امروز خبری جدید از تحریم های تازه دولت ایالات متحده آمریکا در خروجی های بسیاری از خبرگزاری ها بین المللی قرار گرفت مبنی براینکه دولت آمریکا ظرف دو ماه دیگر مکلف است بسیاری از درآمدهای ایران را کاهش دهد و حتی کشورها را از فروش گندم که ضروی ترین نیاز غذایی هر جامعه ای هست منع می کند.
این تحریم های بی سابقه هر چند می تواند در کوتاه مدت تاثیر گذار باشد ولی در دراز مدت می تواند نتیجه عکس داشته باشد و علاوه براین چهره دولت آمریکا را رفته رفته حتی در میان مخالفین و منتقدین نظام هم مخدوش خواهد کرد و ترمیم آن در آینده برای ایالات متحده آمریکا هزینه هایی به مراتب بیشتر از هزینه هایی ایست که الان به مردم ایران به بهانه آنچه که آمریکا پیشگیری از دست یابی ایران به سلاح اتمی می نامد تحمیل خواهد کرد و در مقابل جمهوری اسلامی ایران بارها بر صلح آمیز بودن فعالیت های خود اذعان کرده و اتهامات را همواره رد کرده است .
اصولا روش و سلاح تحریم می تواند کارآیی و کارکرد کوتاه مدت در صحنه بین المللی داشته باشد چرا دنیا فقط آمریکا نیست و کشورهای زیادی هستند که علی رغم اینکه در اکثر موارد از روی اجبار از دولت آمریکا و سیاست هایش پیروی می کنند ولی اگر منافع آنها و هزینه های همراهی با سیاست های آمریکا بیشتر از حد توانشان باشد مجبور خواهند شد این همکاری را متوقف و یا محدود سازنند و ضمن آنکه شرایط بحرانی اقتصاد اروپا و آمریکا و در کل اقتصاد جهانی همه و همه عواملی هستند که چشم انداز تاثیر گذاری تحریم های قبلی و جدید علیه ایران را در هاله ای از ابهام و تردید برده است که لئون پانه تا وزیر دفاع آمریکا امروز بر عدم تاثیر تحریم ها بر روند برنامه هسته ای ایران صراحتا اشاره کرد و علی رغم این خواستار تشدید تحریم ها علیه ایران شد.
در ایران هم تحریم ها اثرات خود را بر روی اقتصاد ایران گذاشته است به طوری که ارزش پول ملی ایران در مقابل سایر ارزهای معتبر بین المللی مانند دلار و یورو حدود 70 درصد کاهش یافته و از سویی دیگر تورم افسار گریخته ای که رفته رفته توان مردم بخصوص طبقه متوسط و فقیر ایران را بریده و هر روز قیمت بسیاری از کالاهای اساسی و ضروی و غیر ضروی شاهد افزایش قیمت است به عنوان مثال بحران مرغ در ایران یک نمونه آن است هرچند این گرانی ها بخشی به دلیل اثرگذاری تحریم هاست ولی بخش عمده آن نیز به دلیل سوء مدیریت و شتابزدگی در تصمیم گیری های مدیران اقتصادی و اثرات روانی این عوامل بوده است که فضای ایران را بیش از گذشته ملتهب کرده است .
از سویی دیگر برخلاف چند ماه گذشته که آمریکا و اسرائیل و برخی از دولت های غربی از احتمال افزایش گزینه نظامی در مورد ایران سخن می گفتند و با ارسال نانوهای جنگی و هواپیمابر خود به خلیج فارس می خواستند این پیام را که گزینه نظامی روی میز است را با قاطعیت به تهران اعلام کنند در چند هفته گذشته کمی فضای ملتهب گذشته کمی از سوی آنها آرام شده و تهران هم که گزینه بستن تنگه هرمز را به عنوان حق مشروع خود می دانست را مدام مطرح می کرد این روزها کمی از شدت این تهدیدها کاسته شده است و بنظر می رسد هر دو طرف جنگ خود را از تهدید لفظی به سوی جنگ پنهان اقتصادی در عمل مبدل کرده اند و هم اکنون این جنگ در ابعاد پیچیده و نفس گیری در حال ادامه است.
فارغ از اینکه آیا آمریکا و هم پیمانانش و یا جمهوری اسلامی ایران کدامیک در این جنگ نابرابر پیروز میدان خواهند شد نکته ای که بخصوص دولتمردان آمریکایی باید به آن توجه داشته باشند این است که مردم ایران به عنوان اولین کسانی هستند که هزینه این تحریم ها را پرداخت کرده و می کنند و این با شعارهای رسمی دولت آمریکا که بارها اعلام کرده است که ما با ملت ایران مشکلی نداریم و آنها را دوست خود می دانیم که در بیانیه های مختلف دولت آمریکا و شخص آقای اباما بخصوص در پیام های نورزی و سخنرانهای متعدد به آن اشاره کرده است مغایرت دارد و این دوگانگی در سیاست واشینگتن می تواند در حافظه تاریخی ایران اثرات منفی و مخرب تری حتی نسبت به کودتای 28 مرداد 1332 داشته باشد چرا که مردم ایران به قول یک ضرب المثل مشهوری ایرانی خواهند گفت " روزگار برای ما از این بیش تر هم تنگ تر نخواهد شد ".
بنظر می رسد دولت آمریکا و اساسا قدرت های جهانی باید در سیاست های خود نسبت به ایران بازنگری کنند و باز تعریف جدیدی از مناسبت ها و رفتار خود با مردم ایران و دولت جمهوری اسلامی ایران داشته باشند و برخی از حقوق ملت ایران را به رسمیت بشناسند در این صورت است که ما شاهد خواهیم بود برخی از مشکلات و موانعی که در این مناسبت ها و به طور کلی در ایران وجود دارد را می توان با انجام برخی از اصلاحات از پیش روی برداشت و در آن زمان هست که شاهد تعامل و همکاری نزدیک ایران با کشورهای غربی و آمریکا خواهیم بود.
مادامی که سیاست های تحریم های فلج کننده و یک جانبه و چند جانبه علیه جمهوری اسلامی ایران وجود داشته باشد نمی شود انتظار پیشرفتی در حلّ و فصل برخی موانع بین ایران و جهان غرب داشت چرا که حتی دشمنی کردن هم قواعد و شرایط خاص خودش را دارد تحریم های جدید آمریکا علیه ایران واقعا دیگر غیر قابل قبول است به قول معروف آش آنقدر شور شده که صدای آشپز هم درآمده است بنظر می رسد هیچ شهروند ایرانی که کشور و ملت خودش را دوست داشته باشد در دنیا نیست که از این تحریم ها خوشحال باشد و کسانی که ابراز خوشحالی می کنند شمشیر را از رو بسته اند چرا که این تحریم ها در هیچ یک از منشور سازمان ملل در این حدّ که حتی فروش گندم را ممنوع کرده باشد نیامده و اساسا هیچ توجیه عقلی و منطقی ندارد و فاقد مبنای حقوقی در نظام بین المللی ایست و اینکه برخی از دولتمردان آمریکایی و غربی اظهار می کنند این تحریم ها هوشمند هستند و مردم ایران را هدف قرار نداده است بنظر عوام فریبی ایست چرا که این تحریم ها دقیقا و برخلاف این اظهارات مردم ایران را هدف قرار داده است .
بنظر می رسد دولت های غربی در این شرایط برای اثبات دوستی خود با مردم ایران می توانند برخی از تحریم های اقتصادی که علیه ایران اعمال کرده اند را قبل از آنکه شکست بخورد برای ترمیم چهره خود لغو کنند و از ابزارهای دیگر دیپلماتیک برای حل اختلافات خود با دولت جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند تا اینکه مردم بیش از این تحت فشار قرار نگیرند و قطعا در این صورت دیوار اعتماد بین طرفین ایجاد خواهد شد و در این شرایط چشم انداز توافق بر سر برنامه هسته ای ایران و برخی مسایل مطرح و سایر موارد اختلاف روشن تر و قابل دسترسی خواهد بود .
این تحریم های بی سابقه هر چند می تواند در کوتاه مدت تاثیر گذار باشد ولی در دراز مدت می تواند نتیجه عکس داشته باشد و علاوه براین چهره دولت آمریکا را رفته رفته حتی در میان مخالفین و منتقدین نظام هم مخدوش خواهد کرد و ترمیم آن در آینده برای ایالات متحده آمریکا هزینه هایی به مراتب بیشتر از هزینه هایی ایست که الان به مردم ایران به بهانه آنچه که آمریکا پیشگیری از دست یابی ایران به سلاح اتمی می نامد تحمیل خواهد کرد و در مقابل جمهوری اسلامی ایران بارها بر صلح آمیز بودن فعالیت های خود اذعان کرده و اتهامات را همواره رد کرده است .
اصولا روش و سلاح تحریم می تواند کارآیی و کارکرد کوتاه مدت در صحنه بین المللی داشته باشد چرا دنیا فقط آمریکا نیست و کشورهای زیادی هستند که علی رغم اینکه در اکثر موارد از روی اجبار از دولت آمریکا و سیاست هایش پیروی می کنند ولی اگر منافع آنها و هزینه های همراهی با سیاست های آمریکا بیشتر از حد توانشان باشد مجبور خواهند شد این همکاری را متوقف و یا محدود سازنند و ضمن آنکه شرایط بحرانی اقتصاد اروپا و آمریکا و در کل اقتصاد جهانی همه و همه عواملی هستند که چشم انداز تاثیر گذاری تحریم های قبلی و جدید علیه ایران را در هاله ای از ابهام و تردید برده است که لئون پانه تا وزیر دفاع آمریکا امروز بر عدم تاثیر تحریم ها بر روند برنامه هسته ای ایران صراحتا اشاره کرد و علی رغم این خواستار تشدید تحریم ها علیه ایران شد.
در ایران هم تحریم ها اثرات خود را بر روی اقتصاد ایران گذاشته است به طوری که ارزش پول ملی ایران در مقابل سایر ارزهای معتبر بین المللی مانند دلار و یورو حدود 70 درصد کاهش یافته و از سویی دیگر تورم افسار گریخته ای که رفته رفته توان مردم بخصوص طبقه متوسط و فقیر ایران را بریده و هر روز قیمت بسیاری از کالاهای اساسی و ضروی و غیر ضروی شاهد افزایش قیمت است به عنوان مثال بحران مرغ در ایران یک نمونه آن است هرچند این گرانی ها بخشی به دلیل اثرگذاری تحریم هاست ولی بخش عمده آن نیز به دلیل سوء مدیریت و شتابزدگی در تصمیم گیری های مدیران اقتصادی و اثرات روانی این عوامل بوده است که فضای ایران را بیش از گذشته ملتهب کرده است .
از سویی دیگر برخلاف چند ماه گذشته که آمریکا و اسرائیل و برخی از دولت های غربی از احتمال افزایش گزینه نظامی در مورد ایران سخن می گفتند و با ارسال نانوهای جنگی و هواپیمابر خود به خلیج فارس می خواستند این پیام را که گزینه نظامی روی میز است را با قاطعیت به تهران اعلام کنند در چند هفته گذشته کمی فضای ملتهب گذشته کمی از سوی آنها آرام شده و تهران هم که گزینه بستن تنگه هرمز را به عنوان حق مشروع خود می دانست را مدام مطرح می کرد این روزها کمی از شدت این تهدیدها کاسته شده است و بنظر می رسد هر دو طرف جنگ خود را از تهدید لفظی به سوی جنگ پنهان اقتصادی در عمل مبدل کرده اند و هم اکنون این جنگ در ابعاد پیچیده و نفس گیری در حال ادامه است.
فارغ از اینکه آیا آمریکا و هم پیمانانش و یا جمهوری اسلامی ایران کدامیک در این جنگ نابرابر پیروز میدان خواهند شد نکته ای که بخصوص دولتمردان آمریکایی باید به آن توجه داشته باشند این است که مردم ایران به عنوان اولین کسانی هستند که هزینه این تحریم ها را پرداخت کرده و می کنند و این با شعارهای رسمی دولت آمریکا که بارها اعلام کرده است که ما با ملت ایران مشکلی نداریم و آنها را دوست خود می دانیم که در بیانیه های مختلف دولت آمریکا و شخص آقای اباما بخصوص در پیام های نورزی و سخنرانهای متعدد به آن اشاره کرده است مغایرت دارد و این دوگانگی در سیاست واشینگتن می تواند در حافظه تاریخی ایران اثرات منفی و مخرب تری حتی نسبت به کودتای 28 مرداد 1332 داشته باشد چرا که مردم ایران به قول یک ضرب المثل مشهوری ایرانی خواهند گفت " روزگار برای ما از این بیش تر هم تنگ تر نخواهد شد ".
بنظر می رسد دولت آمریکا و اساسا قدرت های جهانی باید در سیاست های خود نسبت به ایران بازنگری کنند و باز تعریف جدیدی از مناسبت ها و رفتار خود با مردم ایران و دولت جمهوری اسلامی ایران داشته باشند و برخی از حقوق ملت ایران را به رسمیت بشناسند در این صورت است که ما شاهد خواهیم بود برخی از مشکلات و موانعی که در این مناسبت ها و به طور کلی در ایران وجود دارد را می توان با انجام برخی از اصلاحات از پیش روی برداشت و در آن زمان هست که شاهد تعامل و همکاری نزدیک ایران با کشورهای غربی و آمریکا خواهیم بود.
مادامی که سیاست های تحریم های فلج کننده و یک جانبه و چند جانبه علیه جمهوری اسلامی ایران وجود داشته باشد نمی شود انتظار پیشرفتی در حلّ و فصل برخی موانع بین ایران و جهان غرب داشت چرا که حتی دشمنی کردن هم قواعد و شرایط خاص خودش را دارد تحریم های جدید آمریکا علیه ایران واقعا دیگر غیر قابل قبول است به قول معروف آش آنقدر شور شده که صدای آشپز هم درآمده است بنظر می رسد هیچ شهروند ایرانی که کشور و ملت خودش را دوست داشته باشد در دنیا نیست که از این تحریم ها خوشحال باشد و کسانی که ابراز خوشحالی می کنند شمشیر را از رو بسته اند چرا که این تحریم ها در هیچ یک از منشور سازمان ملل در این حدّ که حتی فروش گندم را ممنوع کرده باشد نیامده و اساسا هیچ توجیه عقلی و منطقی ندارد و فاقد مبنای حقوقی در نظام بین المللی ایست و اینکه برخی از دولتمردان آمریکایی و غربی اظهار می کنند این تحریم ها هوشمند هستند و مردم ایران را هدف قرار نداده است بنظر عوام فریبی ایست چرا که این تحریم ها دقیقا و برخلاف این اظهارات مردم ایران را هدف قرار داده است .
بنظر می رسد دولت های غربی در این شرایط برای اثبات دوستی خود با مردم ایران می توانند برخی از تحریم های اقتصادی که علیه ایران اعمال کرده اند را قبل از آنکه شکست بخورد برای ترمیم چهره خود لغو کنند و از ابزارهای دیگر دیپلماتیک برای حل اختلافات خود با دولت جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند تا اینکه مردم بیش از این تحت فشار قرار نگیرند و قطعا در این صورت دیوار اعتماد بین طرفین ایجاد خواهد شد و در این شرایط چشم انداز توافق بر سر برنامه هسته ای ایران و برخی مسایل مطرح و سایر موارد اختلاف روشن تر و قابل دسترسی خواهد بود .
