب خلیج فارس در طول تاریخ علیه ایران اقدامات خصمانه فراوانی را انجام داده اند که شرح هر یک از آنها مثنوی هفتاد من است ولی هیچگاه مردم وطن دوست ایران اجازه نداده است این دولت ها به اهداف شوم خود نائل شوند و امارات متحده عربی یا پدر خوانده او که دولت آمریکا و در راس آن آقای اوباماست که به پشتوانه آنها امروز برای ما کُرکُری می خواند باید این را هم بداند این جزایر تعلق ابدی به ایران دارد و هیچ کشوری و قدرتی نمی تواند برآن سیطره یابد مگر اینکه هیچ فرزندی از خاک ایران زمین نباشد این یک حرف شعاری نیست میلیونها ایرانی در داخل ایران و خارج از آن حاضرند در دفاع از این جزایر و تمامیت ارضی آن از جان خود بگذرنند و دولت های غربی به این نکته واقف هستند و برای ژست تبلیغاتی خود دست به حمایت از این کشورک می زنند .
قیاس های شما در مقاله تان قیاسی های مع الفارغ بود و برازنده کشوری بزرگ با تمدن چند هزار ساله و مردمانی بی نظیر نبود و روا نیست شما شمشیر را از رو برای مردم این گربه ببندید . هر چند در پایان مطلب خود دیپلماسی را بهترین راه دانسته اید که همین طور هم هست ولی وقتی منطقی برای دیپلماسی جز منطق ارباب و رعیت و گرگ و میش در فضای بین المللی نیست فکر می کنید این راه بهترین راه است ؟!!











۱۳۹۱ تیر ۱۳, سه‌شنبه

اصلاحات یا تغییر حکومت کدامیک ؟


این روزها بحث های زیادی در رابطه با تغییر نظام از سوی طیف های مختلف مخالف جهموری اسلامی ایران در رسانه های دیداری و شنیداری و نوشتاری مطرح می شود که بسته به ایدئولوژی این گروه ها شدت و ضعف پروسه عبور از جمهوری اسلامی و آیت الله ها  در ایران متغییر است و هر کدام طرح ها و راهکارهایی ارائه نموده اند که بررسی و نقد آنها مقتضی زمان و مکانی دیگر است .
امّا آنچه که در این مقال می خواهیم به او بپردازیم نگرشی کلی به مسائل مطرح در مورد حکومت جمهوری اسلامی ایران است و کمی واقع بیانه تر و به دور از هیجانات و احساسات غیر کارشناسی شده و از منظری کاملا عقلایی و منطبق بر واقیعات جامعه ایران به آن خواهیم پرداخت .
شاید کمتر کشوری در طول 4 دهه اخیر در دنیا پیدا کرد که به اندازه ایران خبر ساز شده باشد و همیشه مورد توجه جهانیان بوده باشد و دلیلش هم بسیار طبیعی ایست چون ایران در شاه راه تجاری جهان و دارای منابع عظیم نفتی و گازی جهان و موقعیت بی نظیر ژئوپلتیکی و جغرافیای وسیع که به تنهایی یک سوم کشورهای اروپائی وسعت دارد و ... امتیاز ویژه ایران است و قطعا کوچکترین تغییر و تحول در درون ایران می تواند بر بازار هزار توی انرژی و امنیت منطقه ای و منافع کشورهای همسایه ایران و کشورهای فرامنطقه ای تاثیر گذار باشد بنابراین همه دنیا کاملا تحولات ایران را از نزدیک و استراتژیک دنبال می کنند .
کشوری که چنین جایگاه ممتازی دارد بعد از انقلاب 57 توسط حکومتی ایدئولژیک یعنی " جمهوری اسلامی ایران " اداره می شود که اساس و هویت  و فلسفه وجودی آن با هیچ یک از الگوهای مملکت داری دیگر سازگار نیست و منحصر به فرد است و اساسا بر پایه فقه سیاسی شیعه و بخصوص ولایت فقیه بنا نهاده شده است و تمامی قوانین کشور باید از فیلتر فقه سیاسی شیعه یا همان شورای نگهبان عبور کند تا عمل به آن لازم الاجرا شود حتما راهکاری برای عبور از موانع و مشکلات خود اندیشده است که برای کشف آنها باید سراغ مبانی این حکومت برویم .
به همین مقدار به عنوان پیش درآمد اکتفا می کنیم و قصد آشنا سازی مخاطب محترم را با ساختار جمهوری اسلامی نداریم .
این حکومت بنا به اظهار موافقان  استراتژی تغییر در طول این 33 ساله اش کارنامه ای غیرقابل قبولی داشته و این افراد برای اثبات ادعای خود دلایلی را عنوان کرده اند که از هر نظر قابل توجّه است :
از نظر اقتصادی :  می توان به افت بی سابقه ارزش پول ملی ، کاهش تولید نفت ، فرسودگی صنایع و عدم نوسازی آن ، رشد مدوام تورم در طول این سال ها که مردم را در فشار و تنگا قرار داده است . از نظر اجتماعی رشد بیکاری ، گسترش فقر رشد فساد اخلاقی در جامعه و فروپاشی بنیان خانواده ها و در نهایت جامعه ای سر خورده و جوانانی بی انگیزه و ناامید و نگران از شرایط زندگی آینده خود و از نظر سیاسی زندانهای این حکومت مملو از دانشجویان و روزنامه نگاران و فعالین حقوق مدنی و سیاسی و حتی از اقلیت های قومی و مذهبی است و آزادی بیان به معنای واقعی از بین رفته و مکررا در طول این سال ها حقوق انسانی ایرانیان مورد نقض قرار گرفته است و صدها عمل خلاف آزادی و دموکراسی و حقوق بشری که خارج از توان این مقاله است و همین مقدار اشاره شده به مثابه مشت نمونه خروار است کفایت می کند .
بنابراین مدافعان استراتژی تغییر با توجه به این اوضاع هیچ راهی جزء تغییر حکومت را که منجر به تحقق آرمانها و رسیدن به آزادی و دموکراسی واقعی در ایران در پیش روی خود متصور نیستند وتنها راه را تغییر حکومت می دانند و معتقدند جنبش های اصلاح طلبی نیز دیگر ماهیت خود را از دست داده و عملا حاکمیت در طول این سال ها نشان داده است که هیچگونه عدولی از مواضع خود نخواهد کرد و کسانی که سنگ اصلاح طلبی به سینه می زنند آب در هاونگ می کوبند .
آنچه که قطعی ایست صرف نظر از ایدئولوژی این گروه ها ، یعنی هم گروه های اصلاح طلب و هم گروهای تندی مانند سلطنت طلبها و پان ایرانیست ها و سکولارهای قدیم و جدید (نو) و کلا کسانی که معتقد به استراتژی تغییر در ایران هستند هیچ یک از آنها نتوانستند تا الان به اهداف خود برسند هر چند در مقاطعی توانستنه اند جنبش هایی را در درون ایران ایجاد کنند ولی همه آنها از سوی حکومت به شدت سرکوب شده اند و راه به جائی نبرده اند .
اینکه امروز این همه کنفراس و همایش و سمینارهای های مختلف توسط این گروه در خارج و داخل ایران گذاشته می شود تنها نتیجه ای که در بر داشته در حد چند بیاینه و فراخوان و هم اندیشی بوده که خیلی از آنها فقط بر روی کاغذ و در بایگانی مانده است بنابراین نگارنده قصد ندارد تلاش آنها را زیر سئوال ببرد و یا آنها را مورد انتقاد قرار دهد بنظر می رسد این دوستان ایده هایی را که مطرح می کنند باید بیشتر با واقیعیت های جامعه ایران منطبق سازند و بعد مطرح کنند .
حقیقت این است که هر جامعه ای را باید در ظرف فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و.. آن مورد بررسی قرار داد بنابراین نمی شود نسخه ای از دموکراسی و آزادی را که در اروپا و آمریکا و کلا در غرب مورد استفاده قرار می گیرد را در ایران و کشورهای مشابه آن پیچید چرا که بافت های انسانی و مذهبی و فرهنگی و اجتماعی آنها با ایران متفاوت است و احتمال اینکه این جامعه آن را نپذیرد و پس بزند بسیار بالاست همانطوری که تجویز یک دارو خاص برای یک بیمار خاص از سوی پزشک مطلوب است ممکن است برای بیمار مشابه با توجه به شرایط جسمانی و روحی او نامطلوب باشد بنابراین هر تعریفی از دموکراسی و آزادی باید بر اساس هویت ایرانی و ظرفیت های قومی و مذهبی و فرهنگی و اجتماعی ایران باشد هر چند ممکن است در برخی موارد عین مدل غربی اش نباشد ولی مشابه آن باشد ویا ممکن است متفاوت با آن باشد.
امّا واقعیت این است که فعلا حکومت دست این افراد هست و قطعا رهبری ایران و دست اندر کاران این نظام به ضعف ها و  نقاط قوت خود آگاه و واقف هستند  و به خوبی می داند چگونه و کجا باید برای بقای خود وارد شود و چه کاری را باید انجام بدهد و از هیچ کاری از شکنجه و قتل و سرکوب اعتراضات و توطئه و غیره هم ابائی هم ندارد و آشکارا هم اعلام می کند ولی نکته ای که در این میان همیشه مغفول مانده و یا کمتر به آن اندیشده شده است اینکه در فلسفه سیاسی این حکومت موضوعی جزء ارکان این حکومت است و آن انعطاف پذیری در برخی از اصول است که جلب توجه می کند و کلید آن در اختیار ولی فقیه می باشد که  قدرت فتوی هست به این معنا که ولی فقیه می تواند بر حسب ضروت و مصحلت حفظ حکومت اسلامی برخی از احکام الهی را تعطیل و یا احکام جدید دیگری را با اجتهاد خود ابداع نماند و یا احیا کند .
اهمیت این موضوع از آنجا نشات می گیرد که اگر حاکمیت برفرض از لحاظ مسائل اجتماعی و آزادی های فردی مانند آزادی حجاب و روابط زنان و مردان مورد تهدید قرار بگیرد به نحوی که موجودیت نظام را در خطر سقوط قرار دهد ولی فقیه به میدان آمده و طبق فقه شیعه هم استدلال کند و به این نتیجه برسد که باید در مساله حجاب مسامحه کنیم و چنین فتوایی را خود یا مراجع دیگر صادر کنند نظرطیف عظیمی از مخالفین و منتقدین حکومت را به خود جلب خواهند کرد و یا در سایر مسائل چه اقتصادی و چه سیاسی و فرهنگی برخی فتواهایی را صادر کنند که هم توجیه عقلی و هم توجیه شرعی دارد همین گونه عمل کنند که شواهدی نیز هست که به زودی برخی از مسائل را که در این سی ساله دامن گیر حکومت بوده را از این طریق برای همیشه یک سره خواهند کرد در این صورت باز هم دم از استراتژی تغییر زدن کار عاقلانه ایست ؟!
" نباید این نکته را فراموش کنیم نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هیچ بن بستی در هیچ موردی حتی در برخی از اصول خود ندارد و فقه پویای اسلامی آن برای هر مشکلی راه حلی را در نظر گرفته است و هیچ مصلحتی بالاتر از حفظ نظام نیست "{1} این سخنان محمدی گلپایگانی در یکی از سخنرانی ها خود در سال 86 در جمع طلاب و روحانیون تهران بود که به آن اشاره کرد و معنای آن این است که احکام تابع حکومت اسلامی ایست حتی آیت الله خمینی هم بارها اشاره کردند بودند در صورت لزوم برای دوام حکومت اسلامی می توان برخی از احکام را موقتا یا تا ظهور حضرت مهدی تعطیل کرد .
بنظر می رسد جمهوری اسلامی ایران خود بخوبی درک کرده است که شرایط داخلی و خارجی آن مرتصد و آبستن تحولات و تحرکاتی در آینده نزدیک است بنابراین قبل از آنکه که دیگران بخواهند ضراباتی را از نقاط ضعف آن به او وارد کنند تا حکومت را از اساس تغییر بدهند خود با چهره ای حق به جانب و مدافع حقوق مردم وارد صحنه خواهد شد و این تهدید ها را تبدیل به فرصت خواهد کرد با توجه به روحیاتی که این حکومت دارد و غیر قابل پیش بینی ایست چگونه عده ای دم از استراتژی تغییر در ایران می زنند و از آن دفاع می کنند و مستندات آنان چیست ؟ در حالی که داخل هم مردم اصلاحات را به تغییر نظام ترجیح می دهند و حتی خود حاکمیت هم ابزار اصلاحات و انعطاف را در صورت ضروت در آن تعبیه کرده است در چنین شرایطی باید گفت این عده بر سر قبری گریه می کنند که در درون او میّت نیست و حرف از تغییر در این زمان بسیار ساده لوحانه قلمداد می کند .