۱۳۹۱ شهریور ۱۸, شنبه

بوی باروت می آید؟ تحلیلی بر اقدامات دولت کانادا و سه کشور اروپائی در یک روز علیه ایران

جمعه 17 شهریورماه درست مصادف با روز خونینی در تاریخ ایران ، وزارت امورخارجه کانادا طی بیانیه ای از تعطیل شدن سفارت این کشور در تهران خبر داده است و در این بیانیه دولت کانادا دیپلمات های ایرانی مستقر در اتاوا را " عنصر نامطلوب " تشخیص داده و به دیپلمات های ایرانی در کانادا پنج روز فرصت داده شده است که خاک این کشور را ترک کنند .
معنای دیپلماتیک این بیانیه یعنی اینکه دولت کانادا رسما روابط دپلماتیک خود را با دولت جمهوری اسلامی ایران بطور کامل قطع کرده و علاوه برآن دولت کانادا در این بیانیه ایران را مهم ترین تهدید کننده برای صلح و امنیت جهانی می داند و نام ایران و سوریه را در لیست کشورهای حامی تروریسم قرار داده است.
در مقابل رامین مهمان پرست ، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران در واکنش به این اقدام دولت کانادا ، این اقدام را " شتاب زده و افراطی " و " نژاد پرست " دانسته است و گفته است به زودی پاسخ کانادا را خواهیم داد.
اسرائیل هم بلافاصله از این اقدام دولت کانادا استقبال کرده و  آن را مورد ستایش قرار داده است . امّا این پایان ماجرا نبود در قاره سبز کشورهای آلمان ، فرانسه و بریتانیا از قدرت های مهم اقتصادی و نظامی اتحادیه اروپا خواستار تشدید تحریم ها علیه ایران شده اند و در آمریکا دشمن اصلی جمهوری اسلامی ایران نیز سه سناتور با صدور بیانیه ای از دولت آمریکا خواسته اند که مواضع سخت گیرانه تری در قبال دولت ایران اتخاذ کند.

بدون تردید آنچه که در این میان از درون اقدامات این دولت ها و اتخاذ چنین تصمیم هایی مهم جلوه می نماید ، وجود یک خط جدید فشار به ایران در یک برنامه ریزی گسترده در یک زمان خاص و با برنامه ای از قبل تعیین شده می باشد چراکه نه دولت کانادا و دولت های دیگر یک شبه و بدون داشتن اضطرار این تصمیم های پر هزینه و پر چالش در فضای بین المللی اتخاذ نکرده اند ، بلکه این اقدامات به مثابه حمله جدید دیپلماتیک این کشورها علیه دولت جمهوری اسلامی ایران و تحت فشار قرار دادن آن می باشد.

امّا در پشت پرده این اقدامات چیست ؟ چه انگیزه ای باعث اتخاذ چنین تصمیم های شده است ؟ پاسخ ایران در قبال اقدامات این دولت های غربی چیست ؟ آیا این اقدامات پیامی محکم و قاطعی را به دولت مردان تهران ارسال می کند ؟
برای روشن شدن این سئوالات طبق رسم کارشناسی باید دست به دامان گمانه زنی شد چراکه اعلام قطعی نتیجه چنین اقداماتی در این زمان کوتاه میسر نیست و چه بسا قضاوت زود هنگام در این باره خطائی فاحش باشد بنابراین آنچه که در ادامه خواهد آمد فقط تحلیل برخی از این اقدامات و نتایج احتمالی و تبعات آن می باشد .

1- نخست اینکه دولت کانادا چه ضروتی را احساس می کرد که با صدور این بیانیه هم دولتمردان ایران و هم خیلی از کشورهای دیگر را غافلگیر کنید ؟ در حالی که در چند ماه گذشته دولت کانادا بخش کنسولی سفارت خود در تهران را به دلیل آنچه که گفته شد " کاهش برخی از هزینه ها " تعطیل کرده بود و از طرفی سطح روابط این کشور با ایران در سالهای اخیر در پائین ترین سطح ممکن یعنی کاردار تنزل یافته بود و از طرفی دیگر در ماه گذشته یکی از کارمندان سفارت جمهوری اسلامی ایران در اقدامی نسنجیده اظهاراتی را درباره ایرانیان ساکن کانادا بیان کرد که خشم دولت کانادا و بسیاری از سیاستمدارن و حتی ایرانیهای مقیم این کشور را برانگیخت و خیلی ها خواستار تعطیلی سفارت جمهوری اسلامی ایران در اتاوا شدند به همه اینها اضافه کنید ماجرای قتل زهرا کاظمی کانادایی ایرانی تبار در زندان اوین تهران و موارد مشابه دیگری که همواره در روابط نه چندان گرم تهران و اتاوا موثر بوده است امّا نکته ای که بسیار جلب توجه می کند و کمی توجیه آن دشوار می شود این است که این اقدام وزارت خارجه کانادا برای قطع روابط دیپلماتیک با ایران در چنین زمانی و بدون پیش زمینه مملوسی که حکایت از چنین اقدامی داشته باشد کمی شک برانگیز است.

 بنظر می رسد دولت کانادا هرچند براساس اقدامات دولت جمهوری اسلامی ایران و ماجرای اظهار نظر محمدی کارمند سفارت ایران در اتاوا و موارد دیگر از تهران خشمگین و ناراحت بوده ولی برای چنین تصمیمی قطعا کافی نبوده است شاید دولت کانادا به نمایندگی از برخی قدرتهای غربی با این اقدام خود اولین کسی بوده که صدای زنگ خطر جنگ و حمله نظامی را به گوش تهران رسانده است و اینکه درهای مذاکره برای توافق بر روی برنامه هسته ای ایران در حال بسته شدن است و زمان برای به ضرر تهران به سرعت در حال سپری شدن است و بسته شدن سفارت کانادا در تهران شاید به منزله پایان روابط دیپلماتیک باشد ولی می تواند مقدمه تعطیلی سفارتخانه های دیگر کشورهای غربی باشد که در طول چندین سال گذشته بخصوص دو دهه گذشته هرگاه صدای زنگ های خطر جنگ برای کشوری شروع به نواخته شدن کرده است مانند عراق ، لیبی ، افغانستان و... سفارت خانه های کشورهای غربی یکی پس از دیگری تعطیل شده است امروز این پرسش مطرح است آیا دولت کانادا آغاز کننده تعطیلی سریال وار سفارتخانه های دیگر در تهران بوده است یا صرفا روابط دو جانبه مطرح بوده ؟!


2- به فاصله چند ساعت از اعلام دولت کانادا مبنی بر تعطیلی سفارت خود در تهران دولت های بریتانیا ، فرانسه و آلمان و سه سناتور آمریکایی خواهان تشدید تحریم علیه ایران شده اند در حالی که دولت ایران در بدترین شرایط خود پس از انقلاب اسلامی و حتی تاریخ خود دارد و سنگین ترین و بی سابقه ترین تحریم های اعمال شده بعد از جنگ جهانی دوم را تحمل می کند و نزدیکترین متحد استراتژیک خود یعنی دولت سوریه در حال احتضار قرار دارد و دولت بشار اسد مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده و هر آن احتمال سقوط آن ممکن است و از طرفی دولت اسرائیل در چند ماه گذشته بیشترین تهدید به حمله نظامی به ایران را پس از پیروزی انقلاب علیه ایران متوجه ساخته و هرآن احتمال آن می رود اسرائیل به تاسیسات هسته ای و زیر بنائی ایران حمله کند و...

بنظر می رسد این دولت ها با هماهنگی یکدیگر و درست در یک خط فکری خاص و حجم گسترده اقدامات دیپلماتیک در زمان خاص و استفاده گسترده از رسانه های خود برای تحت فشار قرار دادن ایران همه و همه مقدمه ای برای آماده سازی افکار عمومی داخل کشورهای خود  و جامعه بین المللی برای حمله نظامی با ایران می باشد چراکه عملا درخواست این سه کشور و سناتورهای آمریکائی برای تشدید تحریم ها علیه ایران به مثابه تفنگ بدون فشنگ است زیرا کشورهای غربی آمریکا و اتحادیه اروپا مهم ترین بخش های اقتصادی ایران یا در اصل موتور حرکت ایران که فروش نفت و بانک های آن می باشد را تحریم کرده اند و در چندماه قبل آخرین گلوله های تحریمی خود را شلیک کرده اند و عملا چیز دندان گیری برای تحریم باقی نمانده است بلکه هدف از این گونه درخواست ها همانند نسیمی ایست که شروع به وزیدن کرده تا تبدیل به طوفان حمله نظامی و جنگ علیه ایران شود و دولت ایران جز رجزخوانی از پشت تریبون وزارت امورخارجه و دیگر مجامع بین المللی همانند تفنگ خالی از گلوله است و فقط ارزش تبلیغاتی و رسانه ای دارد.
با این حال باید صبر کرد و منتظر ماند تا ابعاد بیشتری از پشت پرده این اقدامات برای ما روشن شود ولی به عنوان یک ایرانی امیدوارم هیچ گاه خطر حمله نظامی ایران عزیزمان را تهدید نکند چرا که جز ویرانی ایران ارمغانی دیگر برایمان نخواهد داشت. 



هیچ نظری موجود نیست: