۱۳۹۳ دی ۶, شنبه

محمد نوری زاد ، پیاده نظام جمهوری اسلامی و یا مخالف آن ؟!



در طی چند سال گذشته به یکباره نام مردی از طرفداران سرسخت رهبر ایران آیت الله خامنه ای به عنوان منتقد و حتی ضد او و تصمیماتش بر سر زبانها جاری شد ، کسی که سالها در روزنامه کیهان ارگان رسمی رهبری جمهوری اسلامی کار کرده بود و خود را سینه چاک وی میدانست و از این رهگذر برای خود رانت ها و امتیازات ویژه ای کسب کرده بود .
او کسی نبود جز محمد نوری زاد ، کارگردان و نویسنده و روزنامه نگار و به قول خودش از انقلابیون سابق و از رزمندگان دوران جنگ ایران و عراق .

نوری زاد به واسطه خوش خدمتی های خودش به رهبر جمهوری اسلامی و به برکت حمایت های وی و حاکمیت توانست میلیون ها تومان از پول بیت المال را برای فیلم های به اصطلاح مستند خود که از منظر منتقدان سینما و تلویزیون ، و از بعد فنی و کیفیت در پایین ترین حد فیلمسازی جای دارد ، دریافت کند ، درست در زمانی که جوانان فارغ التحصیل رشته فیلم سازی و سینما در راهروهای وزارت ارشاد برای دریافت چند صد هزار تومان برای ساخت فیلمشان ماهها منتظر می ماندند و نهایتا هم چیزی دست آنها را نمی گرفت .

بسیاری از سریال سازهای جوان و با استعداد کشور به دلیل نداشتن رابطه و فضای به شدت ایزوله صدا و سیما که توسط دوستان آقای نوری زاد که باز از قضا زیر نظر رهبری کار می کرد ، اداره می شد و میلیاردها تومان از پول های هنگفت خرج سریال های ضعیف و بی خاصیت ایشان می شد تا ترویج اسلام و اخلاق اسلامی بنمایند.
حکایت علاقه ایشان به آیت الله خامنه ای در غایت حکایت مرید و مراد بود که ناگهان به یکباره پس از انتخابات سال ۸۸ ریاست جمهوری دهم و حوادث پس از آن به شکر آب تبدیل شد ، مرید دیروز در شمشیر را از رو  به روی مراد خود بست و به جای آن مقاله های پرشور سابق در تمجید از رهبر شروع کرد به نرشتن سلسله نامه های تند و زننده علیه آیت الله خامنه ای ، دیری نپایید که مغضوب اطرافیان رهبری و حاکمیت قرار گرفت و چند صباحی به زندان اوین رفت ، اما کماکان به حرفه خود یعنی مستند سازی از داخل زندان مشغول بود بدون آنکه کسی مزاحمتی برای وی ایجاد کند.
وی اخیرا یکی از دوره گردهای محافل منتقد و مخالف نظام بوده و مجلس و مراسمی نیست که ردی از وی در آنجا نباشد و بیانات خود را بیان نکند و بلافاصله فیلم آن مراسم در اینترنت و شبکه های اجتماعی منتشر نکند.
چندین بار در مصاحبه ها و سخنان خود از گذشته خود اظهار پشیمانی کرده و به واسطه این اقدامات طرفدارانی را به سوی خود جذب کرده است .

هرچند سخنان و رفتار وی در ظاهر چنین می نماید که وی یک انسان شریفی ایست که به سوی حق و مردم شتافته ولی هنوز از سوی بخشی از اپوزیسیون مورد پذیرش قرار نگرفته است و بنظر می رسد هرگز نیز قرار نخواهد گرفت چرا که پر واضح است در حالی که کوچکترین انتقاد در حاکمیت پذیرفته نمیشود و هنوز کسانی که یک صدم حرف ها و رفتارهای نوری زاد را نگفته و انجام نداده بودند هنوز یا در زندان هستند و یا به شدت سرکوب شده اند چگونه ممکن است وی به راحتی برای خود دوره بیافتد و نقش دایه مهربان تر از مادر را برای مردم بازی کند!!!
بنظر می رسد محمد نوری زاد نقش یک تطهیر کننده را از سوی مقامات امنیتی بر عهده دارد بدین معنا که لایه قدرتمند هرم قدرت و نزدیک به رهبری نظیر فرماندهان سپاه و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی برای دلجویی از برخی از منتقدان سالهای دور و نزدیک که سالها در زندان و در انزوا بوده اند نظیر آقای امیر عباس انتظام و یا مورد خشونت و یا به قتل رسیده اند همانند ستار بهشتی و.... وی در قامت یک منتقد و مخالف جدی وارد شده و با این افراد دیدار می کند و سخنانی را بر زبان جاری می کند که بخشی از بغض فرو خورده آنان را تسکین می بخشد و مانع از انباشت آن می شود و از طرفی دیگر دستآویز خوبی را برای رسانه های حکومتی نظیر خبرگزاری فارس و کیهان خانه قلبی نوری زاد می شود تا هم افکار عمومی را از واقعیت های جامعه دور سازد و به نوعی در بخشی از سیاست  حاکمیت در رابطه سیاست زدایی کردن از جامعه نقشی ولو کوچک ایفا کرده باشد و نیز سمبلی باشد برای آزادی بیان در اظهارات مسىولان جمهوری اسلامی در مقابل انتقادات حقوق بشری دیگر کشورها.

در پایان باید نکته ای مهم را نباید از ذهن ها دور کنیم و آن اینکه بر همگان روشن شده که رقابت های پنهان برای تعیین  رهبری آینده ایران آغاز شده ، بنابراین لازم است مقداری از قداست و ابهت آیت الله خامنه ای کاسته شود که رهبر آینده مورد نظر بازیگران پشت پرده اصلی قدرت در حاکمیت ، بتواند برخی از تغییرات مورد نظر این افراد را به انجام برساند ، تغییرات در مواردی که در حال حاضر تبدیل به تابو شده اند که بخش عمده ای از آن توسط آیت الله خامنه ای بنیان نهاده شده است و مادامی که این قداست مطلق شکسته نشود منافع این گروه تامین نخواهد نشد بنابراین امثال نوری زاد و یا نوری زادها حکم پیاده نظام های نهادهای امنیتی و نظامی قدر قدرت را ایفا خواهند نمود .
بنظر می رسد هرگونه همراهی کردن با امثال این فرد در حقیقت بازی کردن در زمین این گروه از حاکمیت می باشد بنابراین بیاییم کمتر تریبون در اختیار وی چه در رسانه های مجازی و چه در فضاهای اجتماعی مجازی ، قرار دهیم.

۱۳۹۳ مرداد ۲۹, چهارشنبه

وزیر علوم افتاد

 اکثریت اعضای مجلس شورای اسلامی با رای مثبت به استیضاح وزیر علوم، رضا فرجی دانا را از این سمت برکنار کردند. 
استیضاح کنندگان هیچ دلیل روشن و منطقی برای استیضاح نداشتند و فقط می خواستند از روحانی زهر چشم بگیرند که گرفتند هرچند که بر همه روشن است اکثریت نمایندگان بیشتر از آنکه نماینده مردم باشند فله ارباب جور و ستم هستند با اینحال فرجی دانا با سرافزاری و سربلندی به تاریخ پیوست و همین که توسط این نمایندگان معلوم الحال استیضاح شد یعنی اینکه انسانی شریف و درستکاری بوده و سر منافع این مملکت حاضر به باج دادن نشد درود بر وزیر فرجی دانا .

۱۳۹۳ تیر ۱۷, سه‌شنبه

تحلیلی بر نشست تجزیه طلبانه ترویست های الاحوازی در هلند در رابطه با خوزستان

 در هفته اخیر اولین نشست سیاسی گروهک تروریستی حرکه النضال العربی لتحریر الاحواز برای بررسی تاثیر موضوع تجزیه طلبان خوزستان بر نفوذ ایران در کشورهای عربی به مدت دو روز در شهر لاهه هلند برگزار شد!



در این نشست نمایندگانی از معارضین سوری ، عراقی ، تجزیه طلبان کرد ، تشکیلات خودگردان فلسطین ، لبنان و کویت در کنار ترویست های تجزیه طلب الاحوازی حاضر بودند .



بحران عراق در حالی وارد دومین ماه خود می شود که خطر ظهور ترویست های داعش در عراق رفته رفته تاثیرات جانبی خود را بر امنیت ملی ایران و حتی کشورهای همسایه عراق می گذارد ، نشست اخیر ترویست های الاحوازی برای تجزیه ایران اولین پیامد حضور داعش در عراق برای تهران می باشد ، گروهی که در دروان جنگ دست به دست صدام حسین دادند و مستقیم و یا غیر مستقیم عامل مرگ صدها هزار ایرانی بودند هر چند که حساب مردم خوزستان که هموراه خود را ایرانی می دانند را باید با این ترویست ها جدا کرد . 



سئوالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا اساسا چنین نشست هایی از نظر تئوری و عملی تا چه حد می تواند بر شرایط سیاسی حاکم بر ایران و جغرافیای سیاسی منطقه تاثیر گذار باشد ؟ و اینکه آیا اساسا با سبقه تاریخی ایران و شرایط حاکم کنونی حاکم در منطقه و جهان امروزی و قدرت های جهانی و منطقه ای تا چه اندازه اجازه چنین حرکت های تجزیه طلبانه را می دهند یا خیر ؟ و صد ها سئوال دیگر خود بحث جداگانه و فرصتی دیگر را می طلبد .

آنچه که امروز بخصوص از آغاز سال جدید میلادی ما در جهان شاهد هستیم تصویری مبهم و سیاه از آینده جهان پیشروی ما ترسیم می کند اتفاقاتی که با سرعتی غیرقابل پیش بینی همانند وقایع اوکراین ، سوریه ، مصر ، تونس ، بحرین ، عراق و تایلند رخ داد و هنوز هیچ پایانی خوش بر آنها متصور نیست و در خاورمیانه کشورهایی چون ترکیه ، ایران و عربستان سعودی ، کویت و امارات متحده عربی همگی آبستن حوادث و دستخوش تغییراتی هستند که آینده هیچ کدام از این کشورها در میان مدت قابل پیش بینی نیست .


ترکیه کشوری که با قدرت گرفتن اسلامگران در آن می رفت که به عنوان قدرت منطقه ای و حتی بین المللی ظهور پیدا کند نتنها ظهور پیدا نکرد بلکه دوران افول و تجزیه آن نزدیک است ، اسلامگرایان ترکیه و در راس آنها حزب عدالت و توسعه در سیاست خارجه خود با شعار تنش صفر با همسایگان خودش سعی داشت به نوعی تحقیر خود توسط اروپائی ها ، در عدم پذیرش ترکیه در اتحادیه اروپا را جبران کند هر چند در چند سال اول قدرت گیری آنها این سیاست موفق بود ولی بعد از بهار عربی ترکیه با سوریه تنش های فراوانی پیدا کرد و تا آستانه جنگ پیش رفت از سوی دیگر ایران حامی دولت سوریه بود آنکارا تصور می کرد دولت سوریه در عرض چند ماه و دخالت نظامی آمریکا ساقط می شود ولی اینگونه نشد و روابط آن با ایران و عراق به عنوان حامیان دولت سوریه به بدترین حالت ممکن خود در بیست سال گذشته رسید تر کیه شکست های دیگری نیز در منطقه داشت از جمله در قضیه مصر دولت محمد مرسی رئیس جمهور مخلوع مصر مورد حمایت کامل آنکارا بود ولی پس از کودتای نظامی توسط ارتش مصر ساقط شد و شکست سنگینی را متوجه اسلام گرایان کرد در اوضاع داخلی ترکیه نیز دو مساله دولت ترکیه را تهدید جدی می کند و موقعیت آنها را در معرض خطر قرار می دهد یکی مساله کردهای ترکیه تا کنون راه حل مطلوبی برای آن پیدا نشده و اقدامات بسیار شکننده و ضعیفی از سوی دولت آنکارا برای بهبود روابط با کردها صورت گرفته ولی دستاورد مهمی در بر نداشته است و دیگر اینکه دولت اردوغان متهم به فساد مالی و رشوه خواری و نقض سیستماتیک شهروندان خویش است که اوج آن در سرکوب تظاهرات مسالمت آمیز پارک قیزی در استاتبول ترکیه بود که مشروعیت دولت آنکارا را با علامت بزرگی قرار داد.



ایران ، 35 سال از انقلاب می گذرد ، هنوز این کشور زیر تحریم های بی سابقه جهانی در حال دست و پنجه نرم کردن است اوضاع سیاسی بعد از اتفاقات سال 88 روز به روز بدتر شده است ، هشت سال دوران احمدی نژاد یکی از بدترین دورانهای تاریخ ایران محسوب می شود ، فساد و دزدی ، دروغ و اختلاس و... به حد اعلای خود رسید ، سیاست خارجی تهاجمی دولت احمدی نژاد در این سال ها میلیاردها دلار خسارت بر کشور وارد کرده برنامه هسته ای ایران هنوز به عنوان بزرگترین مساله حل نشده جهان تبدیل شده ، ایران نسبت به قبل منزوی تر شده و اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی ایست ، متحدان ایران در منطقه خاورمیانه یکی پس از دیگری درگیر جنگ داخلی هستند ، سوریه مهم ترین متحد ایران در اثر جنگ داخلی به تلی از خاک تبدیل شده و ضریب نفوذ و قدرت خود را تا حد بالایی از دست داده و حتی در صورت بقای حکومت بشار اسد جز هزینه برای ایران چیزی نخواهد داشت ، عراق دیگر متحد ایران و با اکثریت شیعه در حال تجزیه و درگیر جنگ قومی و مذهبی می باشد که مستقیما تهدید بالقوه ای  برای امنیت ملی ایران است ، کردستان عراق که منطقه ای خودمختار بود در تلاش برای استقلال خود از عراق است که خطری بالقوه برای تحریک تجزیه طلبان کردو عرب در ایران بشمار می آید امّا با همه این احوالات ایران ارتش و نیروی نظامی قدرتمندی در منطقه دارد و امنیت آن در بالاترین حد ممکن در منطقه ای که اکثر همسایه های ایران در ناامنی مطلق قرار دارد و این بزرگترین نقطقه قوت ایران است .



عربستان ، کشور نفت خیز و اولین تولید کننده نفت در جهان وضعیتی به مراتب خطرناک تر از ایران و ترکیه دارد ، این کشور در گیر اختلاف شدید در بدنه حکومت بر سر تعیین پادشاه آینده این کشور است ، فضای بسته سیاسی  و سنتی  اجتماع عربستان در حال فروپاشی ایست ، شهرهای شیعه نشین جنوب خلیج فارس در عربستان که عمده نفت این کشور در آن قرار دارد هر آن آبستن تحولات جدیدی است از نظر حقوق بشر عربستان منتقدان سرسختی در دنیا دارد حمایت مستقیم و غیر مستقیم عربستان از ترویسم در منطقه و جهان یکی از بزرگترین چالش ها را برای این کشور ایجاد کرده و سیاست خارجی این کشور در منطقه کاملا شکست خورده و انفعالی بوده و ابتکار عمل را سالهاست از دست داده که اوضاع سوریه و عراق و لبنان بارزترین شاهد این مدعاست .

در چنین شرایطی عربستان و کشورهای حوزه جنوب خلیج فارس با سرمایه گذاری و تحریک تجزیه طلبان و ترویست های الاحوازی در ایران می خواهد شکست های خود در منطقه را جبران کنند چالش و پرونده جدیدی برای ایران ایجاد کنند و امنیت ملی ایران را به خطر بندازند در این میان کشورهای غربی نیز از این اقدامات هر چند به صورت علنی حمایت نخواهند کرد ولی در پشت پرده آنان را برای اینگونه اقدامات لااقل تهییج خواهند نمود .


 بنظر می رسد این اقدامات تجزیه طلبانه گرچه پتانسل لازم را بالقوه برخوردار است ولی شرایط لازم را برای بالفعل و عملی شدن را تحت هیچ شرایطی حداقل در ایران نداشته و نخواهند داشت و  کشورهای عرب خلیج فارس و این گروهک ترویستی و تجزیه طلب قطعا از هر گونه ضربه زدن به ایران عاجز خواهند بودند ولی این اقدامات آنها می تواند تبعات بسیار سنگینی برای این کشورها در بر داشته باشد و آتشی که امروز آنها برمی افروخند روزی دامن کشورهای خود را خواهد گرفت چرا که به لحاظ تاریخی و فرهنگی ایرانیان بارها اثبات کرده اند که در مقابل تجزیه طلبان و ترویست ها از هیچ تلاشی دریغ نخواهند کرد و هیچ ایرانی اعم از کرد و عرب و ترک و لر و بلوچ و ترکمن و... در ایران وجود ندارد که با تجزیه ایران موافق باشد بنابراین اینگونه نشست ها و برنامه ها در هر کجای دنیا محکوم است و ملت ایران هیچگاه با آنان نسبتی ندارند و قطعا آنان ایرانی نبوده بلکه خائن به ایران هستند .



کسانی که فکر کرده با می کنند می توانند با این اقدامات مردم عزیز خوزستان را به تجزیه طلبی وادار کنند سخت در اشتباه هستند چرا که در طول هشت سال دوران جنگ ایران و عراق این مردم به خوبی نشان دادند که یک وجب از خاک ایران را هرگز با هیچ چیزی در این دنیا عوض نخواهند کرد و این ترویست های محترم الاحوازی بهتر است بیش از این خود و اربابان خود را مضحکه خاص و عام نکنند.

۱۳۹۳ اردیبهشت ۴, پنجشنبه

روابط کانادا و ایران ، آیا چراغ سفارتخانه ها بار دیگر روشن خواهد شد ؟!


بنظر می رسد دولت محافظه کار کانادا در آستانه تدوین پیش نویس توافق نهایی هسته ای ایران و با 5+1 در مواضع خود تجدید نظر کرده است .

اخیرا جان بیرد وزیر نام آشنای  امور خارجه کانادا در مسقط پایتخت عمان در مصاحبه ای با « تایمز عمان » وی از نقش عمان در بازسازی روابط ایران و کانادا حمایت کرد و اظهار داشت : علاقه مند است از دیگاه عمان در این باره باخبر شود امّا در عین حال خواستار تغییر اساسی در رفتار ایران است .

پس از این اظهار نظر جان بیرد گمانه زنی ها درباره نقش آفرینی عمان به عنوان میانجی دولت های سرسخت مخالف ایران از جمله آمریکا که توانست با میانجی گری خود بتواند پس از سی و پنج سال روابط تنش آلود و تهدید آمیز ایران و آمریکا حداقل برای اولین بار زمینه گفتگوی مستقیم بین ایران و آمریکا را فراهم ساز و در نتیجه حاصل آن توافق موقت و موفقیت آمیز ژنو شد این بار این شیخ نشین جنوب خلیج فارس ظاهرا می خواهد بین دولت ایران و کانادا آشتی ایجاد کند .

دولت محافظه کار کانادا نزدیک به یک سال پس از حادثه سفارت انگلیس در تهران ، سفارت خود در ایران را تعطیل و روابط دیپلماتیک خود را به حالت تعلیق در آورد و از دیپلمات های ایران در اتاوا خواست تا در مدت پنج روز خاک این کشور را ترک کنند و البته این تنها اقدام دولت کانادا نبود به تبع آن پس از چند ماه دولت « استفان هارپر » روابط اقتصادی خود را با ایران قطع کرد و وزیر امورخارجه این کشور قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته  در ایران به طور علنی از مردم ایران خواست در انتخابات شرکت نکنند و پس از آن 100 فرد و شرکت های ایرانی را به لیست بلند بالای تحریم های خود
افزود و رقم افراد و شرکت های تحت تحریم کانادا را به 600 مورد رساند .

پس از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در ایران و به قدرت رسیدن دولت حسن روحانی با وعده تنش زدایی از سیاست خارجی و بهبود وضعیت اقتصادی ، و به تبع آن امضای موافقتنامه موقت ژنو و خروج تدریجی ایران از انزوای بین الملی و چشم انداز مثبت توامان با احتیاط مفرط طرفین مذاکره در باره توافقنامه نهایی ولغو برخی از تحریم های ایران از سوی آمریکا و دولت هایی اروپایی و نقش در ایران در تحولات منطقه ای و بین الملی همه و همه حکایت از این دارند که هم ایران و هم آمریکا و غرب به این نتیجه رسیده اند که نادیده گرفتن نقش ایران به عنوان بازیگر و قدرت منطقه ای با ذخایر گازی و نفتی فراوان و نیاز به انرژی اروپا و تحولات اخیر اکراین و تحولات مصر و سوریه ، نیازمند به توافقی جامع و تعامل با ایران است .

از نظر اقتصادی بازار 80 میلیونی ایران و انرژی آن ، یک بازار تحریک کننده برای تمام کشورهای صنعتی به شمار می آید
و لذا از این روست که بلافاصله بعد از توافق نامه ژنو هیات های تجاری و سیاسی اروپائی و اسیایی برای رفتن به ایران با یکدیگر به رقابت پرداخته اند که بتوانند بلافاصله بعد از توافق نهایی سهم بیشتری از کیک ایران برای خود بردارند .

بنظر می رسد در این شرایط کنونی دولت کانادا نباید از این قافله عقب بماند چرا که به لحاظ تاریخی ایران تقریبا روابط دوستانه ای با کانادا داشته و ایران به عنوان یک کشور با فرهنگ و تمدن چندین هزار ساله و نیروی انسانی  متخصص فراوان و بازار سرمایه و انرژی بزرگ و جایگاه ژئوپلتیک و حضور چشم گیر متخصصان ، دانشجویان ، سرمایه گذاران خوشنام ایرانی در کانادا و حضور کانادا در افکار عمومی داخل ایران به عنوان یک کشور صنعتی با دموکراسی بالا و بشر دوست از پتانسیل های لازم برای برخورداری از یک رابطه مستمر و پرمنفعت با ایران برخوردار است که کمتر کشور غربی چنین جایگاهی را در بین ایرانیان دارد .

از سویی دیگر ایران می تواند به عنوان شریک اقتصادی  قابل اتکا برای کانادا در خاورمیانه باشد و روابط حسنه با تهران می تواند نقش بین المللی کانادا را به صورت فزاینده ای افزایش دهد و دولت کانادا می تواند در عین حالی که روابط مستحکمی با تهران برقرار کرده نگرانی ها و مشکلات حقوق بشری و مسائل مورد نظر خود را با تهران در میان بگذارد و از اهرم های زیادی برای تامین خواسته خود استفاده نماید .

بنظر می رسد دولت کانادا با  رویه ای حتی سرسخت تر از آمریکا که سالیان سال با ایران داشته که در حال حاضر تلاش می کند روابط خود را با تهران بهبود بخشد و اروپا که تمام تلاش خود را می کند که به سرعت توافق نهایی حاصل شود تا بتواند حضور خود را در ایران پس از سالها تثبیت کند در مسیری اشتباه قدم می گذارد بنابراین به نظر نگارنده که خود در کانادا زندگی می کند بسیاری از ایرانیان علاقمند هستند شرکتهای کانادایی در ایران فعالیت داشته باشند و روابط  خوب بین دولت ها بتواند زمینه تعامل فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی بین دو کشور را ارتقا بخشد هر چند وزیر امورخارجه کانادا تلویحا اظهار تمایل کرده ولی تلاش ها بیشتر هر دو دولت هم در تهران و اتاوا می تواند این روند سرد روابط را به سرعت ترمیم و  گرم تر کند که نتیجه آن یک بازی برد برد است چرا که از طرفی ایران با تحریم های بین الملی دست و پنجه نرم می کند که بعد از توافق نهایی نیاز مبرم به سرمایه گذاری خارجی دارد و کانادا می تواند یکی از برزگترین آنها باشد و از طرفی دیگر دولت کانادا علاوه بر منافع اقتصادی فروان از این رابطه می تواند حمایت ایرانیان ساکن در کشورش را برخوردار باشد و کانادا به عنوان کشوری قابل احترام همیشه در نزد مردم ایران باقی بماند هرچند این تصور کمی اغراق آمیز بنظر می رسد ولی دور از دسترس نیز نیست و باید منتظر ماند تا دید در آینده این اتفاق خواهد افتاد یا نه ؟!