کشور و چه در سطح بین المللی همچنان ادامه دارد ، فارغ از نوع واکنش ها باید به این نکته توجه داشت که زمان برای هر دو طرف به سرعت در حال گذر است و دوران نازهای و عشوهای سیاسی و پز دادن مطبوعاتی گذشته است و امروز روز عمل است و اگر از این فرصت بدست آمده استفاده درستی انجام نشود شاید تاریخ امپراطوری آمریکا و معضلی بنام جمهوری اسلامی ایران که استخوانی بر گلوی آمریکاست طوری دیگر نوشته شود . بنابراین امیدواریم این فرصت تاریخی از طرف هر دو طرف از بین نرود و از راه حل دیپلماتیک این مساله حل گردد و جهان با چالش ویگرانگر دیگری مواجهه نگردد.
در این نوشته به این مساله که " اگر این روند از سوی آمریکا بار دیگر همانند دوران بوش که دولت خاتمی را با قرار دادن نام ایران در « محور شرارت » فشل کرد ، اتفاق بیافتد چه اتفاقی خواهد افتاد و اولین اقدامات طرفین چه خواهد بود ، خواهیم پرداخت :
1- واکنش آمریکا پس از به شکست کشاندن مذاکرات هسته ای توسط دولتمردان خود
بدیهی ایست در این صورت آمریکا ، بخصوص کنگره آمریکا اقدام به تصویب تحریم های جدید و بسیار مخرب عیله اقتصاد و زیرساخت های اقتصادی ایران خواهد کرد که شاید در نوع خودش در تاریخ بین الملل بی نظیر باشد ، گزینه تهدید حمله نظامی که همواره در طول دوران پس از انقلاب به طور مداوم روی میز دولتمردان آمریکا همواره اهرمی برای تحت فشار قرار دادن ایران و زهر چشم گرفتن از دولت های دیگر منطقه خاورمیانه استفاده می شد از مرحله تهدید به گزینه عملیاتی ارتقا خواهد یافت ، منافع ایران و منابع مالی آن در تمام کشورهای متحد و ذی نفوذ آمریکا مصادره یا به صورت جدی مورد تهدید خواهد شد ، آمریکا حتی بدون مجوز شورای امنیت به ایران حمله خواهد کرد و نسل کشی بزرگی را در خاورمیانه به راه خواهد انداخت و عملا بعد از این حمله تمامی سازمانهای بین المللی مشروعیت خود را برای همیشه از دست خواهند داد و جز اسمی از آنها چیز دیگری باقی نخواهد ماند ، روسیه و چین در قبال اخذ امتیازات ویژه و دندان گیر از آمریکا پشت ایران را خالی خواهد کرد ، دولت و ارتش آمریکا سعی خواهد کرد با متحدان خود از جمله اسرائیل و تعدادی از کشورهای اروپائی و با کمک مالی هنگفت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در راس آنها عربستان و امارات و قطرو... ایران را برای همیشه از عرض اندام کردن در منطقه ساقط کند و نهایتا ایران به چند کشور کوچک تقسیم شده و برای همیشه ایران کنونی فقط به صفحات تاریخ بپیوندد .
نکات بالا تمامی در ذهن دولتمردان و سیاستمدارن آمریکایی و اروپایی و بخشی از عربها بارها و بارها مرور می شود و حتی از طرح علنی آن نیز ابایی نداشته اند و در منابع مختلف خبری به راحتی می توان ردی از آن در این موارد پیدا کرد.
2- جمهوری اسلامی ایران پس از شکست مذاکرات
از آنجائیکه نظر دولت آمریکا و دولت های غربی بر تغییر رژیم ایران است و عملا این موضوع را بارها و بارها به اثبات رسانده اند هر چند در ژست های دیپلماتیک از اظهار علنی آن خودداری می کنند در این صورت حتی جمهوری اسلامی ایران نیز همانند قذافی تمامی فعالیت های هسته ای خود را تعطیل کند این دولت ها نتنها فشارها را کاهش نخواهند داد بلکه افزایش هم خواهند داد و حکومت ایران به خوبی ای موضوع را درک کرده است و قطعا زیر بار چنین چیزی نخواهد رفت و تنها یک راه برای حل همیشگی این مساله وجود خواهد داشت و آن این است که دولت آمریکا گزینه نظامی را با مشارکت متحدان خود علیه ایران عملیاتی کند و درست در این زمان ما مرحله آخر یعنی " برخورد نهایی " بین ایران و غرب خواهیم رسید ، در این صورت فقط آمریکا و متحدان آن فقط و فقط شروع کننده خوبی برای جنگ خواهند بودند ولی قطعا پایان دهنده آن نخواهند بود که در این صورت ایران تمامی منافع آمریکا و غرب در منطقه و همچنین متحدان منطقه ای آن را ، از جمله عربستان و قطر و بحرین و... را مورد حمله خواهد و آمریکا نهایتا در صورت عدم موفقیت در سرنگونی رژیم ایران از سلاح های پیش رفته حتی در صورت لزوم از بمب اتم استفاده خواهد کرد همانند آنچه که در جنگ جهانی دوم علیه ژاپن انجام داد در این صورت ایران مجبور خواهد بود از سلاح غیر اتمی خود که چندین برابر ویرانگر تر از بمب اتمی ایست استفاده کند ، این سلاح در نوع خود بی نظیر است و بصورت فوق سرّی تولید شده که می تواند در عرض کمتر از چند ساعت به قائله پایان بخشد و نتیجه را به نفع خود رقم زند .
اگر در ایران تندروها تمایلی به مذاکره با آمریکا ندارند و یا رهبر ایران از نرمش تاکتیکی در سیاست خارجی سخن می گوید نشان از آرامش قبل از طوفان را دارد و به طور قطع می داند که غرب اهل امتیاز دادن نیست چرا که اگر می خواست امتیاز بدهد در این ده سال این اتفاق می افتاد ولی رهبر ایران می خواهد فضای داخلی کشور و افکار عمومی جهان را پس از شکست مذاکرات به سوی علیه آمریکا و غرب سوق دهد تا بتواند توجیهی برای استفاده از این سلاح بسیار مخرب را داشته باشد و گرنه از دیدگاه وی ایران هیچ نیازی به مذاکره با آمریکا ندارد و هنوز کارد بر استخوان آنچنان که باید می رسید نرسیده است که در آن صورت رنگی بالاتر از سیاهی برای ایران وجود نخواهد داشت و جنگ اجتناب ناپذیر خواهد بود .