در طی چند سال گذشته به یکباره نام مردی از طرفداران سرسخت رهبر ایران آیت الله خامنه ای به عنوان منتقد و حتی ضد او و تصمیماتش بر سر زبانها جاری شد ، کسی که سالها در روزنامه کیهان ارگان رسمی رهبری جمهوری اسلامی کار کرده بود و خود را سینه چاک وی میدانست و از این رهگذر برای خود رانت ها و امتیازات ویژه ای کسب کرده بود .
او کسی نبود جز محمد نوری زاد ، کارگردان و نویسنده و روزنامه نگار و به قول خودش از انقلابیون سابق و از رزمندگان دوران جنگ ایران و عراق .
نوری زاد به واسطه خوش خدمتی های خودش به رهبر جمهوری اسلامی و به برکت حمایت های وی و حاکمیت توانست میلیون ها تومان از پول بیت المال را برای فیلم های به اصطلاح مستند خود که از منظر منتقدان سینما و تلویزیون ، و از بعد فنی و کیفیت در پایین ترین حد فیلمسازی جای دارد ، دریافت کند ، درست در زمانی که جوانان فارغ التحصیل رشته فیلم سازی و سینما در راهروهای وزارت ارشاد برای دریافت چند صد هزار تومان برای ساخت فیلمشان ماهها منتظر می ماندند و نهایتا هم چیزی دست آنها را نمی گرفت .
بسیاری از سریال سازهای جوان و با استعداد کشور به دلیل نداشتن رابطه و فضای به شدت ایزوله صدا و سیما که توسط دوستان آقای نوری زاد که باز از قضا زیر نظر رهبری کار می کرد ، اداره می شد و میلیاردها تومان از پول های هنگفت خرج سریال های ضعیف و بی خاصیت ایشان می شد تا ترویج اسلام و اخلاق اسلامی بنمایند.
حکایت علاقه ایشان به آیت الله خامنه ای در غایت حکایت مرید و مراد بود که ناگهان به یکباره پس از انتخابات سال ۸۸ ریاست جمهوری دهم و حوادث پس از آن به شکر آب تبدیل شد ، مرید دیروز در شمشیر را از رو به روی مراد خود بست و به جای آن مقاله های پرشور سابق در تمجید از رهبر شروع کرد به نرشتن سلسله نامه های تند و زننده علیه آیت الله خامنه ای ، دیری نپایید که مغضوب اطرافیان رهبری و حاکمیت قرار گرفت و چند صباحی به زندان اوین رفت ، اما کماکان به حرفه خود یعنی مستند سازی از داخل زندان مشغول بود بدون آنکه کسی مزاحمتی برای وی ایجاد کند.
وی اخیرا یکی از دوره گردهای محافل منتقد و مخالف نظام بوده و مجلس و مراسمی نیست که ردی از وی در آنجا نباشد و بیانات خود را بیان نکند و بلافاصله فیلم آن مراسم در اینترنت و شبکه های اجتماعی منتشر نکند.
چندین بار در مصاحبه ها و سخنان خود از گذشته خود اظهار پشیمانی کرده و به واسطه این اقدامات طرفدارانی را به سوی خود جذب کرده است .
هرچند سخنان و رفتار وی در ظاهر چنین می نماید که وی یک انسان شریفی ایست که به سوی حق و مردم شتافته ولی هنوز از سوی بخشی از اپوزیسیون مورد پذیرش قرار نگرفته است و بنظر می رسد هرگز نیز قرار نخواهد گرفت چرا که پر واضح است در حالی که کوچکترین انتقاد در حاکمیت پذیرفته نمیشود و هنوز کسانی که یک صدم حرف ها و رفتارهای نوری زاد را نگفته و انجام نداده بودند هنوز یا در زندان هستند و یا به شدت سرکوب شده اند چگونه ممکن است وی به راحتی برای خود دوره بیافتد و نقش دایه مهربان تر از مادر را برای مردم بازی کند!!!
بنظر می رسد محمد نوری زاد نقش یک تطهیر کننده را از سوی مقامات امنیتی بر عهده دارد بدین معنا که لایه قدرتمند هرم قدرت و نزدیک به رهبری نظیر فرماندهان سپاه و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی برای دلجویی از برخی از منتقدان سالهای دور و نزدیک که سالها در زندان و در انزوا بوده اند نظیر آقای امیر عباس انتظام و یا مورد خشونت و یا به قتل رسیده اند همانند ستار بهشتی و.... وی در قامت یک منتقد و مخالف جدی وارد شده و با این افراد دیدار می کند و سخنانی را بر زبان جاری می کند که بخشی از بغض فرو خورده آنان را تسکین می بخشد و مانع از انباشت آن می شود و از طرفی دیگر دستآویز خوبی را برای رسانه های حکومتی نظیر خبرگزاری فارس و کیهان خانه قلبی نوری زاد می شود تا هم افکار عمومی را از واقعیت های جامعه دور سازد و به نوعی در بخشی از سیاست حاکمیت در رابطه سیاست زدایی کردن از جامعه نقشی ولو کوچک ایفا کرده باشد و نیز سمبلی باشد برای آزادی بیان در اظهارات مسىولان جمهوری اسلامی در مقابل انتقادات حقوق بشری دیگر کشورها.
در پایان باید نکته ای مهم را نباید از ذهن ها دور کنیم و آن اینکه بر همگان روشن شده که رقابت های پنهان برای تعیین رهبری آینده ایران آغاز شده ، بنابراین لازم است مقداری از قداست و ابهت آیت الله خامنه ای کاسته شود که رهبر آینده مورد نظر بازیگران پشت پرده اصلی قدرت در حاکمیت ، بتواند برخی از تغییرات مورد نظر این افراد را به انجام برساند ، تغییرات در مواردی که در حال حاضر تبدیل به تابو شده اند که بخش عمده ای از آن توسط آیت الله خامنه ای بنیان نهاده شده است و مادامی که این قداست مطلق شکسته نشود منافع این گروه تامین نخواهد نشد بنابراین امثال نوری زاد و یا نوری زادها حکم پیاده نظام های نهادهای امنیتی و نظامی قدر قدرت را ایفا خواهند نمود .
بنظر می رسد هرگونه همراهی کردن با امثال این فرد در حقیقت بازی کردن در زمین این گروه از حاکمیت می باشد بنابراین بیاییم کمتر تریبون در اختیار وی چه در رسانه های مجازی و چه در فضاهای اجتماعی مجازی ، قرار دهیم.
