۱۳۹۱ مرداد ۲۲, یکشنبه

ضرورت تجدید نظر در برخی از مواضع اصلاح طلبان

در حالی که در جبهه اصولگرایان و برخی از چهره های مطرح در انتخابات ریاست جمهوری آینده مانند محسن رضایی و قالیباف و علی لاریجانی و... برای کاندیداتوری خود برنامه ریزی می کنند و علی رغم سکوت خبری به صورت چراغ خاموش و چراغ پایین رفته رفته ستادها و نیروهای خود را در سراسر کشور سازماندهی و آماده سازی می کنند که مسنجم تر و باقدرت در انتخابات آینده ورود پیدا کنند در این سوی عالم سیاست کشور اصلاح طلبان هنوز بر سر حضور در انتخابات با یکدیگر مسابقه گذاشته اند و زمانی تصمیم گیری خواهند کرد که فرصت کافی برای سازماندهی ستادها و نیروهای حامی اصلاحات در داخل کشور بسیار ضیق خواهد بود .
اظهارات آقای موسوی تبریزی از بزرگان اصلاحات مایه تاسف شد که هنوز بدون اجماع دیگر اصلاح طلبان اعلام کرد که " اصلاح طلبان در انتخابات آینده شرکت نمی کنند " اینگونه موضع گیری ها باعث می شود که رقیبان از عدم هماهنگی و نداشتن موضع واحد سوء استفاده کنند در شرایطی که شرکت در انتخابات آینده برای اصلاح طلبان ضروری بنظر می رسد بیان چنین مواضعی جزء خودزنی و القاء یاس و نامیدی در بین حامیان و هواداران اصلاح طلبان دست آورد دیگری ندارد .
با توجه به شناختی که از جناب آقای موسوی تبریزی داریم انتظار داشتن برای عدم ابراز نظرات احساسی شخصی در این برهه حساس زمانی خواسته گزافی نیست اگر ایشان به هر دلیلی مخالف حضور اصلاح طلبان هستند می توانند بدون موضع گیری علنی و رسانه ای نظراتشان را به رهبران اصلاحات منتقل کنند و در نهایت بعد از تصمیم گیری نهایی اعلام موضع کنند  تا اگر بنا شد در انتخابات شرکت کنیم مجبور نشوند از نظر نسنجیده خود عدول کنند و موجبات تمسخر رقبا را در آینده به وجود آورند .
از سویی دیگر آقای خاتمی در دیدار با جمعی از اهالی مطبوعات و روزنامه نگارها اعلام کرده اند که " اگر لازم باشد ما باید از برخی از خواسته هایمان عدول کنیم " هر چند این موضع گیری آقای خاتمی در این شرایط و حساسیت های موجود فضای داخلی ایران مناسب بود امّا کافی نبود ایشان باید لفظ " اگر اگرها " را کنار بگذارند و خیلی سریع و صریح موضع گیری خود را اعلام کنند تا تکلیف خیلی ها روشن شود بنظر میرسد زمینه برای عدول از برخی ادعاها و خواسته ها مهیاست و بیش از این تعلل کردن به هیچ وجه به صلاح جبهه اصلاحات نیست ، شاید خاتمی از شماتت رقبا و خشم برخی از تندروهای درون حزبی و سازمانی می ترسد و دقیقا نمی داند واکنش این طیف از افراد چه خواهد بود ولذا کمی محتاط تر و دست به عصا راه می رود ولی هرچند این رویه به صواب نزدیک تر است امّا قطعا به ضرر جبهه اصلاحات است در عالم سیاست گاه خطر کردن به معنای گریز از عقلانیت نیست امّا جسارت خطر را داشتن خودش یکی از بزرگترین شجاعت هاست و آنچه که می تواند این روزها خاتمی را دوباره به محافل اصلی سیاست و قدرت برگرداند داشتن جسارت و شجاعت بیان مواضع جدیدی که بتواند تضمینی برای نظام و امیدی برای دوستداران و هواداران اصلاحات باشد .
مواضعی که خاتمی در این شرایط می تواند بیان کند باید در برگیرنده حفظ و بقای جریان اصلاحات باشد نه حذف و محدودیت آن ، در سیاست وقتی نمی توانی امتیاز بگیری لاجرم باید امتیاز بدهی ، در هر کجای دنیا چنین است بنابراین آقای خاتمی باید از برخی از ادعاهای قبلی مانند تقلب در انتخابات و برائت از برخی از اقداماتی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم برخی نیروهای تندرو و شاید خارج از اصلاح طلبان بنام اصلاح طلبان رقم زدند می تواند چهره کنونی آنرا ترمیم کند چرا که اگر جناب آقای خاتمی و ما از این ادعاها عدول نکنیم چگونه می خواهیم در انتخابات شرکت کنیم ؟!
آیا هواداران و حامیان ما و مردم و رقباء از ما نخواهند پرسید شما که ادعای تقلب در انتخابات گذشته داشتید چگونه دوباره حاضر شدید با همان سیستم در انتخابات شرکت کنید ، و سئوال های دیگری که اگر ما از این ادعاها عدول نکنیم پاسخی برای آن نخواهیم داشت در این صورت ادعای شرکت در انتخابات غیرقابل توجیه است و فقط موجبات تمسخر خود از سوی برخی از رسانه های رقباء را فراهم خواهیم کرد .
در یک جمع بندی می توان نتیجه گرفت شرایط برای اصلاح طلبان حیاتی و رقابت فضای سیاسی داخل کشور نفس گیر و مستلزم رعایت همه جوانب هست امّا این شرایط به معنای چشم پوشی از واقعیت های در حال جریان داخلی نیست و ما چاره ای جزء این نداریم که به قانون اساسی و رهبری رجوع و از برخی از ادعاها عدول  و از برخی از چهره ها عبور کنیم و مجموعه ریزش ها و رویش ها در اینصورت می توان امید داشت که جبهه اصلاحات بار دیگر می تواند مقتدرانه و با پشتوانه مشروعیت و مقبولیت به عرصه سیاسی کشور بازگردد که آن روز دور از انتظار نیست .


هیچ نظری موجود نیست: