۱۳۹۱ مرداد ۲, دوشنبه

چرا تیشه به ریشه اصلاحات می زنید ؟!!

برخی از دوستان نمی دانم به چه دلیل نمی خواهند اصلاح طلبان دوباره به صحنه برگردند و در زمانی که بیش از گذشته ما نیازمند اتحاد هستم متاسفانه می شنویم عده ای چوب لای چرخ اصلاحات می کنند بدون اینکه واقعیت های جامعه و معذوریت هایی که جبهه اصلاحات دارند را درک کنند و مدام با عینک بدبینی به مسائل نگاه می کنند .
جناب آقای عبدی اخیرا مقاله ای را که در جرس منتشر کردند از این دست نگاه های غیر منصفانه است ایشان بفرمایند که کجا اصلاحات دچار دوگانگی راهبردی شده است تا دیگران هم متوجه شوند ؟
چرا ایشان می پندارند که ایده و انگیزه و صحنه موازنه قدرت مشخص نشده است در حالی که اصلاح طلبان در سه سال گذشته ضربه ای که از خود تحریمی دیده اند خیلی بیشتر و مخرب تر از فوائد آن بوده است در حال حاضر اقبال و شانس اصلاح طلبان از هر برهه ای دیگر در طول این سی و سه سال برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آینده بیشتر است و نظر سنجی ها و شرایط بین المللی و تحریم ها و عدم کفایت دولت کنونی برای خیلی ها مشخص بوده ، همه بیانگر این است که  شانس و اقبال به اصلاح طلبان روی آورده است ، آقای عبدی بدون در نظر گرفتن این شرایط تیشه برداشته و به ریشه اصلاحات می زنند .
بنظر ایشان اختلاف سلیقه به معنای دوگانگی و بی انگیزگی می باشد و حال آنکه در هر حزب و جریان سیاسی در کل دنیا چنین اختلاف دیدگاهها را نمی توان به معنای دوگانگی و عدم توافق نیروی های درون جناحی دانست .
آنچه که ایشان به عنوان تقیسم کار بین جنبش سبز و اصلاح طلبان تداعی کرده اند از اساس اشتباه است چرا که جنبش سبز شاخه ای از اصلاحات است نه اینکه دو جریان متفاوت بلکه از دیدگاه ما جنبش سبز و اصلاح طلبی هر دو یک معنا را می دهد   و هر دو عضو یک پیکره واحد هستند و اگر بنا باشد کسی و یا گروهی این دو را از یکدیگر تفکیک کند خطایی فاحش را انجام داده است بر فرض اینکه این دو از یک دیگر هم جدا باشند جبهه اصلاحات حکم پدر برای جنبش سبز دارد چرا که نطفه و علقه این جنبش از صلب اصلاحات است و در هر صورت اخلاقا و عرفا باید از جبهه اصلاحات تمکین نماید بنابراین بنظر می رسد  اختلاف سلیقه ها به حدی نیست  که آقای عبدی آنرا راهبردی و استراتژیک نامبرده است و سعی کرده چنان القاء کند که هیچ رهبری و هدف مشخصی برای اصلاح طلبان وجود ندارد شاید این اختلاف ها هم تاکتیکی باشد و زمان برای منسجم عمل کردن و اتخاذ جبهه متحد در اردوگاه اصلاح طلبان در حال حاضر مناسب نباشد و این از اقتضائات سیاست است .
تبعاتی که اظهار نظرهای بدون کارشناسی و به دور از اوضاع و شرایط سخت این روزهای اصلاحات و بخصوص در سه سال گذشته که باعث شد رفته رفته جبهه اصلاحات از مناسبت ها و مجاری قدرت کنار گذاشته شود و کم کم جامعه به نبود اصلاح طلبان عادت کند و افکارعمومی و حامیان اصلاح طلبی سرخورده و دلسرد بشوند بسیار گران حساب شد  در حالی که نفس های اصلاحات به شماره افتاده است و نیازمند اتخاذ راهبرد جدید هستیم  و تنها راه نجات آن شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده است و به قول استاد بزرگوار آقای انصاری که گفتند : این بار نوبت اصلاح طلبان است ، این موضع بهترین و راهبردی ترین موضع برای اصلاح طلبان است و زمانی که بزرگان ما تصمیم خود را برای شرکت در انتخابات گرفته اند با اظهار نظرهای بی مورد نباید در مسیر اصلاح طلبی خلل ایجاد کرد .
ما می توانیم با تکیه بر ظرفیت های قانون اساسی و نیروی های عظیم وفادار و حامی اصلاح طلبان در داخل و نظر مساعد دولت های خارجی و بویژه غرب نسبت به اصلاح طلبان از این رهگذر و فرصت تاریخی استفاده کنیم و برای اینکه از تبلیغات سوء و آسیب اقتدار گرایان در امان بمانیم تا دوباره به یاری خدا قدرت را در دست بگیرم و نه نتنها به جایگاه قبلی و بلکه فراتر از آن دست پیدا کنیم چاره ای نداریم جزء اینکه از برخی از ادعاها و شعارهای قبلی خود عدول کنیم و به همان اصلاحات قبل از انتخابات سال 88 رجوع کنیم هر چند می دانم که اینکار برای بزرگان ما بسیار سخت و دشوار است و به مثابه جام زهریست که ناگزیز باید یک نفر آن را سر بکشد و سرزنش ها و دلخوری های نیروهای درون سازمانی و شماتت رقبا و دشنمان بیرون سازمانی را نیز به جان باید خرید .
امروز شرایط سیاسی داخلی و بین المللی بسیار پیچده و حساس است حرکت اصلاحات باید بسیار دقیق و حساب شده باشد البته این دشواری می تواند شیرینی پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آینده را صد چندان کند بنابراین در این شرایط ما باید هماهنگ با رهبران جبهه اصلاحات حرکت کنیم و از هر گونه تخطئه و تهمت زنی  به یکدیگر و القاء شکست و بدبینی در درون جبهه اصلاحات و افکار عمومی به شدت پرهیز کینم و با قدرت ، با تمام توان از ابزارها و ظرفیت های خود و افراد و جناح های همسو برای پیشبرد اهداف اصلاح طلبی ، استفاده کنیم تا اینکه بلکه بتوانیم آب رفته را به جوی بازگردانیم .

هیچ نظری موجود نیست: