۱۳۹۱ مهر ۲۱, جمعه

گزینه نظامی فقط روی میز قرار دارد !

این روزها تحلیل های مختلفی در رابطه با اوضاع اقتصادی و احتمال بروز یک جنگ با ایران توسط آمریکا و یا اسرائیل و مسائل داخلی ایران ارائه شده است که اکثرا ایران را در بعد اقتصادی تا حد فروپاشی کامل اقتصاد ایران متصور شده اند و دلایلی را نیز برای آن ذکر کرده اند و یا در بعد نظامی ایران را ضعیف تر از آنی که وانمود می کند قلمداد می کنند و بحث های فروان دیگری که مد نظر ما در این مقال نیست هر چند نظر تحلیل گران برای ما قابل احترام است ولی واقع بینانه و بیطرفانه نبوده است که باید به آن اذعان داشت و حد انصاف را هم نیز رعایت کرد .
در این نوشته یک بار دیگر دو مسئله مهم اقتصادی و نظامی ایران را مورد کنکاش قرار می دهیم .
نخست اقتصاد ایران ؟
بگذارید با این پرسش شروع کنیم و آن اینکه آیا واقعا اقتصاد ایران بحرانیست ؟! آیا اقتصاد ایران در حال فروپاشیست ؟!!
برای پاسخ به این سئوال ابتدا باید مقدمه هایی را برای آن بیان کنیم .
در ابتدای انقلاب و دوران جنگ تحمیلی ایران سالانه چیزی کمتر از 10 میلیارد دلار درآمد نفتی داشت که بیش از نیمی از آن به مصرف جنگ می رسید و مابقی آن برای امورات جاری کشور هزینه می شد و ساختار صنعتی کشور اکثرا وارادتی دوران پهلوی بود و بسیاری از شرکت های تولیدی به دلیل مسائل امنیتی ناشی از جنگ و یا تحریم های اعمال شده از سوی برخی قدرت ها عملا تعطیل شده بودند و یا امکان تولید را نداشتند و تامین مواد اولیه با کندی پیش می رفت و بنا به اعتراف مسولین وقت آن زمان ، شرکت ها و کارخانه های تولیدی ایران با یک سوم ظرفیت خود کار می کند و چشم انداز تولید بسیار نگران کننده و بحرانی بود .

در آن زمان هم تورم به دلیل وقوع جنگ رشد بسیار زیادی داشت و پس از جنگ هم در دوران دولت سازندگی هاشمی رفسنجانی تورم به نزدیک 50 درصد رسید که در نوع خود بیسابقه بود و در دوران دولت اصلاحات نیز تورم به جزء یک مدت زمان کوتاه یک ساله رشد چشم گیری داشت .
امّا نکته قابل توجه این است که هیچ گاه اقتصاد ایران دچار فروپاشی نشد در حال حاضر هم علی رغم تحریم های بی سابقه که برای هیچ کشوری در طول تاریخ سازمان ملل به این گستردگی اعمال نشده است درآمد نفتی ایران کاهش چشم گیری نیافته است و برفرض کاهش قیمت نفت نسبت به چند سال گذشته چندین برابر شده است و ضمن اینکه در دوره دولت احمدی نژاد درآمد نفتی ایران بسیار بالا بوده و در تاریخ کشور بی سابقه و بخشی از دلارهای نفتی ذخیره شده است به طوری که اگر ایران برای دوسال به طور کلی صادرات نفت خود را از دست بدهد و به صفر نیز برسد اقتصاد کشور دچار بحران و فروپاشی نمی شود .
ممکن است سئوال شود سقوط ارزش ریال و اوضاع تورمی کشور ناشی از چیست ؟
بنظر می رسد حکومت ایران به خوبی از تاریخ درس گرفته و دقیقا می داند که چه دارند می کند و با مهندسی بسیار حرفه ای و پیچیده و البته با ریسک بالایی به راه خود ادامه می دهد چرا که ایران متوجه این موضوع هست که کشورهای غربی و قدرتمند قبل از اینکه به کشوری حمله کنند ابتدا اقتصاد آن را تضعیف و مشروعیت نظام حاکم را به چالش می کشند و سپس به آنجا حمله می کنند که کشور مقابل در پایین ترین سطح توانایی عکس العمل در مقابل حمله آنها را دارد به طور مثال آمریکا بعد از حمله صدام به کویت ، دولت عراق را مشمول تحریم های سختی کرد و تا چندین سال ادامه داد تا اینکه دولت عراق توان لازم برای دفاع از خود را در همه زمینه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و حتی فرهنگی از دست داد و خیلی سریع و بدون درد سر عراق را اشغال کرد و یا در مورد کره شمالی و لیبی و ... نیز وضع به همین منوال بود.
امّا دست غرب برای تهران رو شده است و دولت مردان می دانند که چه در انتظار آنهاست و لذا با یک مهندسی دقیق و دکترین جدید اقتصادی و امنیتی به تحریم ها می نگرند و اوضاع داخلی و وضع اقتصاد را آنگونه پیش می برند که غربی ها دوست دارند و رسانه های خارجی از اوضاع ایران و اثرگذاری تحریم ها و موفقیت این تحریم ها مانور تبلیغاتی فراوانی می دهند به اصطلاح برای شکار نهنگ ابتدا اجازه می دهند که توسط نهنگ بلعیده شوند و پس از آنکه به درون شکم نهنگ رفتند خنجری را بر قلب او وارد می سازنند و بیرون می آیند و نهنگ از پای در می آید .
تهران می خواهد غرب در خیال اینکه ایران در حالت بحرانی هست باقی بماند و از این رهگذر برای خود منافعی را دنبال می کند کوچک ترین منفعت تهران خرید زمان است و یا اینکه ایران خود را به عنوان کشوری که مورد ظلم قرار گرفته است معرفی می کند و موقعیت خود را در بین افکار عمومی دنیا تقویت می کند و در کشورهای اسلامی به عنوان کشوری که یک تنه در مقابل این همه دشمنی ها ایستاده است نقش یک قهرمان را بازی می کند و....
در ثانی ایران الان نیاز دارد که ارز کمتری از کشور خارج شود بنابراین یکی از این راهها کاهش ارزش پول ملی می باشد و ضمن آنکه اقتصاد غیر نفتی ایران را تا حدودی تقویت نیز می کند چرا که کشورهای خارجی برای دریافت کالاهای ایرانی هزینه کمتری می پردازند و سود بیشتری گیرشان می آید و از طرفی برای ایران هم منافع مطلوبی در پی دارد حتی اگر از صادرات خود نتواند به دلیل تحریم ها ارز آوری داشته باشد می تواند با تهاتر کردن کالا نیازهای خود را بدون استفاده از نفت به دست بیاورد که در دراز مدت می تواند اقتصاد ایران را بدون نفت احیا کند .

دوم در رابطه گزینه نظامی علیه ایران :
اینکه به ایران حمله خواهد شد یا نه ؟ سئوالی ایست که این روزها خیلی از ایرانی ها می پرسند ؟ پاسخش بسیار روشن و واضح هست چرا که با توجه به انتخابات پیش روی ریاست جمهوری در آمریکا و انتخابات پیش موعد در اسرائیل و اوضاع نابسامان اقتصادی در اتحادیه اروپا و بحران شدید مالی در برخی از کشورهای اروپایی و همچنین طی آخرین گزارش بانک جهانی که نشانگر کاهش رشد اقتصادی در اکثر کشورهای صنعتی و غیر صنعتی در دنیا بود و هشداری که این بانک به کشورها در این زمینه داد حکایت از این دارد که اقتصاد جهانی و حتی اقتصاد آمریکا هم توان تحمل طبعات جنگ با ایران را ندارد و در وضعیت شکننده ای قرار دارد و ریسک جنگ با ایران بسیار بالا بوده و از لحاظ نظامی هم کارشناسان امر نیز برآورد دقیقی از واکنش ایران پس از حمله به ایران را ندارند و تقریبا به این نتیجه رسیده اند که فقط می توانند آغازگر جنگ باشند ولی قطعا پایان دهنده آن نخواهند بود و مسئولین ایرانی نیز بارها در جایگاههای مختلف علنا اعلام کرده اند که در صورت حمله به ایران حتی حمله محدود به مراکز اتمی اش ، ایران واکنش شدید نشان خواهد .
بنظر می رسد جنگ به جز اسرائیل گزینه هیچ کشور دیگری نیست و اینکه آمریکا ادعا می کند تمام گزینه ها روی میز است چیز جدیدی نیست و آمریکا بعد از ماجرای گروگان گیری کارکنان سفارتش در تهران همواره این گزینه را روی میز داشته ولی هیچ گاه از آن استفاده نکرده است .
ضمن آنکه با سقوط جمهوری اسلامی ایران منافع آمریکا در خاورمیانه بالقوه تهدید خواهد شد و دیگر بهانه ای برای حضورش در خاورمیانه نخواهد داشت و باید این نکته را هم فراموش نکنیم که هم آمریکا و هم ایران از دشمنی با یکدیگر منافع فراوانی برای خود دارند آمریکا فقط در سال 2011 بیش از 100 میلیارد دلار سلاح به کشورهای حاشیه خلیج فارس و خارومیانه فروخته است در حالی که اگر ترس از ایران نبود این کشورها به این میزان سلاح از آنها نمی خریدند ضمن آنکه ایران نیز سعی دارد از این رهگذر برای خود در جهان و بخصوص در خاور میانه جایگاه ویژه ای دست و پا کند و خود را قدرت برتر در آن بداند که ایران نیز منافعی از این دشمنی با آمریکا دارد که بحث دیگری را طلب می کند و تا زمانی که این منافع برای دو طرف وجود دارد تهدید کردن و متهم کردن یکدیگر بهترین گزینه است و گزینه نظامی فقط روی میز قرار دارد .



هیچ نظری موجود نیست: