بلافاصله بسیار کوتاهی به مدد رسانه های ارتباطی و شبکه های اجتماعی سراسر دنیا از این اقدمات تروریستی به یکباره در شوک فرو رفت چرا که این حملات نه در عراق و سوریه و یمن و خاورمیانه بلکه در قلب اروپا اتفاق می افتاد و در نوع خود از جنگ جهانی دوم به بعد در فرانسه بی سابقه بود. درست در این زمان سیل ابراز تسلیت و همدری ها با خانواده قربانیان و مردم و مقامات فرانسه و اعلام انزجار از عاملان تروریستی این واقعه از سوی سیاسمتدارانُ، مقامات بلند پایه و مردم کشورهای مختلف پنج قاره دنیا به راه افتاد و بار دیگر عزم و ارداه ملت ها و دولت ها را برای مقابله با تروریسم این پدیده شوم بخصوص در این برهه حساس کنونی یادآور شدند که بیانگر این موضوع است که ترویسم یک پدیده جهانی ایست و هیچ مرز جغرافیایی را نمی شناسد و باید برای مقابله با آن تمام دولت و ملت ها با یکدیگر در این زمینه همکاری کنند.
گرچه فاجعه تاسف بار حملات ترویستی پاریس اولین فاجعه نبود و در صورت عدم عزم دولت ها و سیاسمتداران برای ریشه کنی تروریسم آخرین آن نخواهد بود ولی فارغ از آنکه از لحاظ امنیتی و ضعف دستگاههای امنیتی فرانسه برای جلوگیری از این حملات که خود باید از نگاه کارشناسان امنیتی مورد نقد و بررسی قرار بگیرید که در تخصص نگارنده این مقال نیست. اما آنچه که در این نوشته می خواهیم به آن بپردازیم بررسی علل و ریشه های تروریسم و نقش برخی از دولت ها در حمایت از این گروههاست که باید مورد توجه قرار گیرد به قول ضرب المثل معروف ایرانی که «آب که گل آلوده است از سر چشمه گل آلود است.»
دادستان ها در فرانسه حملات اخیر را به گروه داعش نسبت داده اند و از سویی خود این گروه و دولت خود خوانده ترویستی با انتشار بیانیه ای مسئولیت این حملات را بر عهده گرفته اند هر چند علت این حملات را مشارکت دولت فرانسه علیه این گروه در سوریه می دانند ولی واقع مطلب جایی دیگر و فراتر از این گروه تصمیم گیری می شود و آن کسانی هستند که در پیدایش و حمایت از این گروه و دولت خود خوانده ترویستی نقش اساسی ایفا می کنند.
با نگاهی گذرا به تاریخچه تمامی گروهای ترویستی و بنیادگرا به راحتی می توان دریافت که تمامی این گروه ها متاثر از یک تفکر و برداشت خاصی از ایدئولوژی ایست که آنها از آن تبعیت می کنند. به جرات می توان گفت در یک دهه گذشته قریب به تمام حملات ترویستی از سوی بنیادگران اسلامی با قرائت وهابی و تندروهای سلفی در کشورهای اسلامی و کشورهای دیگر صورت پذیرفته است و می توان عربستان سعودی را پدر خوانده و به نوعی خواستگاه گروه های ترویستی بنیادگرای اسلامی در سراسر جهان معرفی کرد. شیوخ وهابی و سلفی عربستانی و برخی کشورهای اقماری تابعه آن نظیر قطر و کویت و مصر و... با تکیه بر درآمدهای افسانه ای نفتی توانایی های بی نظیری برای اجیر کردن مزدوران ترویست در داخل و خارج از کشور را بدست آورده اند و با باز کردن شیرهای نفتی به روی اروپا و کشورهای غربی و مصرف کننده نفت از سویی آنان را به نفت خود وابسته و از سویی دیگر حاشیه امنی برای اقدامات ترویستی و پیشبرد و توسعه تفکر افراطی خود حتی در قلب اروپا ایجاد کرده اند. عربستان سعودی یکی از بزرگترین کشورهای ناقض حقوق بشر و بزرگترین خطر و تهدید برای امنیت و صلح جهانی ایست و گروهای ترویستی فراوانی در خاورمیانه مانند داعش ، جبهه النصره و... در آفریقا در لیبی و نیجریه و سومالی و ... و در سراسر جهان از پاکستان و افغانستان تا حتی در کشورهای غربی مورد حمایت قرار داده و از بد حادثه دولت های غربی که داعیه دار مبارزه با تروریسم و حمایت از دموکراسی و حقوق بشر در جهان هستند یکی از متحدین اصلی این کشور با اساس اسلام وهابی که در ذات آن خشونت و کشت و کشتار موج می زند و با مراجعه به فتواهای مفتی های سعودی و وهابی درخواهیم یافت که سرچشمه بسیاری از ترورها و کشتار های افراد بیگناه در افغانستان ، پاکستان، عراق ، سوریه ، یمن ، بحرین تا فرانسه و حتی حملات ترویستی یازدهم سپتامبر از کدام اسلام نشات می گیرد.
دولت های جهان و خصوصا کشورهای غربی برای یک بار هم شده باید تکلیف خود را با این نوع نگرش و قرائت از اسلام روشن کنند و به روشنی به افکار عمومی کشورهای خود اعلام کنند که تا چه میزان و تا کجا می خواهند با سیاست رابطه دوستانه با برخی از کشورهای حامی تروریسم و صادر کننده تروریست نظیر عربستان سعودی می خواهند ادامه دهند و از اقدامات گروههای تروریستی که مورد حمایت این کشورها هستند حمایت کنند؟!
دیروز صدها نفر بیگناه در نیویورک امروز دهها و صدها نفر در بیروت و پاریس و هزاران نفر در عراق و سوریه و... جان خود را بخاطر ترویسم از دست دادند و هنوز ترویست ها در اقصی نقاط جهان نشسته اند و به ریش مردم می خندند و میلیون ها دلار از سوی حامیانشان دریافت می کنند و دولت های مرتجع و خشک مغز برخی کشورهای عربی و اسلامی بظاهر در رسانه ها خود را از مبارزان علیه ترویسم می دانند و از طنز تلخ روزگار این است که رسانه های غربی صدای رسای این حامیان ترویسم نظیر برخی از مقامات عربستانی شده اند و کشورهای حاشیه خلیج فارس شده اند و به افکار عمومی خود القا می کنند که این کشورها در حال مبارزه با ترویسم هستند.
بنظر می رسد برای ریشه کنی تروریسم افراطی اسلام نگرش غرب از سوی اسلام طالبانی و وهابی و سلفی به سوی اسلام عقلایی و رحمانی و تفکر صلح جویانه دیگری که اگر چه در اقلیت است اما می تواند چراغ راه آینده اسلام باشد و رهبری جهان اسلام را در دست بگیرد تا اینکه دیگر شاهد کشته شدن بیگناهان دیگری نظیر آنچه که دیروز در پاریس اتفاق افتاد نباشیم و همه باید برای جهانی آری از تروریسم تلاش کنیم که گرچه سخت اما دست یافتی ایست.
مجید رسولی
تحلیل گر مسائل سیاسی - ونکوور کانادا