۱۳۹۵ اسفند ۶, جمعه

رابطه آمریکا و ایران ٬ یک نیاز اساسی و یک فرصت تاریخی



کنفراس اخیر امنیتی مونیخ و مواضع دولتمردان کشورهای منطقه در رابطه با ایران و نقش آن در تحولات منطقه یک هشدار جدی برای دیپلماسی ایران بود و حکایت از سناریویی بسیار خطرناک علیه ایران دارد. سناریویی که از مدت ها قبل روی آن کار شده و نقش هریک از بازیگران منطقه ای چون عربستان سعودی ٬ ترکیه و اسرائیل در بازی شطرنج سیاسی منطقه تعیین شده و مهره ها به خوبی حرکت کرده اند و عملا با موضع غیر منتظره ترکیه در کنفراس امنیتی مونیخ عملا در صحنه سیاسی منطقه ایران را کیش داده و دستگاه دیپلماسی ایران فرصت و گزینه های بسیار محدوی برای رفع کیش خود دارد


از طرفی با روی کار آمدن ترامپ و مواضع تند و ضد ایرانی وی و برخی از اعضای کابینه او عرصه را بیش از پیش برای در تنگا قرار دادن ایران و تغییر موازنه قدرت به نفع رقیب سرسخت ایران یعنی عربستان سعودی تنگ تر کرده است بخصوص با نزدیکی ترکیه به عربستان سعودی کفه ترازوی قدرت به سمت عربستان سنگین تر شده است.
از سویی دیگر بحران سوریه و عراق و دست بالای ایران در این کشورها البته با کمک روس ها در ماههای اخیر توانسته است این نظریه را به جامعه جهانی تا حدود زیادی دیکته کند که‌: بدون ایران هیچ مشکلی در منطقه قابل حل شدن نیست و نباید نقش کلیدی ایران را نادیده گرفت. هر چند که بعد از توافق تاریخی هسته ای ایران با قدرت های جهانی این جایگاه ویژه ایران به نوعی مورد تایید قرار گرفت و جامعه جهانی ایران را به عنوان یک قدرت منطقه ای به رسمیت شناخت و به آن مشروعیت بخشید.

سیر تحولات و مناسبات سیاسی و امنیتی جهان بخصوص منطقه خاورمیانه بعد از روی کار آمدن ترامپ در آمریکا به سرعت در حال  تغییر است و در عین حالی که حیات ائتلاف ها و پیمان های قدیمی با سردرگمی و هاله ای از ابهام قرار گرفته در عین حال پیمان ها و ائتلاف ها و صف بندی های جدیدی در عرصه های مختلف سیاسی و اقتصادی و امنیتی در حال شکل گیری هست تا اینکه کشورها بتوانند سیاست های خود را با دولت جدید آمریکا و منافع ملی ایشان تنظیم کنند بنابراین باید ائتلاف جدیدی که علیه ایران به منظور منزوی ساختن ایران در منطقه به صورت جدی در حال شکل گیری هست را در این راستا تعریف کرد.

سئوال این هست که سیاست خارجی ایران چه گزینه هایی برای پاسخگویی به حفظ موازنه موجود و جلوگیری و در نهایت شکست این ائتلاف شوم عربی ٬ ترکی ٬ اسرائیلی علیه خود دارد ؟ مدیریت این چالش بزرگ دیپلماتیک که می تواند طبعات سنگین سیاسی و امنیتی و نهایتا اقصادی برای ایران داشته باشد به چه صورت باید باشد ؟ 
قطعا در چند روز گذشته تحلیل های فراوانی در رسانه های داخلی و مسئولان دستگاههای امنیتی و دیپلماتیک کشور در سطوح مختلف ارائه شده است و از زوایای مختلف به این موضوع پرداخته شده و بدیهی ایست که راهکارهایی نیز جهت مقابله با این تهدید ارائه شده است اما نگارنده در این نوشته قصد دارد موضوع را از جهت دیگر بررسی نمایید و راهکار جدیدی را پیشنهاد دهد که می تواند این تهدید را به عنوان یک فرصت بی نظیر برای ایران تبدیل کند

تردیدی نیست که آمریکا به عنوان قدرت برتر نظامی و اقتصادی و تا حدود زیادی از نظر فرهنگی هژمونی غالب در مناسبات جهان است هر چند با اتفاقات دو دهه اخیر در جهان و درگیری نظامی پرهزینه این کشور با کشورهای کوچک وبزرگی نظیر افغانستان و عراق  از یک سو و از سویی دیگر ظهور قدرت های نوظهور اقتصادی و نظامی نظیر چین و آلمان وبه نوعی قدرت برتر این کشور را به چالش کشیده است اما نباید فراموش کرد که این کشور هنوز یک سوم اقتصاد جهان را در دست دارد و بسیاری از بزرگترین بنگاههای اقتصادی و مالی و نیز شرکت های بزرگ تکنولوژی همانند مایکروساقت و اپل و فیس بوک و غیره و همچنین بزرگترین شرکت های اسلحه سازی جهان در این کشور قرار دارد و این توانائیها جایگاه بی نظیر را برای این کشور رقم زده است.

ایران نیز به عنوان کشوری با تمدن طولانی و فرهنگ محسور کننده خود و همچنین منابع عظیم نفتی و گازی و معادن بسیار متنوع خود کشور ثروتمندی در قلب خاورمیانه می باشد. موقعیت ژئوپلوتیک بی بدیل ایران در میان دوقاره اروپا و آسیا با جمعیت هشتاد میلیونی که بیش از شصد درصد آن را جوانان تحصیل کرده دانشگاهی تشکیل می دهد جایگاه ممتازی در منطقه خاورمیانه دارد که نادیده گرفتن این کشور در مناسبات جهانی را تقریبا غیر ممکن کرده و تجربه چند دهه اخیر نشان داده است بدون حضور ایران هیچ مساله مهمی در منطقه حل نشده است مگر اینکه ایران در آن مشارکت داشته یا حداقل مساعدت نموده است به طور نمونه میتوان به همکاری ایران در تشکیل دولت افغانستان بعد از حمله آمریکا در زمان بوش و در پی آن حمله به عراق که نهایتا منجر به تشکیل دولت ائتلافی عراق پس از حمله گردید که بدون مشارکت ایران این موفقیت ها امکان پذیر نبوده است.

سیاست سیاستمداران جمهوری اسلامی ایران در طول این چهار دهه نشان می دهد تاز مانی که با ایران با زبان تکریم سخن گفته شده است آنها نیز سعی کرده اند با زبان تکریم پاسخ دهند و هنگامی که با زبان تهدید و تحریم با آنان سخن گفته شده است واکنش متقابلی را از خود بروز داده اند و تجربه این سی و هشت سال بخوبی نشان می دهد که تقریبا تمام گزینه های روی میز آمریکا امتحان شده و نتوانسته به اهداف خود دست یابد و نظر تصمیم گیران در تهران را تغییر دهد و در نتیجه این تنش ها با غرب و در راس آنها با آمریکا باعث شده حد تخاصم به بالاترین حد خود در چهار دهه گذشته برسد هر چند با توافق اتمی ایران با قدرت های غربی کمی از آن کاسته شد ولی با روی کار آمدن دونالد ترامپ مجددا با آتش بیشتری از سوی دولت وی به این خصومت دمیده می شود و حتی اعمال گزینه نظامی از سوی آمریکا دور از ذهن نیست.

در این میان کشورهای منطقه همانند عربستان سعودی ٬ ترکیه و اسرائیل و حتی مصر که در دوران اوباما احساس می کردند توسط دولت او نادیده گرفته می شوند و ایران به طور بی سایقه ای نفوذ خود را در منطقه گسترش داده با روی کار آمدن ترامپ ٬ فضا را برای بازسازی مجدد موازنه قوا در منطقه و به چالش کشیدن هژمونی ایران مناسب می بیندند و سعی دارند به نوعی با اتخاذ سیاست های تهاجمی علیه ایران و عصبی کردن آن بهانه ای به دست بیاورند که بتوانند مجددا آمریکا و جامعه جهانی را در منزوی ساختن ایران با خود همراه کنند و به حاشیه برانند.
در چنین شرایطی باید دید منافع آمریکا در دشمنی با ایران چگونه تامین میشود؟ و از طرفی دیگر منافع ایران از خصومت مستقیم با آمریکا در منطقه و جهان چیست؟ 

سالهاست پاسخی فراوانی در سود بردن دو طرف از خصومت و ادامه این تقابل بین ایران و آمریکا سخن به میان آمده است. نظیر اینکه گفته شده که آمریکا با دشمنی کردن با ایران توانسته میلیاردها دلار اسحله به کشورهای منطقه بفروشد و با این دشمنی حضور خود را در منطقه نزد افکار عمومی در داخل آمریکا و جهان توجیه کند و از طرفی دیگر ایران نیز از این خصومت بی بهره نمانده است چرا که ایران توانسته از فرصت هایی که دشمنی با آمریکا برایش در منطقه به وجود آورده نقش خود را به عنوان کشوری مستقل که رودروی آمریکا ایستاده هویتی متقاوت از دولت های وابسته و مرتجع منطقه ایجاد سازد و از این طریق توانسته هژمونی خود را در منطقه گسترش دهد.

اما واقعیت اینگونه نیست چرا که قبل از انقلاب آمریکا به مراتب موقعیت برتری در خاورمیانه داشت و نسبت به آن زمان تسلیحات خوبی را به کشورهای عرب خلیج فارس و کشورهای منطقه از جمله ایران میفروخت پس نیازی نبود که با برهم زدن روابط با ایران بخواهد منافع کلان خود را در منطقه خاورمیانه فدای منافع ناچیز فروش تسلیحات به کشورهای مخالف ایران در منطقه کند و هزینه گزافی نیز برای توجیه حضور خود در منطقه بپردازد. از طرفی ایران نیز در دوران قبل از انقلاب به عنوان قدرت مطلق خاورمیانه شناخته میشد و به اندازه کافی از اعتبار جهانی برخودار بود و تقریبا جامعه جهانی هم به این قدرت مطلق ایران در منطقه معترف بود و آنرا به رسمیت میشناخت پس از نظر منطقی دشمنی با آمریکا بخاطر اینکه آمریکا ایران را به عنوان قدرت منطقه بشناسد نقض غرض است.

بنابراین بنظر میرسد جمهوری اسلامی ایران و آمریکا هیچ زمانی در طول این چهار دهه اخیر برای ایجاد یک رابطه یا به نوعی معامله ای که منافع هر دو کشور در منطقه و جهان در آن رعایت شود به یکدیگر نزدیک نبوده و الان بهترین زمان برای از سرگیری روابط با آمریکاست و نزدیکی و حتی هم پیمانی با یکدیگر است چرا که آمریکا بخوبی میداند علی رغم اینکه دولت های منطقه نظیر عربستان سعودی و ترکیه و مصر و بقیه کشورهای منطقه رابطه خوبی با دولت آمریکا دارند ولی در نزد مردم این کشورها عمدتا مورد نتفر و نفرت قرار دارند دقیقا بر خلاف ایران که به گونه ای اعجاب آور آمریکا در دید مردم ایران علی رغم تصمیم دولت ترامپ در محدودیت سفر اتباع ایران به آن کشور ٬هنوز از اقبال عمومی برخوردار هست و دولت ایران نیز به خوبی از این موضوع آگاه هست که به جز کشورهای شیعه مذهب منطقه قریب به اتفاق کشورهای سنی مذهب منطقه از نظر ماهیتی با این نظام و کشور خصومت آشکار و پنهان دارند و به قول یک ضرب المثل ایرانی « حاضر نیستند سر به تن ایران باشد» و این کشور نمی تواند روی دوست جفاکاری و خیانت پیشه ای چون روسیه حساب باز کند

شاید مسخره بنظر آید اگر بشنوید که دونالد ترامپ و حسن روحانی با یکدیگر به طور غیرمنتظره ای ملاقات کنند و از یک دشمن دیرین به یک دوست جدید تبدیل شوند ولی همیشه سیاست و تاریخ پر بوده از اتفاقات غیر منتظره ای که کسی باورش نمی کرد بنظر نگارنده ایران و آمریکا بخصوص بعد از روی کار آمدن دولت ترامپ و جسارت و شهامت شخص رئیس جمهور آمریکا در صورتی که اراده ای بین طرفین وجود داشته باشید به توافقی تاریخی تر از برجام دست یافت و از این فرصت کم نظیر استفاده کرد

تاریخ اثبات کرده است که دوستانی که در برهه ای از زمان بنا به دلایلی از یکدیگر جدا شده اند و دشمنی کرده اند وقتی مجددا به یکدیگر رجوع می کنند روابط عمیق تر و طولانی تر از قبل با یکدیگر برقرا می کنند بنابراین کافی ایست یکی از رهبران دو کشور گوشی تلفن را برداشته و مستقیم با طرف مقابل ارتباط برقرار کند و از تمایل خود برای آشتی مجدد سخن بگوید بدیهی ایست که مقدمات آن در صورت حسن نیت و اراده فراهم خواهد شد و دیگران خواهند فهمید که هیچ کشوری برای تامین منافع ایران در حاضر بهتر از آمریکا نمی باشد و هیچ کشوری برای تامین منافع آمریکا در منطقه بهتر از ایران نمی باشد.





۱۳۹۴ آبان ۲۳, شنبه

ضرورت مقابله با رییشه های تروریسم در کشورهای غربی بعد از فاجعه تروریستی پاریس




در حالی که روز گذشته فرانسو اولاند رئیس جمهور فرانسه در استادیومی در قلب پاریس از نزدیک به تماشای مسابقه فوتبال تیم ملی کشورش با فرانسه نشسته بود و از پیروزی این تیم بر تیم ملی حریف آلمان شادمان بود در همان زمان گروههایی از تروریست ها در حال اجرای برنامه تروریستی خود بودند و دامنه این اقدامات مستقیم و در نزدیکی ورزشگاه به گوش بالاترین مقام فرانسه رسید و مقامات امنیتی بلافاصله اولاند را از استادیوم خارج کردند در حالی که درست هم زمان با آن دهها نفر افراد بی گناه و از شهروندان این کشور توسط تروریست ها به خون خود می غلطیدند.

بلافاصله بسیار کوتاهی به مدد رسانه های ارتباطی و شبکه های اجتماعی سراسر دنیا از این اقدمات تروریستی به یکباره در شوک فرو رفت چرا که این حملات نه در عراق و سوریه و یمن و خاورمیانه بلکه در قلب اروپا اتفاق می افتاد و در نوع خود از جنگ جهانی دوم به بعد در فرانسه بی سابقه بود. درست در این زمان سیل ابراز تسلیت و همدری ها با خانواده قربانیان و مردم و مقامات فرانسه و اعلام انزجار از عاملان تروریستی این واقعه از سوی سیاسمتدارانُ، مقامات بلند پایه و مردم کشورهای مختلف پنج قاره دنیا به راه افتاد و بار دیگر عزم و ارداه ملت ها و دولت ها را برای مقابله با تروریسم این پدیده شوم بخصوص در این برهه حساس کنونی یادآور شدند که بیانگر این موضوع است که ترویسم یک پدیده جهانی ایست  و هیچ مرز جغرافیایی را نمی شناسد و باید برای مقابله با آن تمام دولت و ملت ها با یکدیگر در این زمینه همکاری کنند.

گرچه فاجعه تاسف بار حملات ترویستی پاریس اولین فاجعه نبود و در صورت عدم عزم دولت ها و سیاسمتداران برای ریشه کنی تروریسم آخرین آن نخواهد بود ولی فارغ از آنکه از لحاظ امنیتی و ضعف دستگاههای امنیتی فرانسه برای جلوگیری از این حملات که خود باید از نگاه کارشناسان امنیتی مورد نقد و بررسی قرار بگیرید که در تخصص نگارنده این مقال نیست. اما آنچه که در این نوشته می خواهیم به آن بپردازیم بررسی علل و ریشه های تروریسم و نقش برخی از دولت ها در حمایت از این گروههاست که باید مورد توجه قرار گیرد به قول ضرب المثل معروف ایرانی که «‌آب که گل آلوده است از سر چشمه گل آلود است.»

دادستان ها در فرانسه حملات اخیر را به گروه داعش نسبت داده اند و از سویی خود این گروه و دولت خود خوانده ترویستی با انتشار بیانیه ای مسئولیت این حملات را بر عهده گرفته اند هر چند علت این حملات را مشارکت دولت فرانسه علیه این گروه در سوریه می دانند ولی واقع مطلب جایی دیگر و فراتر از این گروه تصمیم گیری می شود و آن کسانی هستند که در پیدایش و حمایت از این گروه و دولت خود خوانده ترویستی نقش اساسی ایفا می کنند.

با نگاهی گذرا به تاریخچه تمامی گروهای ترویستی و بنیادگرا به راحتی می توان دریافت که تمامی این گروه ها متاثر از یک تفکر و برداشت خاصی از ایدئولوژی ایست که آنها از آن تبعیت می کنند. به جرات می توان گفت در یک دهه گذشته قریب به تمام حملات ترویستی از سوی بنیادگران اسلامی با قرائت وهابی و تندروهای سلفی در کشورهای اسلامی و کشورهای دیگر صورت پذیرفته است و می توان عربستان سعودی را پدر خوانده و به نوعی خواستگاه گروه های ترویستی بنیادگرای اسلامی در سراسر جهان معرفی کرد. شیوخ وهابی و سلفی عربستانی و برخی کشورهای اقماری تابعه آن نظیر قطر و کویت و مصر و... با تکیه بر درآمدهای افسانه ای نفتی توانایی های بی نظیری برای اجیر کردن مزدوران ترویست در داخل و خارج از کشور را بدست آورده اند و با باز کردن شیرهای نفتی به روی اروپا و کشورهای غربی و مصرف کننده نفت از سویی آنان را به نفت خود وابسته و از سویی دیگر حاشیه امنی برای اقدامات ترویستی و پیشبرد و توسعه تفکر افراطی خود حتی در قلب اروپا ایجاد کرده اند. عربستان سعودی یکی از بزرگترین کشورهای ناقض حقوق بشر و بزرگترین خطر و تهدید برای امنیت و صلح جهانی ایست و گروهای ترویستی فراوانی در خاورمیانه مانند داعش ، جبهه النصره و... در آفریقا در لیبی و نیجریه و سومالی و ... و در سراسر جهان از پاکستان و افغانستان تا حتی در کشورهای غربی مورد حمایت قرار داده و از بد حادثه دولت های غربی که داعیه دار مبارزه با تروریسم و حمایت از دموکراسی و حقوق بشر در جهان هستند یکی از متحدین اصلی این کشور با اساس اسلام وهابی که در ذات آن خشونت و کشت و کشتار موج می زند و با مراجعه به فتواهای مفتی های سعودی و وهابی درخواهیم یافت که سرچشمه بسیاری از ترورها و کشتار های افراد بیگناه در افغانستان ، پاکستان، عراق ، سوریه ، یمن ، بحرین تا فرانسه و حتی حملات ترویستی یازدهم سپتامبر از کدام اسلام نشات می گیرد.

دولت های جهان و خصوصا کشورهای غربی برای یک بار هم شده باید تکلیف خود را با این نوع نگرش و قرائت از اسلام روشن کنند و به روشنی به افکار عمومی کشورهای خود اعلام کنند که تا چه میزان و تا کجا می خواهند با سیاست رابطه دوستانه با برخی از کشورهای حامی تروریسم و صادر کننده تروریست نظیر عربستان سعودی می خواهند ادامه دهند و از اقدامات گروههای تروریستی که مورد حمایت این کشورها هستند حمایت کنند؟!

دیروز صدها نفر بیگناه در نیویورک امروز دهها و صدها نفر در بیروت و پاریس و هزاران نفر در عراق و سوریه و... جان خود را بخاطر ترویسم  از دست دادند و هنوز ترویست ها در اقصی نقاط جهان نشسته اند و به ریش مردم می خندند و میلیون ها دلار از سوی حامیانشان دریافت می کنند و دولت های مرتجع و خشک مغز برخی کشورهای عربی و اسلامی  بظاهر در رسانه ها خود را از مبارزان علیه ترویسم می دانند و از طنز تلخ روزگار این است که رسانه های غربی صدای رسای این حامیان ترویسم نظیر برخی از مقامات عربستانی شده اند و کشورهای حاشیه خلیج فارس شده اند و به افکار عمومی خود القا می کنند که این کشورها در حال مبارزه با ترویسم هستند.

بنظر می رسد برای ریشه کنی تروریسم افراطی اسلام نگرش غرب از سوی اسلام طالبانی و وهابی و سلفی به سوی اسلام عقلایی و رحمانی و تفکر صلح جویانه دیگری که اگر چه در اقلیت است اما می تواند چراغ راه آینده اسلام باشد و رهبری جهان اسلام را در دست بگیرد تا اینکه دیگر شاهد کشته شدن بیگناهان دیگری نظیر آنچه که دیروز در پاریس اتفاق افتاد نباشیم و همه باید برای جهانی آری از تروریسم تلاش کنیم که گرچه سخت اما دست یافتی ایست.

مجید رسولی 
تحلیل گر مسائل سیاسی - ونکوور کانادا

۱۳۹۳ بهمن ۲۵, شنبه

بعد از امام مقوایی نوبت به سیستم جدید رای گیری با ماکت مقوایی پادشاه عربستان رسید

بعد از امام مقوایی در ایران  این بار در عربستان ماکت مقوایی پادشاه عربستان و ولیعهد آن در تمام شهرهای عربستان در فرمانداری ها قرار داده شده تا مردم با دست دادن با ماکت پادشاه بیعت خود را اعلام کنند . سیستم جدید رای گیری با ماکت پادشاه عربستان
 برای مشاهده ویدئو روی لینک زیر کلیک کنید :
https://www.facebook.com/video.php?v=790371427702549&pnref=story





۱۳۹۳ دی ۶, شنبه

محمد نوری زاد ، پیاده نظام جمهوری اسلامی و یا مخالف آن ؟!



در طی چند سال گذشته به یکباره نام مردی از طرفداران سرسخت رهبر ایران آیت الله خامنه ای به عنوان منتقد و حتی ضد او و تصمیماتش بر سر زبانها جاری شد ، کسی که سالها در روزنامه کیهان ارگان رسمی رهبری جمهوری اسلامی کار کرده بود و خود را سینه چاک وی میدانست و از این رهگذر برای خود رانت ها و امتیازات ویژه ای کسب کرده بود .
او کسی نبود جز محمد نوری زاد ، کارگردان و نویسنده و روزنامه نگار و به قول خودش از انقلابیون سابق و از رزمندگان دوران جنگ ایران و عراق .

نوری زاد به واسطه خوش خدمتی های خودش به رهبر جمهوری اسلامی و به برکت حمایت های وی و حاکمیت توانست میلیون ها تومان از پول بیت المال را برای فیلم های به اصطلاح مستند خود که از منظر منتقدان سینما و تلویزیون ، و از بعد فنی و کیفیت در پایین ترین حد فیلمسازی جای دارد ، دریافت کند ، درست در زمانی که جوانان فارغ التحصیل رشته فیلم سازی و سینما در راهروهای وزارت ارشاد برای دریافت چند صد هزار تومان برای ساخت فیلمشان ماهها منتظر می ماندند و نهایتا هم چیزی دست آنها را نمی گرفت .

بسیاری از سریال سازهای جوان و با استعداد کشور به دلیل نداشتن رابطه و فضای به شدت ایزوله صدا و سیما که توسط دوستان آقای نوری زاد که باز از قضا زیر نظر رهبری کار می کرد ، اداره می شد و میلیاردها تومان از پول های هنگفت خرج سریال های ضعیف و بی خاصیت ایشان می شد تا ترویج اسلام و اخلاق اسلامی بنمایند.
حکایت علاقه ایشان به آیت الله خامنه ای در غایت حکایت مرید و مراد بود که ناگهان به یکباره پس از انتخابات سال ۸۸ ریاست جمهوری دهم و حوادث پس از آن به شکر آب تبدیل شد ، مرید دیروز در شمشیر را از رو  به روی مراد خود بست و به جای آن مقاله های پرشور سابق در تمجید از رهبر شروع کرد به نرشتن سلسله نامه های تند و زننده علیه آیت الله خامنه ای ، دیری نپایید که مغضوب اطرافیان رهبری و حاکمیت قرار گرفت و چند صباحی به زندان اوین رفت ، اما کماکان به حرفه خود یعنی مستند سازی از داخل زندان مشغول بود بدون آنکه کسی مزاحمتی برای وی ایجاد کند.
وی اخیرا یکی از دوره گردهای محافل منتقد و مخالف نظام بوده و مجلس و مراسمی نیست که ردی از وی در آنجا نباشد و بیانات خود را بیان نکند و بلافاصله فیلم آن مراسم در اینترنت و شبکه های اجتماعی منتشر نکند.
چندین بار در مصاحبه ها و سخنان خود از گذشته خود اظهار پشیمانی کرده و به واسطه این اقدامات طرفدارانی را به سوی خود جذب کرده است .

هرچند سخنان و رفتار وی در ظاهر چنین می نماید که وی یک انسان شریفی ایست که به سوی حق و مردم شتافته ولی هنوز از سوی بخشی از اپوزیسیون مورد پذیرش قرار نگرفته است و بنظر می رسد هرگز نیز قرار نخواهد گرفت چرا که پر واضح است در حالی که کوچکترین انتقاد در حاکمیت پذیرفته نمیشود و هنوز کسانی که یک صدم حرف ها و رفتارهای نوری زاد را نگفته و انجام نداده بودند هنوز یا در زندان هستند و یا به شدت سرکوب شده اند چگونه ممکن است وی به راحتی برای خود دوره بیافتد و نقش دایه مهربان تر از مادر را برای مردم بازی کند!!!
بنظر می رسد محمد نوری زاد نقش یک تطهیر کننده را از سوی مقامات امنیتی بر عهده دارد بدین معنا که لایه قدرتمند هرم قدرت و نزدیک به رهبری نظیر فرماندهان سپاه و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی برای دلجویی از برخی از منتقدان سالهای دور و نزدیک که سالها در زندان و در انزوا بوده اند نظیر آقای امیر عباس انتظام و یا مورد خشونت و یا به قتل رسیده اند همانند ستار بهشتی و.... وی در قامت یک منتقد و مخالف جدی وارد شده و با این افراد دیدار می کند و سخنانی را بر زبان جاری می کند که بخشی از بغض فرو خورده آنان را تسکین می بخشد و مانع از انباشت آن می شود و از طرفی دیگر دستآویز خوبی را برای رسانه های حکومتی نظیر خبرگزاری فارس و کیهان خانه قلبی نوری زاد می شود تا هم افکار عمومی را از واقعیت های جامعه دور سازد و به نوعی در بخشی از سیاست  حاکمیت در رابطه سیاست زدایی کردن از جامعه نقشی ولو کوچک ایفا کرده باشد و نیز سمبلی باشد برای آزادی بیان در اظهارات مسىولان جمهوری اسلامی در مقابل انتقادات حقوق بشری دیگر کشورها.

در پایان باید نکته ای مهم را نباید از ذهن ها دور کنیم و آن اینکه بر همگان روشن شده که رقابت های پنهان برای تعیین  رهبری آینده ایران آغاز شده ، بنابراین لازم است مقداری از قداست و ابهت آیت الله خامنه ای کاسته شود که رهبر آینده مورد نظر بازیگران پشت پرده اصلی قدرت در حاکمیت ، بتواند برخی از تغییرات مورد نظر این افراد را به انجام برساند ، تغییرات در مواردی که در حال حاضر تبدیل به تابو شده اند که بخش عمده ای از آن توسط آیت الله خامنه ای بنیان نهاده شده است و مادامی که این قداست مطلق شکسته نشود منافع این گروه تامین نخواهد نشد بنابراین امثال نوری زاد و یا نوری زادها حکم پیاده نظام های نهادهای امنیتی و نظامی قدر قدرت را ایفا خواهند نمود .
بنظر می رسد هرگونه همراهی کردن با امثال این فرد در حقیقت بازی کردن در زمین این گروه از حاکمیت می باشد بنابراین بیاییم کمتر تریبون در اختیار وی چه در رسانه های مجازی و چه در فضاهای اجتماعی مجازی ، قرار دهیم.

۱۳۹۳ مرداد ۲۹, چهارشنبه

وزیر علوم افتاد

 اکثریت اعضای مجلس شورای اسلامی با رای مثبت به استیضاح وزیر علوم، رضا فرجی دانا را از این سمت برکنار کردند. 
استیضاح کنندگان هیچ دلیل روشن و منطقی برای استیضاح نداشتند و فقط می خواستند از روحانی زهر چشم بگیرند که گرفتند هرچند که بر همه روشن است اکثریت نمایندگان بیشتر از آنکه نماینده مردم باشند فله ارباب جور و ستم هستند با اینحال فرجی دانا با سرافزاری و سربلندی به تاریخ پیوست و همین که توسط این نمایندگان معلوم الحال استیضاح شد یعنی اینکه انسانی شریف و درستکاری بوده و سر منافع این مملکت حاضر به باج دادن نشد درود بر وزیر فرجی دانا .

۱۳۹۳ تیر ۱۷, سه‌شنبه

تحلیلی بر نشست تجزیه طلبانه ترویست های الاحوازی در هلند در رابطه با خوزستان

 در هفته اخیر اولین نشست سیاسی گروهک تروریستی حرکه النضال العربی لتحریر الاحواز برای بررسی تاثیر موضوع تجزیه طلبان خوزستان بر نفوذ ایران در کشورهای عربی به مدت دو روز در شهر لاهه هلند برگزار شد!



در این نشست نمایندگانی از معارضین سوری ، عراقی ، تجزیه طلبان کرد ، تشکیلات خودگردان فلسطین ، لبنان و کویت در کنار ترویست های تجزیه طلب الاحوازی حاضر بودند .



بحران عراق در حالی وارد دومین ماه خود می شود که خطر ظهور ترویست های داعش در عراق رفته رفته تاثیرات جانبی خود را بر امنیت ملی ایران و حتی کشورهای همسایه عراق می گذارد ، نشست اخیر ترویست های الاحوازی برای تجزیه ایران اولین پیامد حضور داعش در عراق برای تهران می باشد ، گروهی که در دروان جنگ دست به دست صدام حسین دادند و مستقیم و یا غیر مستقیم عامل مرگ صدها هزار ایرانی بودند هر چند که حساب مردم خوزستان که هموراه خود را ایرانی می دانند را باید با این ترویست ها جدا کرد . 



سئوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا اساسا چنین نشست هایی از نظر تئوری و عملی تا چه حد می تواند بر شرایط سیاسی حاکم بر ایران و جغرافیای سیاسی منطقه تاثیر گذار باشد ؟ و اینکه آیا اساسا با سبقه تاریخی ایران و شرایط حاکم کنونی حاکم در منطقه و جهان امروزی و قدرت های جهانی و منطقه ای تا چه اندازه اجازه چنین حرکت های تجزیه طلبانه را می دهند یا خیر ؟ و صد ها سئوال دیگر خود بحث جداگانه و فرصتی دیگر را می طلبد .

آنچه که امروز بخصوص از آغاز سال جدید میلادی ما در جهان شاهد هستیم تصویری مبهم و سیاه از آینده جهان پیشروی ما ترسیم می کند اتفاقاتی که با سرعتی غیرقابل پیش بینی همانند وقایع اوکراین ، سوریه ، مصر ، تونس ، بحرین ، عراق و تایلند رخ داد و هنوز هیچ پایانی خوش بر آنها متصور نیست و در خاورمیانه کشورهایی چون ترکیه ، ایران و عربستان سعودی ، کویت و امارات متحده عربی همگی آبستن حوادث و دستخوش تغییراتی هستند که آینده هیچ کدام از این کشورها در میان مدت قابل پیش بینی نیست .


ترکیه کشوری که با قدرت گرفتن اسلامگران در آن می رفت که به عنوان قدرت منطقه ای و حتی بین المللی ظهور پیدا کند نتنها ظهور پیدا نکرد بلکه دوران افول و تجزیه آن نزدیک است ، اسلامگرایان ترکیه و در راس آنها حزب عدالت و توسعه در سیاست خارجه خود با شعار تنش صفر با همسایگان خودش سعی داشت به نوعی تحقیر خود توسط اروپائی ها ، در عدم پذیرش ترکیه در اتحادیه اروپا را جبران کند هر چند در چند سال اول قدرت گیری آنها این سیاست موفق بود ولی بعد از بهار عربی ترکیه با سوریه تنش های فراوانی پیدا کرد و تا آستانه جنگ پیش رفت از سوی دیگر ایران حامی دولت سوریه بود آنکارا تصور می کرد دولت سوریه در عرض چند ماه و دخالت نظامی آمریکا ساقط می شود ولی اینگونه نشد و روابط آن با ایران و عراق به عنوان حامیان دولت سوریه به بدترین حالت ممکن خود در بیست سال گذشته رسید تر کیه شکست های دیگری نیز در منطقه داشت از جمله در قضیه مصر دولت محمد مرسی رئیس جمهور مخلوع مصر مورد حمایت کامل آنکارا بود ولی پس از کودتای نظامی توسط ارتش مصر ساقط شد و شکست سنگینی را متوجه اسلام گرایان کرد در اوضاع داخلی ترکیه نیز دو مساله دولت ترکیه را تهدید جدی می کند و موقعیت آنها را در معرض خطر قرار می دهد یکی مساله کردهای ترکیه تا کنون راه حل مطلوبی برای آن پیدا نشده و اقدامات بسیار شکننده و ضعیفی از سوی دولت آنکارا برای بهبود روابط با کردها صورت گرفته ولی دستاورد مهمی در بر نداشته است و دیگر اینکه دولت اردوغان متهم به فساد مالی و رشوه خواری و نقض سیستماتیک شهروندان خویش است که اوج آن در سرکوب تظاهرات مسالمت آمیز پارک قیزی در استاتبول ترکیه بود که مشروعیت دولت آنکارا را با علامت بزرگی قرار داد.



ایران ، 35 سال از انقلاب می گذرد ، هنوز این کشور زیر تحریم های بی سابقه جهانی در حال دست و پنجه نرم کردن است اوضاع سیاسی بعد از اتفاقات سال 88 روز به روز بدتر شده است ، هشت سال دوران احمدی نژاد یکی از بدترین دورانهای تاریخ ایران محسوب می شود ، فساد و دزدی ، دروغ و اختلاس و... به حد اعلای خود رسید ، سیاست خارجی تهاجمی دولت احمدی نژاد در این سال ها میلیاردها دلار خسارت بر کشور وارد کرده برنامه هسته ای ایران هنوز به عنوان بزرگترین مساله حل نشده جهان تبدیل شده ، ایران نسبت به قبل منزوی تر شده و اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی ایست ، متحدان ایران در منطقه خاورمیانه یکی پس از دیگری درگیر جنگ داخلی هستند ، سوریه مهم ترین متحد ایران در اثر جنگ داخلی به تلی از خاک تبدیل شده و ضریب نفوذ و قدرت خود را تا حد بالایی از دست داده و حتی در صورت بقای حکومت بشار اسد جز هزینه برای ایران چیزی نخواهد داشت ، عراق دیگر متحد ایران و با اکثریت شیعه در حال تجزیه و درگیر جنگ قومی و مذهبی می باشد که مستقیما تهدید بالقوه ای  برای امنیت ملی ایران است ، کردستان عراق که منطقه ای خودمختار بود در تلاش برای استقلال خود از عراق است که خطری بالقوه برای تحریک تجزیه طلبان کردو عرب در ایران بشمار می آید امّا با همه این احوالات ایران ارتش و نیروی نظامی قدرتمندی در منطقه دارد و امنیت آن در بالاترین حد ممکن در منطقه ای که اکثر همسایه های ایران در ناامنی مطلق قرار دارد و این بزرگترین نقطقه قوت ایران است .



عربستان ، کشور نفت خیز و اولین تولید کننده نفت در جهان وضعیتی به مراتب خطرناک تر از ایران و ترکیه دارد ، این کشور در گیر اختلاف شدید در بدنه حکومت بر سر تعیین پادشاه آینده این کشور است ، فضای بسته سیاسی  و سنتی  اجتماع عربستان در حال فروپاشی ایست ، شهرهای شیعه نشین جنوب خلیج فارس در عربستان که عمده نفت این کشور در آن قرار دارد هر آن آبستن تحولات جدیدی است از نظر حقوق بشر عربستان منتقدان سرسختی در دنیا دارد حمایت مستقیم و غیر مستقیم عربستان از ترویسم در منطقه و جهان یکی از بزرگترین چالش ها را برای این کشور ایجاد کرده و سیاست خارجی این کشور در منطقه کاملا شکست خورده و انفعالی بوده و ابتکار عمل را سالهاست از دست داده که اوضاع سوریه و عراق و لبنان بارزترین شاهد این مدعاست .

در چنین شرایطی عربستان و کشورهای حوزه جنوب خلیج فارس با سرمایه گذاری و تحریک تجزیه طلبان و ترویست های الاحوازی در ایران می خواهد شکست های خود در منطقه را جبران کنند چالش و پرونده جدیدی برای ایران ایجاد کنند و امنیت ملی ایران را به خطر بندازند در این میان کشورهای غربی نیز از این اقدامات هر چند به صورت علنی حمایت نخواهند کرد ولی در پشت پرده آنان را برای اینگونه اقدامات لااقل تهییج خواهند نمود .


 بنظر می رسد این اقدامات تجزیه طلبانه گرچه پتانسل لازم را بالقوه برخوردار است ولی شرایط لازم را برای بالفعل و عملی شدن را تحت هیچ شرایطی حداقل در ایران نداشته و نخواهند داشت و  کشورهای عرب خلیج فارس و این گروهک ترویستی و تجزیه طلب قطعا از هر گونه ضربه زدن به ایران عاجز خواهند بودند ولی این اقدامات آنها می تواند تبعات بسیار سنگینی برای این کشورها در بر داشته باشد و آتشی که امروز آنها برمی افروخند روزی دامن کشورهای خود را خواهد گرفت چرا که به لحاظ تاریخی و فرهنگی ایرانیان بارها اثبات کرده اند که در مقابل تجزیه طلبان و ترویست ها از هیچ تلاشی دریغ نخواهند کرد و هیچ ایرانی اعم از کرد و عرب و ترک و لر و بلوچ و ترکمن و... در ایران وجود ندارد که با تجزیه ایران موافق باشد بنابراین اینگونه نشست ها و برنامه ها در هر کجای دنیا محکوم است و ملت ایران هیچگاه با آنان نسبتی ندارند و قطعا آنان ایرانی نبوده بلکه خائن به ایران هستند .



کسانی که فکر کرده با می کنند می توانند با این اقدامات مردم عزیز خوزستان را به تجزیه طلبی وادار کنند سخت در اشتباه هستند چرا که در طول هشت سال دوران جنگ ایران و عراق این مردم به خوبی نشان دادند که یک وجب از خاک ایران را هرگز با هیچ چیزی در این دنیا عوض نخواهند کرد و این ترویست های محترم الاحوازی بهتر است بیش از این خود و اربابان خود را مضحکه خاص و عام نکنند.